اعتراف میکنم که....
ناراحتم چون همه ی دوستام 6 تا مخاطب خاص دارن ولی من....
بعد برای اذیت کردن من جلوم به اونا زنگ میزنن و هی میگن عزیزم.....
من هم کم میارم و سرشکسته میشم....
خدایا!!!
اعتراف میکنم
****این دومین پستمه!!! گفتم اطلاع داشته باشید...****
لِی دیز اند جنتلمنز .... اعتراف میکنم ...
رفته بودم مزار شهدای گمنام،مراسم احیا گرفته بودن اونجا (بعله ما اینجور جاها هم میریم !!) ... یه قسمتی بود شمع روشن کرده بودن ...رفتم شمع روشن کنم . چشمام پر از اشک بود و حسابی گریه کرده بودم(بعععععله گریه هم میکنم ! ) طوری که نور شمع ها تو چشمام کِش میومد .... هرچی گشتم شمع پیدا نکردم بعد دیدم یه شمع رو زمین افتاده برش داشتم ولی هرچی سر شمعو گرفتم رو شعله ی بقیه شمعها روشن نمیشد ...
هی جلیز و ولز صدا میداد و بو میداد ...
دیدم یه دختر بچه کنارم وایستاده و با چشماهای گرد شده داره بِر و بِر منو نگاه میکنه !!! 0_o
بهش گفتم : عزیزم میخوای تو روشن کنی ؟! ^_^
یه نگا بهم کرد و یهو فرار و کرد و رفت ! ...
من: چرا اینجوری کرد ؟! 0_o
دوباره شمع رو گرفتم رو آتیش ...ایدفعه خیلی بوی سوختنیه بدی ازش بلند شد ...
چشمامو پاک کردم یه نگاه دقیق به شمعه انداختم ... 0_0
وااااااااااااااااااای خدای من !!! میخواستم بمیـــــــــرم ...شمع نبود که !!
ته مونده ی یه سیب بود ! با چاقو قشنگ بریده بودنو خورده بودنش .. اونی هم که من فک میکردم نخشه ...چوب سر سیبه بود ...
- عایا من اُسگلم؟؟! *_*
لایک : آره اُُسگلی !
لایک : نترس ما هم اُسگلیم ...
****این دومین پستمه!!! گفتم اطلاع داشته باشید...****
لِی دیز اند جنتلمنز .... اعتراف میکنم ...
رفته بودم مزار شهدای گمنام،مراسم احیا گرفته بودن اونجا (بعله ما اینجور جاها هم میریم !!) ... یه قسمتی بود شمع روشن کرده بودن ...رفتم شمع روشن کنم . چشمام پر از اشک بود و حسابی گریه کرده بودم(بعععععله گریه هم میکنم ! ) طوری که نور شمع ها تو چشمام کِش میومد ....
هرچی گشتم شمع پیدا نکردم بعد دیدم یه شمع رو زمین افتاده برش داشتم ولی هرچی سر شمعو گرفتم رو شعله ی بقیه شمعها روشن نمیشد ...
هی جلیز و ولز صدا میداد و بو میداد ...
دیدم یه دختر بچه کنارم وایستاده و با چشماهای گرد شده داره بِر و بِر منو نگاه میکنه !!! 0_o
بهش گفتم : عزیزم میخوای تو روشن کنی ؟! ^_^
یه نگا بهم کرد و یهو فرار و کرد و رفت ! ...
من: چرا اینجوری کرد ؟! 0_o
دوباره شمع رو گرفتم رو آتیش ...ایدفعه خیلی بوی سوختنیه بدی ازش بلند شد ...
چشمامو پاک کردم یه نگاه دقیق به شمعه انداختم ... 0_0
وااااااااااااااااااای خدای من !!! میخواستم بمیـــــــــرم ...شمع نبود که !!
ته مونده ی یه سیب بود ! با چاقو قشنگ بریده بودنو خورده بودنش .. اونی هم که من فک میکردم نخشه ...چوب سر سیبه بود ...
- عایا امیدی هست من دوباره شمع روشن کنم ؟! +_+
- عایا من اسگلم؟؟! *_*
لایک : آره اسگلی !
لایک : ما هم اسگلیم ...
اعتراف میکنم که پوست کنار ناخن از خیانتکارترین پوستهاست...
اولش فقط یه ذره گوشه ى ناخنه اما تا میکشیش تا زیر زانوت میاد پایین!
والاااااااااا
o. O
با رفیقام شرط بستیم من باختم حالا باید از آفتابه آب بخورم
هییییییییییییییییییییییییییییییییی
دکترهاجوابش کرده بودن..
فقط یکی گفت:
دارویی برایت مینویسم که جواب می دهد...
"زِیــآرت عـآشـــــورـآ"
اعتراف میکنم با اینکه 20 سالمه( ای جوونی پیر شدیم) هرجا جدول باشه کنار خیابون رو جدول را میرم دستامو هم عین هواپیما باز میکنم0|0
کودک درون ندارم!!!
مهد کودک درون دارم!!!
کیا بازم اینکارو میکنن؟؟؟
خدایا فقط من خنگم؟؟؟
اعتراف میکنم ورزش برای سلامتی خیلی مفیده اما لذتی که در خواب تا لنگ ظهر هست در هیچ ورزشی نیست
ستاد حسن کچل و دوستان
دارم دفترچه ی آزمون ارشد میخونم، می بینم تو شرایط عمومیش نوشته: نداشتن سابقه عضویت در ساواک و ...!!!!
هیچی دیگه دیدم شرایطشو ندارم از شرکت تو آزمون منصرف شدم! صفحه رو بستم از اینترنت اومدم بیرون!
شمام مثل منيد كه هر وقت ٦ صبح بيدار ميشين نميخواين برين دانشگاه
تا يه ربع تو جاتون ميمونين
يهو يادتون ميوفته
اَ... كلى غيبت دارين
بعد از كلى فحش دادن به خودتون كه چرا فرت و فورت غيبت خوردين از ترس حذف ميرين دانشگاه يا من فقط اينطوريم؟!
اعتراف میکنم...اولین باری که گوش داداشمو کشیدم (ازخودم بزگتره)کلن اولین باری بود که داشتم گوش یک انسانو میکشیدم بنابراین اصن تجربه ای نداشتم به جای اینکه این پایین گوشوبگیرمو تابش بدم کلن کل گوشو بالا و پایینشو گرفتم چنان به وسط فشار دادم که اصن گوشش شکست...خو بلد نبودم
تازه یبار دیگه چنان با خودکار زدم رو بازوش که نوک خودکار رف توو و جاش موند ...بدجنسم خودتونین
دیگه این یکیشو نمیگم که یبار داداشم داشت خمیازه مکشید همینجور که دهنش وا بود یه شوکولات ازین شیشه ای نوشابه ایا پرت کردم توو حلقش که فقط خدا بود ک بش عمر دوباره داد
اصنم بد نیستم داداش خودمه اختیارشو دارم:)
اين ماجرا همين جند دقيقه بيش رخ داد اومدم تو فورجوك بعد ديدم رنكش بركشته و دوباره بنفش شده حالا من ذوق مرك شدم داد ميزنم بياين بياين فور جوك زرد شد@@آيا من كوررنكم؟
اعتراف میکنم بهترین لحظه ی زندگیم وقتی بود که.
.
.
.
ی شلوارمو بعد دو هفته پوشیدم دیدم تو جیبش 10هزار تومن پوله
اعتراف میکنم همیشه وقتی یه پست باحال میزارم تا چند ساعت خر کیفم بعد از چند ساعت میرم محبوب ترین مطالب هفته از صفحه ی اول تا 15 میرم پیداش نمیکنم
وقتی میرم تو کنترل پنلم میبینم اصن تایید نشده...
"""""بیشتر تلاش کن""""
یعنی داغون میشما...
با کماله شرمندگی میخوام اعتراف کنم که تا ۶ ماه پیش کلیپس میزدم:-(
ولی بخدا الان پاکه پاکم:-D
آخرین مطالب طنز
فال و طالع بینی
عزیزُم بیا فالت بگیرُم
فال حافظ | فال روزانه | طالع بینی | فال مصری | فال تاروت
فواید خنده
خنده تاریخ انقضا نداره !!! .gif)
.gif)
مجموعه تخصصی فواید ، دانستنیها و رازهای خنده
حمایت میکنیم
+ شادی و کمک به دیگران ( مراکز خیریه )
آمار سایت
بازدید دیروز: 34746
کل بازدید: 533986338










