دو دلیل بسیار مهم برای شوهر خواستن من :
۱_ لباس عروس بپوشم!! ^_^
۲_ دیگه درس نخونم ^_^
@penhan · ۶۹ امتیاز
★★★★★ ۵ از ۵ (۲ رأی)
دو دلیل بسیار مهم برای شوهر خواستن من :
۱_ لباس عروس بپوشم!! ^_^
۲_ دیگه درس نخونم ^_^
آنقدر دلتنگت شده ام که اگر نامه رسانت گرگ بیابان باشد قدمش را می بوس�
چرا پنهان کنم ؟
راز آن است که
کس نداند
اما خدا ميداند.
و تو هنوز نميداني
که من
چقدر دوستت دار�
بچه ک بودم...و در خانه تنهای تنها....ج-ی-ش-م...گرفت...بعدم میتسیدم برم دسشویی...توی یه لیوان ...کارمان را انجام دادیم خوشحال و خرسند....لیوانم با مایع و وایتکس و....شستم...سریع پشت بندش اب خوردم...احساس کردم ی طعمی میده...
خدایا العف.........این اعترافم بعد از 14 ساله...ب کسی نگین...مامانم میکشتم!!!!!!!!!
سوتیامو کسی نمیگیره جز خودم...کلیم میخندم.....
مثلا:مامااااااااااان؟؟آشغال دسشویی چرا تو مسواکه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
اقا ما داشتیم میرفتیم دانشگاه...هوام بارونی...ی تیکه اب بود تو جاده ماشین جلویی سرعت داشت ...بعد اب خورد تو شیشه ماشن ما...منم ترسیدم چشمو بستم...خودمو کشیدم عقب....راننده ک از ختده غش کرد...بعدم هی اب میخورد تو شیشه میگف خودتو بکش عقــــــــــــــــــــــــــــــب.....!!!!
انقد ادم بی جنبه؟ایشششششششششششش
دانش اموز دیروز
الاف امروز
بیکار فردا....
دانشجوووووووووو!!!
روزت مبارک...
بچه ک بودم نمیدونستم رمانه با ربان....الان ی 4 ساله ک فهمیدم...اما هنوز نمیدونم دیسک کمره..با دیکس کمر؟...
شمام همینطور؟.......
امـروز هـم سـلام مــرد لاغر ســپید...
آیـــا اجــازه هســت کهـ در قصـــه ای جــدید
تصــمیمتــان عــوض شــود و "عـــاشقـم" شــویــد؟؟؟
پروانه ای مسافر من بود..
دیروز
که انتظار فردا را نمی کشید
بانو!!
پروانه ها
بودن را به اندازه ی یک "عــشــق"
خلاصه کرده اند....
شما رو نمیدونم...ولی شده تا حالا بخاطر عشقتون کتک بخورید؟؟
درد داره...خیلی درد داره....اما بازم دلتون میخواد کتک بخورید...
ولی بفهمید عشقتون سالمه....وااااای...خیلی حسه خوبیه!!
لایک:ما که کتکامونو خوردیم...اما شما واسه مون دعا کن..دس مرسی!
کی فکرشو میکرد؟
منی که روزی دوسه بار تماسو قطع میکردم تا اذیتت کنم...
حالا حسرت شنیدن صداتو بکشم؟؟
احمق بودم...
خدایا هنوزم امید دارم بهت....کمکمون کن
.......
لایک:شمایی که میخوای لایک کنی...اول دعامون کن...بخدا چیزی ازت کم نمیشه...مرسی
اقا مــن دس خودم نیـــس خــو....دخــتر عمــوم دمــاغــشو عمــل کــرد
بــش گفــتم از مــیمــمون بـ آهو تــبدیل شــدی....
حـــرف بدی زدم ؟
لایـــک:نه دخترم....
لایک:باریک باریک....بازم ازین کارا بکن...
حالا این هیچی ب اقــام گقتم فلانـی...خرطومشو...خ ت ن ه...کرده....
من دیگ هرفی ندارم....هه هه :))))))
اســــــم مــــــــرا هـــم ثـــبـــت کـــنيـــد
در گينــــــــــــــــس..
مـــي تــــــوانـــم در آغـــــــــــوش "او"
جـــــــــان بــــــدهــــــم آســـــــــان...
دیشب تو دسشویی یهو یاد امتحان ادبیاتمون افتادم...جاخالی داده بودن حفظ شعر...!!
(دست ها.......بر عبث.......تا دری......)من نوشته بودم دست هارا باید شستب برعبث خندیدو تادری باز شود....هه هه هه....خودم یادم میاد خنده م میگیره...ولی طبع شعرم خوبه ها نه؟
لایک=هر هر هر ...کنکورو ریدی اومدی واس من خاطره تعریف میکنی؟
اقا من شخصا برگه کنکورم قهوه ایه قهوه ای بود دادم مراقب...لامصصصصصصصصب...
آقا نه خدایی..واقعنی...جدی دارم میگم....شما هم براتون اتفاق افتاده یهو که خوابین انگار ی چیزی میاد(ی چیز نامرئی و سنگین)روی سینتون میشینه و نفس کشیدنو براتون سخت میکنه؟من هر چی ب دختر عمو های کصافتم میگم بهم میخندن...خیلی ترسناکه..الهی سرشون بیاد
حالا واس شما اتفاق افتاده؟؟؟؟
شما هم با ماکس یا ماسک مشکل دارین؟من با 17 سال سن...هنوز فرقشونو تشخیص ندادم...شما چی؟؟
یکی گفت:عی خاک...پاشو برو ...لا اله الا الله..بچه برو سر درس و مشقت...شیشم کنکور دار تو؟
یکی دیگ گفت:تو که فرق ماکس و ماسک رو نمیدونی نری کنکور ندی سنگین تری شاسمنگولا...
منم گفتم:بیتربیتا....
درود!!!
وقتی شمام ی پست عاشقونه میخونید میگید خوش ب حال طرفش که دختره(یا پسره)همچین پستی گذاشت و ایجور عاشقشه؟
بازم میگید کاش عشق منم ایجوری بود؟
لایک=عی خاک....واقعا ب چه چیزایی فک میکنی!پاشو برو درستو بخون شیشم کنکور داری...
(زی ذی نامه)
الهی!به مردان در خانه ات
به آن زن ذلیلان فرزانه ات
به آنان که در بچه داری تکند
یلان عوض کردن پوشکند
به آنان که با ذوق و شوق تما�
به مادر زن خود بگویند مامان
به آنان که دامن رفو میکنند
ز بعد رفویش اتو میکنند
به آن قرمه سبزی پزان قدر
به آن مادران به ظاهر پدر
الهی!!به آه دل زن ذلیل
به آن اشک چشمان ممد سیبیل
که ما را براین عهد کن استوار
ازین زن ذلیلی مکن بر کنار.........
...................بابا جون روزت مبارک
منحنی قامتم تابع ابروی توستـ
خط مجانب بر آن طره ی گیسوی توستـ
حد رسیدن به تو،مبهم و بی انتهاستـ
بازه ی تعریف دل،در حرم گوی توستـ
بی تو وجودم بود یک سری واگرا
ناحیه ی همگراش دایره ی روی توستـ
مهر تو چون میدهد سمت به بردار دلـ
هر طرفی رو کنی،هم جهت و سوی توستـ
پرتو خورشید شد مشتق از آن چشم تو
گرمی و جان بخشی اش جزئی از ان خوی توستـ
چون به عدد 1 تویی،من همه ی صفر ها
آنچه که معنا دهد قامت دلجوی توستـ
گر شود آن دم که ما زوج مرتب شویمـ
سر به رهت مینهم،چون که سرم گوی توستـ
هجر و فراقت شکست قائمه "قائمی"
نقطه ی پرگار عشق واله و پی جوی توستـ......!
:)دوست دارم