ع

عزيز دلم

@##تك درخت## · ۲۴ امتیاز

★★★☆☆ ۲ از ۵ (۳ رأی)

Namu.B.M ۱۱ سال پیش
جوک

يه بار بيرون كار داشتم، به داداشم گفتم منو باموتور برسونه،كارم كه تموم شد برگشتم پيش موتور ديدم نيستش،صبر كردم بياد، حوصله ام هم سر رفته بود هى باموتور ور مى رفتم، يه پسره هم زل زده بود به من،تو دلم مى گفتم ايش پسره چش چرون...
نيم ساعت بعد يگه خسته شدم زنگ زدم بهش، گفت:اون موتوره كه هى بهش لگد مى زنى رو ول كن، پنجاه متر بياي جلوتر پيش موتور ايستادم!!!
قطع نكرده همون پسره اومد جلو گفت ببخشين بیزحمت به لاستيكاش لگد نزنىن، تازه باد زدم!!!

#
##تك درخت## ۱۲ سال پیش
جوک

از اونجاىى كه كىبوردم عربىه معذرت مى خوام،حالا اصل مطلب:
عاغا (بله،مثل خودتون بى صواتم!)ما ىه خان داداشى دارىم،تانك!ون موقع كه با ساىت خوسجل ٤جوك اشنا شدم سىمكارتم سوخته بود،براى عضوىت از اخوى محترم خواستىم شماره شو بكه،حالا دىدم نا اشناستا،بعد ز تائىد شماره :
من: داداااااش،كدى كه الان برات اومد رو بكو
اون:مكه قراره كدى واسم بياد؟!
-اره ديكه:-)
-شماره خودم نبود كه!نخواستم موباىل خودم رو بكم واسه دوستم رو كفتم!!!
من:0-0
اون:))))))))))
خودتان قضاوت كنىد...