اعتراف میکنم اولین باری که رفتم سلف دانشگاه به جای کارت غذا ، کارت بانکیمو جلوی دستگاه گرفته بودم و به شدت مصر بودم که دستگاه خرابه!!!!
دیگه از قیافه خودم و مسئول سلف حرفی نمیزنم(:
اعتراف میکنم
اعتراف ميكنم تا چن وقت پيش مامانم هر خواستگاري كه اسمش مي اومد كلي تعريف تمجيد و اصرار ميكرد به اصطلاح رو مخم كار ميكرد من ميگفتم نه
جديدا اوضاع اقتصادي همچين تاثيري روش گذاشته
تا اسمه يه پسر مياد ، خواستگار باشه نباشه همچين با پشت دست ميكوبه تو دهنم كه حالا حالا ها هوس عشق و عاشقي نكنم، آخه چرا اينكارو ميكني مادر من مگه تقصير منه همه چي گرون شده؟
با اين وضع بد اقتصادي و بيكاري رسما قراره ترشي چند ساله شم:-|
اعتراف می کنم از وقتی معلم دینی مون گفت اگه 1 حشره یا هر موجوده دیگرو نجات بدین اون دنیا از آتیش جهنم نجاتتون میدن هیچ حشره ای رو نکشتم وقتی ام می خوام مورچه بکشم نگاه میکنم چیزی با خودش اینور اونور می بره یا نه اگه نداشت میکشمش..بعله تا این حد تحت تاثیر قرار می گیرم بعععله P:
اعتراف می کنم تا همین چند دیقه پییششش هر جکی می خوندم like نمی کردم فقط واسه اینکه امتیاز خودم بیشتر از بقیه باشه..تازشم 3تاااا امتیاز دارممم...:">
هر کی like نکنه حسوووووووووووووده ه ه ه
تا حالا نشده يه بار تيريب بغض و تنهايى بيام…
اين اب دماغ لعنتى زودتر از اشكم نياد…
خو لامصب بذار يكم حسم بياد بعد ابراز وجود كن.
اعتراف میکنم
روز اول ک رفتیم سر کلاس وقتی استاد گف برید آنتراک همه بچه ها چند لحظه هنگ کردند وقتی استاد رفت بیرون ما هم رفتیم خوابگاه بعد از نیم ساعت استاد ی نفرو فرستاده بود ک چرا نمیاین.... ؟؟!!!!!؟؟
وقتی استاد فهمید قیافش دیدنی بود.............. میگفت هر ترم آنتراک را کامل واسه دانشجوهام توضیح میدم
خو نمیدونستیم چرا دیگه آبرومونو تودانشگاه میبری؟!!!
≈• • • • • • • السلام علی الحسین (ع) • • • • • • • ≈
بچه که بودم یکی از فانتزیای اون دورانم تخت داشتن بود...یه بارم مامانم یه بسته پلاستیک فریزر گرفت منم دیدم خیلی نرمه جون میده واسه تخت !!!!دزدیدمش !!یه جایی قایمش کردم !! 2باره خرید قایم کردم!بار سوم مچمو گرف دو تا تو گوشی یه پس گردنی نثارم شد خیر سرم میخواستم با انبوهی از بسته های پلاستیک فریزر تخت درس کنم^_^
کوکا کولایی بودم و در نهایت هنوز که هنوز است من تخت ندارم ولی آرزوی تخت از کلم رفته بیرون!!!
اگه این اعترافامو ک30 بشنوه فرار مغز ها میشم نمیخوام من ایرانو دوس میدارم ^_^
عاقابعدازچندماه التماس با بابام رفتم برام یه گوشی گلکسی خرید .خوش وخرم اومدم خونه هنوزلباساموازتنم نکنده بودم گوشیموزدم به شارژدیدم شارژ نمیشه فک کردم دوشاخواشتباهی زدم به پریزتلفن گوشیم سوخته!داشتم سکته میکردم که دیدم سوکتونزدم به گوشی!!!!!!!!تا2ساعت روم نمیشدبه آینه نگاکنم
آقامن اعتراف میکنم موقع عضویت تو4جوک دست وپاموگم کرده بودم یادم نمیومد دو شیش تاچندتامیشه! خداییش پیش خودم مردم ازخجالت!اصن تایه ساعت داغون بودم عجیب!
اغا جاتون خالی چند روز پیشا سر کلاس یه سوتی دادم...!
زمین داشتیم منم شدیدا خوابم میومد و حوصله ی درس گوش دادن نداشتم.
این معلم ما یه دفه چشمش افتاد به من و گفت پاشو ازت بپرسم!
منم که اصلا تو حال و هوای کلاس نبودم...
معلم:جنس پشته های اقیانوسی چیه؟
من:آتشنشانی!
معلم:آتش چی؟؟؟
من:آتشنشانی دیگه!!!!
.
.
.
دیگه زنگ بعدش مجبور شدیم رو زمین بشینیم،بچه ها همه ی صندلیا رو گاز زده بودن!!!!!
معلم بدبختم فهمید واقعا تو کلاس نبودم دیگه نپرسید!هه:-))))))
اححم.. احم..
میگمممم...(اعتراف میکنم)
من یکی از ندارترین افراد جامعه بشریتم..!!! بوخودااا...
میگی نه بخون تا اخرششش..!
پول ... ندارم
کار... ندارم
مخاطب خاص... ندارم
مخاطب خاص.. نیستم
آرامش .. ندارم
حوصله.. ندارم
اعصاب... ندارم
لطفا( لتفا- لتفن- لعتفن) منو به یه سازمانی جایی معرفی کنید یونیسفی یونسکویی وزارت بهداشتی شهرداری جایی...!!!
هم اکنون نیازمند یاری سبزتان هستم!
وقتی 5، 6 سالم بود داداشم اینا داشتن فوتبال تیم ملی رو میدیدن که یهو صدای جیغ و سوت هورا بلند شد. منم تو حیاط خونمون بودم که بدو بدو اومدم ببینم چی شده.
از داداشم پرسیدم چند چند شدن؟
گفت 3-3 مساوی شدن.
منم اونقد که هول بودم گفتم کدوم 3 کدوم 3؟؟؟؟؟
اعتراف میکنم ازون موقع از هرچی فوتباله بدم اومد.
تازشم داداشم از کل سوتی های بچگیم تا الان که 23سالمه ی **کتاب 2جلدی سوتی های فاطیما** درست کرده.
خوشم میاد زود سوتی ها رو میگیره.
تا الانم نتونستم حتی ازش ی سوتی بگیرم که باهاش ی مصراع کوچولو درست کنم...
اعتراف می کنم انقدقدمم سبک دیروزبرای اولین باررفتم مدرسه قبلیم سرصف یه مداحی مختصرانجام بدم که پام گذاشتم مدرسه خبررسید یکی ازدبیران دینی فوت کرد.چیه؟؟؟؟؟؟؟؟؟
مرگ دست خداست
اعتراف میکنم یه روز با 5 تا از دوستام داشتیم از جلو یه نمایشگاه خیلی خیلی لوکس رد میشدیم من گفتم چند میدین که برم تو اون لامبورگینی بشینم همه گفتن نفری 10 تو من منم با اقتدار رفتم تو شاگرد نمایشگاه که از قضا غولی بود برا خودش اومد گفت کاری داری پسر منم گفتم آقا ببین اون پسرایی که اون بیرون وایستادن رفیقامنن باهم شرط بستیم که من بشینم تو این ماشین تو خدا بزار بشینم (اغا بعد از کلی قسم و آیه)یارو یه خنده از اعماق وجودش کرد و گذاشت تو ماشین بشینم بعد رفتم بیرون و 50 تو منو گرفتم ولی خداییش خیلی با حال بود
وجداناَ دم برو بچه هاي فور جوك گرم كه با شروع ماه عزيز محرم ديگه بحث هاي مسخره به خيالشون خنده دار مثل : كدوم رنگو دوس داري لايك!!!/ كدوم خوشت مياد؟ لايك!!!/ كدوم.....
و ديگر هيچ.مرسي
آخرین مطالب طنز
فال و طالع بینی
عزیزُم بیا فالت بگیرُم
فال حافظ | فال روزانه | طالع بینی | فال مصری | فال تاروت
فواید خنده
خنده تاریخ انقضا نداره !!! .gif)
.gif)
مجموعه تخصصی فواید ، دانستنیها و رازهای خنده
حمایت میکنیم
+ شادی و کمک به دیگران ( مراکز خیریه )
آمار سایت
بازدید دیروز: 34746
کل بازدید: 533984222










