دسته بندی ها

منوی اصلی

طنز

جوک ها

پیامک ها

پیامک موضوعی

پیامک مناسبتی

مرامنامه 4جوک

اعتراف میکنم

  132040

به خدا قسم تا دنيا دنياست هيچ ويندوزي ويندوز xp و هيچ آفيسي آفيس 2009 نميشه...
اگه موافقي خودت بلدي چيكا كني دمت گرم....

  132023

ﯾﻨﯽ ﺍﮔﻪ ﺁﮊﺍﻧﺲ ﺑﯿﻦ ﺍﻟﻤﻠﻠﯽ ﺍﻧﺮﮊﯼ ﻫﺴﺘﻪ ﺍﯼ ﻧﺤﻮﻩ ﺍﺳﺘﻔﺎﺩﻩ ﺻﻠﺢ ﺁﻣﯿﺰ ﻣﻠﺖ ﺍﺯ ﺗﺮﻗﻪ ﻫﺎﯼ ﭼﻬﺎﺭﺷﻨﺒﻪ ﺳﻮﺭﯼ ﺭﻭ ﺍﺯ ﻧﺰﺩﯾﮏ ﺑﺒﯿﻨﻦ، ﺩﯾﮕﻪ ﺍﺟﺎﺯﻩ ﻏﻨﯽ ﺳﺎﺯﯼ ﮔﻮﮔﺮﺩ ﻧﻮﮎ ﮐﺒﺮﯾﺖ ﻫﻢ بهمون ﻧﻤﯿﺪﻥ!!!

  132022

یادش بخیر وقتی راهنمایی بودم یه کبریت از خونه کش رفتم که به جای چوب ، کاغذی بود و خیلی زود آتیش میگرفت. تو راه مدرسه رفتم یکیشو توی گوشه یه پارک که علف هاش خشک شده بود امتحان کنم.همین که روشنش کردم از دستم افتاد و ترسیدم برش دارم ، فرار کردم رفتم مدرسه. چند دقیقه بعد صدای آژیر آتشنشانی بود که شهرو گذاشته بود رو سرش. حدستون درسته . وقتی غروب داشتم از مدرسه برمیگشتم دیدم آثاری از گوشه دنج پارک باقی نمونده .
ااااااااااااااااااااااای عذاب وجدان دارم . میخوام برم خودمو لو بدم . ( ۱۸ سال پیش) شما فک میکنید اون علف ها دوباره در اومده ؟ خخخخخخخخ

  132021

اعتراف میکنم چند روز پیش داشتم میرفتم سوپرمارکت محلمون که شیرکاکائو بخرم از شانس من چندتا از پسرای محلمون که خیلیم پرروان اونجا بودن منم با همون اخم همیشگیم خیلی رسمی و باکلاس رفتم جلو به مغازه دار گفتم ببخشید آقا یه “شیر دادایو” بدید!‏‏!‏
هیچی دیگه سوژه شدیم رفت

  132020

اعتراف میکنم سر کلاس داشتم با رمز و اشاره با دوستم حرف میزدم یهو دبیرمون فهمید گفت:شما دو تا فکر نکنین من نمیفهمم دارین با هم حرف میزنین و……
یهو همه ی بچه ها بر گشتن طرف ما منم می خواستم طبیعی کنم الکی به این ور و انور نگاه میکردم که یعنی مثلا من نبودم بعدشم پرو پرو زل زدم تو چشمای دبیرمون
بچه ها هم نفهمیدن من بودم همه بر گشته بودن داشتن به دوست پشت سریم نگاه میکردن بدبخت داشت سکته میکرد.بعدش که به دوستم گفتم من بودم میخواست بزنم
در پوست خود نمی گنجیدم :D

  132002

اعتراف می کنم الآن چهار ماهه هر روز میلمو چک می کنم می بینم همه ایمیلام ازین تبلیغاتیاس. امروز دیگه گریم گرفت!:(
ینی یه آدم انقد بد بخت.

  131984

من وقتی از زندگی سیر میشم...حالم خرابه،له له میشم،اعصاب مصاب ندارم،خون جلوی چشمامو میگیره،به ته ته خط میرسم...
میرم سایت Ravvan.comو تاپیک ”اختلالات روانی” رو باز میکنم و درد و مرضای مردم رو میخونم...
بعد سایت رو می بندم و عین دختر بابام به زندگی طبیعی برمیگردم!!!!!!

  131981

اعتراف میکنم هر وقت از زنگ تفریح میام کلاس روی میز معلم حرکات پارکور انجام میدم

  131972

اعترافمیکنمممممممم
شباهت زندگی من وانیشتن در اینه که هردو بچیگیامون خنگ بودیم ولی خوب از وسطای بیوگرافیمون به بعد یه کم متفاوت میشه.............

  131963

اعتراف میکنم که تا همین چند وقت پیش هر جا"برق لامع" (مارک یه حوله هستش) میدیدم فکر میکردم قبلا مغازه الکتریکی بوده بعدالان شده حوله فروشی و صاحب مغازه هم یادش رفته تابلوی مغازه رو عوض کنه!!!
:| :))

  131960

گاهی وقتا انقدر بعضیارو بیشتر از کوپنشون تحویل گرفتم
طرف فانتزی زده اوراق بهاداره
:/

  131958

اغا اعتراف میکنم بچه که بودم فکر میکردم ماکارونی مثل خیار و گو جه و ... بوته داره. خب چیه مگه؟ بچه بودم دیگه...

اما الان که بزرگ شدم فهمیدم که ماکارونی درخت داره . .. !!!!!!!!!!

  131956

اعتراف میکنم نصف “آره یادم میاد”هایی که گفتم چاخان بوده …
حوصله نداشتم طرف تعریف کنه !

  131954

من تا همين ىه ماه قبل فكر مى كردم شاسكول ىه ماشىن مدل بالاست!
زهر مار،نخندىن!!!

  131947

من اگه پُستای شما رو لایک نکنم , عذاب وجدان میگیرم!
حالا شما هییی پُستای منو لایک نکنین :(