دسته بندی ها

منوی اصلی

طنز

جوک ها

پیامک ها

پیامک موضوعی

پیامک مناسبتی

مرامنامه 4جوک

اعتراف میکنم

  141442

عاقا الان نوه عموم خونمون بودمتولد 27شهریورسال 90
حتی نمیتونه درست حرف بزنه
حالابریم سر اصل مطلب:داشت گریه میکرد مامانش بهش هزار تومن داد ساکت شد0_ه
بعدم پولو تاکرد گذاشت تو جیب شلوارش
بعد دودقیقه اومده به مامانش میگه پپپپپپپپپپ
ماکه نفهمیدیم چی گفت ولی مامانش ترجمه کرده که پسرش میگفته پولی که دادی گم شده یکی دیگه بده^_^

  141432

آقا کیا یادشونه اسپری راموس تبلیغ میکرد شبکه 3 میگفت از بین برنده 99.99% بوی بد پا
فکر کنم من جز اون01.% بودم که هیچ تاثیری نداشت .....

  141430

اعتراف ميكنم از وقتى كه home page موبايل و لپ تاپمو 4joke گذاشتم كل خانواده كه خوبه كل خاندان يه جورى بهم مگاه ميكنن! چرا واقعا؟؟؟؟

  141429

اعتراف میکنم سر امتحان تقلب ازم گرفتن,رفتم کمیته انضباطی
خواستم دفاعیه بنویسم برگمم گذاشته بود,جاتون خالی اونا که ننوشته بودم رو تا حواسشون نبود نوشتم....بعد چن روز گفتن درسته تو تقلبی نکردی ,این طور شد که 20 اوردم....بعععععله این طوریاس

  141333


اعتراف می کنم
همین الان مهمونا ریختن تو خونه مون
من اومدم تو اتاقم قایم شدم دارم اینا رو می نویسم

  141314

اعتراف میکنم اونموقع که تازه عضو شده بودم اسمم رو به abas m_223 تغیر دادم و از اسم خودم تعریف کردم و کلی از خودم خوب گفتم (چی کار کنم دوست داشتم معروف شم) البته بگم تائید نشد ولی متاسفانه الان این پست اولی ها دیگه نمیتونند این کار رو کنند چون با کلیک رو اسمش معلوم میشه

  141275

اعتراف میکنم همیشه حسرت داداش بزرگمو میخورم که لیسانس حقوقشو 7 ساله گرفت ولی با معدل 16. کاش اون روزا که مسخرش میکردم فکر الان خودمو میکردم. اینجور که بوش میاد قراره لیسانس برقمو 10 ساله با معدل فیکس 12 بگیرم. این مسیولین دانشگاه آزاد بیان بگن نمیخوایم مدرک بدیم ، چرا اذیتمون میکنید خوب!!!!؟؟؟

  141216

اعتراف میکنم وقتی بچه بودم با چند تا از بچه های فامیل تصمیم گرفتیم
به یه جوجه شنا یاد بدیم .جوجه فلک زده رو انداختیم تو حوض آب ،هی دست و پا میزد ،بدبخت تا میومد نفس بگیره سرشو فشار میدادیم تو آب ،هیچی دیگه خدایش بیامرزد
قاتل هم خودتونید
خو بچه بودییم..

  141206

اعتراف نیکنم کوچیک تر که بودم همش برام سوال بودش که گزارشگر فوتبال چه جوری میدونه اونی که الان توپ پیششه فامیلیش چی هس...

  141123

اعتراف میکنم سرجلسه امتحان اگه خودمولکشم نمیتونم 1 صفحه پرکنم واسه همین هروقت میبینم بقیه میگن یه برگه دیگه منم نامردی نمیکم واسه اینکه ضایع نشم یه برگخ دیگه میگیرم:|

  141121

اعتراف میکنم دوم سوم ابتدایی که بودم زنگ خونه که میخورد؛آخرین نفر از کلاس خارج میشدم تا هر کی هر چی جا گذاشته بگیرم برا خودم؛ جالب اینجاست وسایلایی که پیدا میکردمو خودم نمیتونستم استفاده کنم؛ چون لو میرفت میدادم به آبجی کوچیکم؛؛؛ همچین رابین هودی بودم من

  141063

اعترف میکنم دیروز که داشتم یه سیب میخوردم وقتی اومدم گاز دوم را بزنم دیدم یک کرم نصفه توسیبس دیرشده بود گاز اول را قورت داده بودم
هرلایک = کثافت حالم بهم خورد

  140956

میخوام یه اعترافی بکنم...
یادمه چهارتا جوجه ی رنگی داشتیم که سه تاشون مُردن ولی یکیشون زنده موند و نمی مُرد...من هم وقتی هیشکی خونه نبود رفتم سراغ جوجو...یه محلول درست کـردم از مایه ی ظرف شویی،جوهر نمک،سفید کننده،نمک،فلفل،زردچوبه (به مقدار لازم) بعد با یه قطره چکون چند قطره به زور بهش دادم...جوجوی بیچاره به دقیقه هم نکشید که مُرد الآن عذاب وجدان دارم...(قاتل هم خودتی بچه بودم میفهمی؟)

  140944

اعتراف می کنم بعضی وقتی این قدر گوشیم شارژ نداشته که عادت کردم زنگ در خونمون رو هم تک میزدم!!!

  140941

اعتراف میکنم کلاس سوم راهنمایی که بودیم(مدرسه نمونه دولتی دخترانه بودیما) همه همکلاسیام27 نفر باهم آدامس جویدیم گذاشتیم رو هم ورزدادیم سیاه که شد مالیدیم به صندلی معلم(صندلی چرمیا بود وسطش ابر داشت) بعدهم دورتادور صندلی رو با کاتر سوراخ کردیم و با سرنگ آب ریختیم تو ابرای صندلی.زنگ حرفه و فن معلممون نشست رو صندلی از زیرش آب زرد ریخت پایین انگار که گلاب به روتون... سریع اومد بلند شه صندلی باهاش بلند شد یه اوضاعی بودا کم مونده بود زمینو هم بجویم.ولی خوب تا مرز اخراج رفتیم.