دسته بندی ها

منوی اصلی

طنز

جوک ها

پیامک ها

پیامک موضوعی

پیامک مناسبتی

مرامنامه 4جوک

یه روز یه زن نویسنده به برنارد شاو گفت:
اگر من زن تو بودم تی فنجون چایت سم میریختم
برنارد شاو هم گفت :
اگر تو زن من بودی من هم بدون معطلی اون فنجون رو سر میگشیدم

یکی از کارای مهمم اینه که توی مترو یه ایستگاه قبل پیاده شدنم بلند میشم و جامو میدم به دیگری
نمیدونید که اون لحظه که با خوشحالی ازم تشکر میکنه اشک تو چشام جم میشه

یه نفر کچل بوده بهش میگن دوست داشتی مثل همه مو داشتی؟
میگه نه
میگن دوست داشتی همه گچل باشن؟
میگه نه
میگن پس چی دوست داری؟
میگه دوست داشتم همه کچل بودن فقط من مو داشتم

گاهي خلوت دوست را به هم بريز تا بداند كه تنها نيست.
اين مرام ماست كه در وجود دوست خانه اي داشته باشيم حتي به مساحت يك "ياد"

اون مـوقع ها که آلبوم قلب یخی مازیار فلاحـی اومده بـود ، دوس دخـدرم (خدای سوتـی) رفتـه بود آلبومشو بخره به یـارو میگه : آقـا ببخشید آلبوم مازیـار یـخی رو دارید؟
یـنی میگفت فروشندهه انقدر خنـدیده بود که باهاش نصف قیمت حـساب کرده بود!!

پائيز كه ميشود, دلم شورميزند!
نكند طعم انارهاي پائيزي, طعم خاطراتم را ازخاطرت ببرد...
مرا به خاطره نه!
به خاطر بسپار...

اقا دخترخالم اس داد سلام رامين مياي بريم كافه گفتم كيا هستن گف من سونيا فاطيما گفتم باش بياين فلان جا بريم،رفتيم كافه گفتم قليون ميكشيد همشون گفتن اره (من اهل قليون نيستم) ب يارو گفتم ي قليون اورد
راتا بعد اولين كام:-X
سونيا" " " :-@
فاطيما" " " :'-(
همشون درحال سرفه كردن
خو مگ مجبوريد از الكي بگيد قليون ميكشيم
هيچي ديگ چاي و بستني خورديم و كلي خنديديم ب اين ميگن تفريح سالم

جمله زیر رو سه بار تکرار کن ببین چه سوتی با نمکی میدی:
دوغ گاز دار گاز دوغ دار

یعنی من واقعا لذت می برم و می بینم که دخترا اینقدر خوب به خودشون می رسن و آرایش می کنن.
خدایی قدر ما پسرا رو بدونین، اگه ما پسرا نبودیم همین یه ذره آرایش رو هم واس خودتون حروم می کردین!
نگو که نمی دونیم این همه زرق و ورق واس کیه!!! :-))))

زندگی یعنی ناخواسته به دنیا آمدن ، مخفیانه گریستن، دیوانه وار عشق ورزیدن و عاقبت در حسرت آنچه دل میخواهد و منطق نمی پذیرد مردن

اعتراف میکنم سال دوم دبستان که بودم هفته هایی که بعد از ظهرها میرفتیم مدرسه من هی با خدا دوست میشدم و هی باهاش قهر میکردم, این شده بود کار هر روز من.
ظهرها نزدیک زمانی که باید میرفتم مدرسه دفتر مشقمو با یه مداد میذاشتم جلو پنجره پشت پرده که خودمم نبینم و یه بیست دقیقه ای مشغول التماس کردن به خدا میشدم که مثلا وقتی چشامو باز کردم ببینم مشقام نوشته شده ولــی وقتی چشامو باز میکردمو میدیدم چیزی نیست با یه ناراحتی نسبت به خدا با چنان سرعتی مشغول نوشتن میشدم که کلشو حدود ده دقیقه ای تموم میکردم و اینطوری میشد که من تا ظهر فردا با خدا قهر بودم!!!
تازه بعد یه مدت پیشرفت کرده بودم, دو تا خودکار که یکیش قرمز یکیشم آبی بود میذاشتم کنار دفترم
واقعا چه مخـی بودمــااااااا!!!

دختر داییم وقتی 7-8 ساله بود عاشق اسم گلناز بود!یه بار تو حرم امام رضا گمشده بود آقا داییم و زنداییم رفتن قسمت گمشده گفتن فاطره اصغری دارین گفتن نه!خلاصه چندساعت تمام حرم رو زیرورو کردن وهر چند دیقه میرفتن قسمت گمشده ها که ببین یوقت نیاوردنش آخرش مسئول اونجا شاکی میشه میگه آقا ما یه اصغری بیشتر نداریم اونم گلناز اصغریه!
نگو دختر دایی مارفته خودشو به اسم گلناز معرفی کرده!بماند که داییم وزن داییم چیکار کردن فقط بعد ازاون روز دیگه هیچکس نشنید دختر داییم اسم گلناز رو بیاره!!!!:)))

پسر: پدر جان احمق چه کسی است؟.
.پدر :پسرم احمق کسی است که سعی میکند نظر ها و مطالبش را در راهی عجیب توضیح دهد بطوری که فردی که در مقابش به کلمات او گوش میکند هیچ چیز نمیفهمد
..پسرم حالا فهمیدی یک احمق چه کسی است؟.
پسر: نه !!!!!!!!

خلاصه میگم: دوسش دارم چون زیباترین ترین هدیه زندگیمو بهم داد: یادم داد چطور عاشق باشم!

یه روز صبح زود که بیدار شده بودم برم دانشگاه از جلو اتاق داداشم رد شدم دیدم یهو با صدای بلند یکی روصدا زد منم بدو رفتم تو اتاقش آقا دیدم باچشای بسته نشته تو تخت داره یه حرفای نامفهومی زیر لب میگه من هنوز تو شوک بودم دیدم حرفاش که تموم شد مثه تو فیلما یهو خودشو انداخت تو تخت دوباره بیهوش شد!فکرکنم جاهای حساس خوابش تموم شده بود!!!
داداشه خواب نماست من دارم؟!