موبایلم امروز بهم گفت: منُ چرا میزنى تو شارژ؟ واسه کى؟ واسه چى؟خوب دردم میاد...
هیچ جوابى نداشتم بدم، فقط از اتاق رفتم بیرون گذاشتم کمى با خودش خلوت کنه...!!!!!!
.
اعتراف میکنم
یافتم یافتم...
راه حل جلوگیری ترس از سوسک خانوما...
من خودم بچه بودم یه سوسک مرده خوردم فکر کردم شکو پارسه!
الان عنکبوت هم بیارن جلوم نمیترسم!!!!
حالا لایکا.... به افتخار سوسکا....
اعتراف میکنم فقط یه بار مخاطب خاص داشتم...
اونم تو بازی GTA بود!
تازه اونم اشتباهی با ماشین لهش کردم!
بچه ک بودم...و در خانه تنهای تنها....ج-ی-ش-م...گرفت...بعدم میتسیدم برم دسشویی...توی یه لیوان ...کارمان را انجام دادیم خوشحال و خرسند....لیوانم با مایع و وایتکس و....شستم...سریع پشت بندش اب خوردم...احساس کردم ی طعمی میده...
خدایا العف.........این اعترافم بعد از 14 ساله...ب کسی نگین...مامانم میکشتم!!!!!!!!!
اعتراف می کنم اونی ک تو زنگ فیزیک گوشیش زنگ خورد و همه به هم نیگا کردن تا بفهمن کیه من بودم.
خو چیکا کنم؟ بالاخره باید ماشین حساب یا مثلن دیکشنری یا کورنومتر ببریم مدرسه دیگه!!!!
اعتراف میکنم وقتی میام 4جوک امیدم به خودم خیییلی زیاد میشه؛چون میفهمم که به جز من,خیلی آدم دیگه تو ایران هست که سوتی زیاد میده دی:
اعتراف میکنم هر موقع یکی از پستای پچه ها رو کپی میکنم(گرگ بخوردم میدونم)ولی لایکشم میکنم بعهله ما از ایناشیم
لایک=نه توروخدا لایکشم نکن خسته میشی
اعتراف میکنم ی روز میخواستم برم مدرسه تا رسیدم سرکوچه اتوبوس داشت میرفت رفتم ب دنبالش تا ب ایستگاه بعد برسم خلاصه چهار تا ایستگاه را من بدو اتوبوس گازبده.... تا دیدم رسیدم ب مدرسه...حالا ک فکرشا میکنم ب عقل خودم شک میکنم و متعجبم چ جوری با معدل بیست هرسال قبول میشدم...
اعتراف میکنم من اولین روز کلاس اولم ازمعلم اجازه گرفتم و رفتم دستشویی موقع برگشت دیدم چندتا راهرو و کلی کلاس پیش روم بود خلاصه کلاسمو گم کردم بغض کرده بودم و مثه منگلا اطرافما نگاه میکردم شانسی در یک کلاس و باز کردم ولی دیدم اشتباه اومدم دیگه میخواستم گریه کنم ک در کلاس بعدی را ک باز کردم انگار خدا دنیا را بهم داد...اومدم خونه واسه همه تعریف کردم پسرعموی مامانم هنوز ک هنوزه بهم میگه دیگه کلاستو گم نکردی؟؟؟؟؟؟
من اگه خاکایی رو که روی میز کامپیوترم نشسته , جمع کنم
میتونم یه باغچه باهاشون درست کنم!!
اعتراف میکنم من در دوران تحصیل (البته تا قبل از دانشگاه)اونقدر بچه درس خون بودم ک وقتی میخواستم برم حمام، نکته درسی رو کاغذ مینوشتم میچسبوندم ب دیوار حمام و میخوندم و دوش میگرفتم...
ی موقعهایی هم یادمه کتاب با خودم میبردم دستشویی!!!!!!!!!
بعلهههههههههههههه..
حالا واسه تفریحم نمیرم سراغ درس....
حجم مطلبایی که تو حموم یا وقتی برق میره تو ذهن من میاد اگه موقع نوشتن یادم میموند الان کاربر برتر بودم
من.:|
حموم.:>
برق. D:
ماجراهای من و ساپورتم
اعتراف می کنم من به شخصه از اونایی بودم که از این دخترای ساپورت پوش بدگویی می کردم تا اینکه
.
.
.
.
یه روز امتحانی پوشیدم چشمتون روز بد نبینه!!! دیدم لامصب بدجور باهاش خوش تیپ شدم... هیچی دیگه رفتم توبه کردم که اینهمه به دخترای بی گناه و معصوم مردم گیر دادم!!!! خدا از سر تقصیرات همه بگذره الهی آمییییییین
اعتراف ميكنم كوچيك كه بودم ميرفتم سنگ جمع ميكردم و شروع به سنگ پرانى به داخل منازل همسايه كرده و بسي لذت ميبردم؛البته شرمسارم
اعتراف ميكنم تازه فهمیدم که بازیهای کودکی حکمت داشت!!
زووووو تمرین روزهای نفسگیر زندگی..
الاکلنگ تمرین دیدن بالا و پائین دنیا..
سرسره تمرین سخت بالا رفتن و راحت پائین آمدن..
و گل یا پوچ دقت در انتخاب!!!!
هعيييي رووووزگاااار.....:|
آخرین مطالب طنز
فال و طالع بینی
عزیزُم بیا فالت بگیرُم
فال حافظ | فال روزانه | طالع بینی | فال مصری | فال تاروت
فواید خنده
خنده تاریخ انقضا نداره !!! .gif)
.gif)
مجموعه تخصصی فواید ، دانستنیها و رازهای خنده
حمایت میکنیم
+ شادی و کمک به دیگران ( مراکز خیریه )
آمار سایت
بازدید دیروز: 21217
کل بازدید: 534017226










