دلخورم...
دلخورم از آن دكتر كه وقتى فهميد روحم بيمار هست براي جسمم نسخه پيچيد؛
@Javad792 · ۷۲ امتیاز
★★★★★ ۵ از ۵ (۲ رأی)
دلخورم...
دلخورم از آن دكتر كه وقتى فهميد روحم بيمار هست براي جسمم نسخه پيچيد؛
بهم ثابت شده هر كسى ادعا ميكنه از دروغ تنفر داره خودش بيشتر از همه دروغ ميگه..
شما هم مثل من تو دبستان درگير اين بوديد كه مضاف اليه رو با "عليه" بنويسيد يا "اليه" ؟
اعتراف میکنم جوای دادن سوالی که از من پرسیده میشه اینطوریه:
آقا محمد جواد(اسمم تو حلقومتون) اون ماشین حشجله چیه>
من:اتومبیل
بیشعور اسمش چیه:
من: آها..خودرو
یعنی برا کیه؟
من:صاحبش
صاحبش کی میتونه باشه؟
من:کسی که ماشین رو خریده
تعريف از خود نباشه خونمون به كوه نزديكه؛حدودا شش سال پيش كه كلاس اول يا دوم راهنمايى بودم؛با دوتا ديگه از دوستام تصميم گرفتيم بريم كوه؛اون موقع جنس نسبت به الان ارزون تر بود؛يكي از اين رفقاي دست و دلبازم رفت 100 تا تك تومنى تخمه خريد واسه سه نفر!!
خدااااااااا!
بابام ساعت 6 صبح 22 بهمن مطابق با 11 فوريه از خواب بيدار شده و همش داره ميگه:
مرگ بر آمريكا اينا گزينه هاي روى ميز ماست؛
من تو خواب O-o
همساده ها !!!
من ديگه صحبتى ندار�
مورد داشتيم دكتر دندون پزشك اومده بابا سر بيمار وقتي خواسته ي كلمه اي بحرفه دندونش اوفتاده تو حلق بيمار؛
خدايا توبه!
اعتراف ميكنم كوچيك كه بودم ميرفتم سنگ جمع ميكردم و شروع به سنگ پرانى به داخل منازل همسايه كرده و بسي لذت ميبردم؛البته شرمسارم
مورد داشتيم دختره واحد هاي آپارتماني كه رو كليپسش ساخته پيشفروش كرده
بنده اعتراف ميكنم با داشتن 19 سال سن بخاطر مسائل خاك بر سرى از رويا روى با يك (طفل،گراز،جن،كروكوديل و ...)
دو و نيم ساله واهمه دارم،و من الله توفيق
با دوستم تو ماشين نشصته بوديم البت فك نكنى پرايد هستا،
ى خانومه اومد با دوستم احوال پرسى كرد ى دهه هشتادى همراشون بود به مامانش ميگفت اين پسره كيه؟مامانش گفت مامانش دختر خالمه،اى 10 ه هشتادى گفت پس سلام:-D
دوستم:-D
من:-D
دهه هشتاد به قبل:-D
دهه هاي بعد:-D
دختر خالم خير سرش دانشجوى مملكته و ى تا بچه هفت ساله داره
خانم ى گوشى تاچ داره وقتى كسى ميره سراغش ميگه به گوشيم دست نزن لمسيه!
ميگم بلوتوثتو روشن كن ميگه گوشيم خراب نميشه!
ميگم مموريتو بده سيمكارتشو بهم ميده،
یکی از فانتزیام اینه که بتونم تو افق محو بشم اما هم کاری میکنم error میده.....والا
دوستان میتونید راهنمایی کنید یا آموش ویژه بذارید بخدا منم دل دارم...
خدا چه كنيم با رفيق ناباب
يه روز شب بود ساعت در حدود 1 يا دو پاره اي از شب روز بعد
با رفقا بيكار وسطاى تابستون هوا دلپذير نبود افكار شوم شيطانى در اذهان مشوش پر از خالى ما حلول كرد
نتيجه: با 2 تا موتور دونفره سر جمع سه نفر و نصوى سنگ بدست از جلو خونه ها ك گذر ميكرديم شاتالاق تو در حياط
خدايى رفيقه ما داريم؟!
عاغا اين ملت كه از هر نقطه اين مرز و بوم ميان خونمون بعد چن دقيقه گرسنه ميشن نميدونم چه خواصيت مغناطيسى داره منطقه ما،يه صبح طعتيل با نهايت لذت از خواب بيدار شدم برم صبونه بخورم ميگم مامان چى داريم بخوريم؟
ميگه كل يخچال غارت شده باباتم رفته بيرون صبونه بگيره،بعد سال ها انتظار بابام اومده مامانم ميگه صبحونه چى خريدى ميگه آخ يادم رفت ميگيم چطور؟ميگه داشتم كله پاچه ميخوردم سرگرم شدم,
اين بابا هس كه من دارم؟
اين فك و فاميله؟
آقا ما تو دوران جهوليت كه بوديم كارايى ميكرديم در حد بن لادن يه بار با يكى از رفقا زد پس كلمون شيطون, كه مزاحمت تلفنى ايجاد كنيم،عاقا ما زنگ زديم به ى شماره شانسمون توپ يه پيرزن گوشى رو جواب داد
بهش گفتيم ببخشيد مزاحم اوقات شريف شديم البته خيلى اتو كشيده پيرزنه گفت خواهش ميكنم بفرما،ما هم گفتيم از ايران خودرو مزاحم ميشيم شما
كرم ضد چروك لازم نداريد اشانتيونم داره! اونم نه گذاشت نه برداشت گفت نه پسر گلم حالا رفيق مارو ميگى داشت مثه سگ آبى تنه درخت سوراخ ميكرد مثه داركوب كه زمين رو سوراخ ميكنه ميره تو آب!
بی تواین فاصله هاطاقت من رابرده،ساعتم زنگ زده عقربه هایش مرده،کاش باورکنی ازدوری تودلتنگم،این دل خسته ام ازدوری توپژمرده...