چندسال پيش وقتى دردوران جاهليت به سرميبردم,ازطرف صداوسیمااومده بودن دم خونمون واسه نظرسنجى(اون موقع ها مثل الان سامانه پيامكى نبود)
يكى ازسوال هااين بودكه شماكدوم راديو روبيشترگوش ميكنيدوكدوم برنامه هاشوبيشتردوست داريد؟منم گفتم راديوفردا,ترانه هاشو دوست دارم !!!
جالب اينجاس كه خانمه هم نگرفت چى شده
هرچى گشت توليست, راديوفردا پيدانكرد
توقسمت ساير نظركارشناسانه منوبه ثبت رسوند.
اعتراف میکنم
آقا نیم ساعته پشت سیستم نشستم از ذوق اینکه ارسال مطلب مسدود نیست نمیدونم چی بنویسم! :دی
به همین سادگی 4جوک تونسته موجبات شادی و فرح مارو فراهم کنه...! :دی
اعتراف میکنم بچه که بودم وقتی مامان بابام میخواستن برن بیرون میرفتم به عمم میگفتم بیا سر منو بند کن میخوان مامان و بابا برن بیرون
طفلی عممم همین کارو میکرد تا مامان بابام برن
همچین بچه فهمیده بودم!؟
اعتراف ميكنم دانشگامون وقتي هواباروني ميشه از سقفاي كاذبش آب باجريان شديد چكه ميكنه دوبار رييسش عوض شد منتها بجاي اينكه سقفشو درست كنن دارن توحياتش درختاي هرز ميكارن........
یارو اومده بود تو تلویزیون می گف : برنامه ی خوبی دارید و جذابهبه مسائل اجتماعی می پردازه .بعد مجریه ازش پرسید چند بار برنامه رو نگاه کردی اونم ریلکس گفت هیچی .
من جای مجری داشتم زمینو گاز می زدم .....والا
آخرش هم نفهميديم
به کسي که داره مياد بايد گفت
“خوش آمديد”
يا به کسي که داره ميره !؟O.o
سرسفره بودیم که صدای یه کامیون اومدیهومامانم زد زیرگریه گفت :شماهاهیچوقت منوحمایت نکردیدمن میخواستم پایه یک بگیرم..
آخه مادرمن شما۱۱سال طول کشیدتاپایه۲گرفتی من توی ماشین آموزشگاه بزرگ شدم والااااااااا
معلم دینی اومد سر کلاس
گفت شما (اشاره به من) یه حدیث بگو!
من اینور رو نیگاه کردم دیدم هیشکی نیس,
اونور رو نیگاه کردم بازم هیشکی نبود:|
گفتم من؟ حدیث؟
گفت اره یه حدیث بگو و روزی 10 تا حدیث میشنوی یکی رو بگو!
یه ثانیه فکر کردم و یه لبخند خبیثانه زدم
گفتم:
پیامبر اکرم میفرمایند :«النکاح سنتی فمن رغب سنتی فلیس منی....»
یدفعه دیدم کلاس منفجر شد:D
بعد نمیدونم چی شد معلم گفت تا به سنت پیامبر عمل نکنی حق اومدن سر کلاس من رو نداری:|:|:|
بفرما بیرون:)
باتری ساعت مچیم تموم شده .... هر نیم ساعت با ساعتای دیگه تنظیمش میکنم!
والـــــــــــا مگه پول مفته که براش باتری بندازم با دست درستش میکنم!!!!
اعتراف می کنم هر وقت شارژم داره تموم میشه و وضع پولیم روبراه نیست و از خانواده گرامی هم نمیتونم پول شارژ بگیرم یه بهانه گیر میارم و با مخاطب خاصم قهر می کنم تا وقتی که بتونم شارژ بخرم باهاش آشتی می کنم اونم بعد از اینکه اون بدبخت کلی ازم عذرخواهی می کنه و قول میده دیگه ناراحتم نکنه... منم با کلی ناز و ادا درآوردن و شرط گذاشتن واسه اون اسکول، باهاش آشتی می کنم و تو دلم هم کلی بهش می خندم!!!
لایک:خاک تو سرش اوسکول
لایک: واقعا خجالت آوره به خاطر یه شارژ!!! بیا من یه شارژ بهت میدم
(به قرآن اصلا مخاطب خاص ندارم یعنی قبلا یکی داشتم که ... بماند ولی به جان شما اصلا باهاش از این کارا نکردم. سوژه نبود به ذهنم رسید پدر بی سوژگی بسوزه)
اعتراف میکنم بچه که بودم با پسر عمم خونه مادربزرگم بودیم بعد پسر عمم شیطونی میکرد عمم بهش گف برو نخود سیاه از خاله بگیر بعد اون نرفت ولی من رفتم خون عمم وگفتم نخود سیاه میخوام.اونوق بود که عمم میگف نخود سیاه دیگه چیه؟؟؟؟؟؟؟؟
ومن پس از برگشت متوجه شدم...بقیش خودتون حدس بزنیدهمشو که من نباید بگم
میخواستم ازمخاطب خاااصم جدا بشم...
یه دفعه عطسم گرفت . . .
صبر اومد . . .
هیچی دیگه گذاشتم واسه یه روز دیگه :))))
بیرون غذا خوردن ما به این صورته که :
همیشه میریم رستوران قیمت ها رو نگا میکنیم ، بعد میریم فلافلی !
***
دبستان که بودم هر موقع برف میومد ، از ساعت 5 صبح بلند میشدم ، میزدم شبکه خبر ، زیرنویسشو نگاه میکردم تا ببینم تعطیلیم یا نه ... تازه با اینکه اعلام میکرد مدارس امروز تعطیله بازم به 3 تا از دوستام زنگ میزدم تا مطمئن بشم ... با این حال خاطرم جمع نمیشد ... یواشکی میرفتم از دور مدرسمونو نگاه میکردم ببینم اوضاع چجوریه ...
انقد استرس داشتم ، میترسیدم مدرسه باز باشه و من نرم ... !!!
شما هم اینجوری بودید دوستان ؟؟؟
***
با این سرعتی که مامانم داره واسم جهاز میخره،فک میکنم بعد ماه صفر عروسیمه!!!!!هههههه
آخرین مطالب طنز
فال و طالع بینی
عزیزُم بیا فالت بگیرُم
فال حافظ | فال روزانه | طالع بینی | فال مصری | فال تاروت
فواید خنده
خنده تاریخ انقضا نداره !!! .gif)
.gif)
مجموعه تخصصی فواید ، دانستنیها و رازهای خنده
حمایت میکنیم
+ شادی و کمک به دیگران ( مراکز خیریه )
آمار سایت
بازدید دیروز: 21217
کل بازدید: 534015962










