عاقا الان نوه عموم خونمون بودمتولد 27شهریورسال 90
حتی نمیتونه درست حرف بزنه
حالابریم سر اصل مطلب:داشت گریه میکرد مامانش بهش هزار تومن داد ساکت شد0_ه
بعدم پولو تاکرد گذاشت تو جیب شلوارش
بعد دودقیقه اومده به مامانش میگه پپپپپپپپپپ
ماکه نفهمیدیم چی گفت ولی مامانش ترجمه کرده که پسرش میگفته پولی که دادی گم شده یکی دیگه بده^_^
اعتراف میکنم
آقا کیا یادشونه اسپری راموس تبلیغ میکرد شبکه 3 میگفت از بین برنده 99.99% بوی بد پا
فکر کنم من جز اون01.% بودم که هیچ تاثیری نداشت .....
اعتراف ميكنم از وقتى كه home page موبايل و لپ تاپمو 4joke گذاشتم كل خانواده كه خوبه كل خاندان يه جورى بهم مگاه ميكنن! چرا واقعا؟؟؟؟
اعتراف میکنم سر امتحان تقلب ازم گرفتن,رفتم کمیته انضباطی
خواستم دفاعیه بنویسم برگمم گذاشته بود,جاتون خالی اونا که ننوشته بودم رو تا حواسشون نبود نوشتم....بعد چن روز گفتن درسته تو تقلبی نکردی ,این طور شد که 20 اوردم....بعععععله این طوریاس
اعتراف می کنم
همین الان مهمونا ریختن تو خونه مون
من اومدم تو اتاقم قایم شدم دارم اینا رو می نویسم
اعتراف میکنم اونموقع که تازه عضو شده بودم اسمم رو به abas m_223 تغیر دادم و از اسم خودم تعریف کردم و کلی از خودم خوب گفتم (چی کار کنم دوست داشتم معروف شم) البته بگم تائید نشد ولی متاسفانه الان این پست اولی ها دیگه نمیتونند این کار رو کنند چون با کلیک رو اسمش معلوم میشه
اعتراف میکنم همیشه حسرت داداش بزرگمو میخورم که لیسانس حقوقشو 7 ساله گرفت ولی با معدل 16. کاش اون روزا که مسخرش میکردم فکر الان خودمو میکردم. اینجور که بوش میاد قراره لیسانس برقمو 10 ساله با معدل فیکس 12 بگیرم. این مسیولین دانشگاه آزاد بیان بگن نمیخوایم مدرک بدیم ، چرا اذیتمون میکنید خوب!!!!؟؟؟
اعتراف میکنم وقتی بچه بودم با چند تا از بچه های فامیل تصمیم گرفتیم
به یه جوجه شنا یاد بدیم .جوجه فلک زده رو انداختیم تو حوض آب ،هی دست و پا میزد ،بدبخت تا میومد نفس بگیره سرشو فشار میدادیم تو آب ،هیچی دیگه خدایش بیامرزد
قاتل هم خودتونید
خو بچه بودییم..
اعتراف نیکنم کوچیک تر که بودم همش برام سوال بودش که گزارشگر فوتبال چه جوری میدونه اونی که الان توپ پیششه فامیلیش چی هس...
اعتراف میکنم سرجلسه امتحان اگه خودمولکشم نمیتونم 1 صفحه پرکنم واسه همین هروقت میبینم بقیه میگن یه برگه دیگه منم نامردی نمیکم واسه اینکه ضایع نشم یه برگخ دیگه میگیرم:|
اعتراف میکنم دوم سوم ابتدایی که بودم زنگ خونه که میخورد؛آخرین نفر از کلاس خارج میشدم تا هر کی هر چی جا گذاشته بگیرم برا خودم؛ جالب اینجاست وسایلایی که پیدا میکردمو خودم نمیتونستم استفاده کنم؛ چون لو میرفت میدادم به آبجی کوچیکم؛؛؛ همچین رابین هودی بودم من
اعترف میکنم دیروز که داشتم یه سیب میخوردم وقتی اومدم گاز دوم را بزنم دیدم یک کرم نصفه توسیبس دیرشده بود گاز اول را قورت داده بودم
هرلایک = کثافت حالم بهم خورد
میخوام یه اعترافی بکنم...
یادمه چهارتا جوجه ی رنگی داشتیم که سه تاشون مُردن ولی یکیشون زنده موند و نمی مُرد...من هم وقتی هیشکی خونه نبود رفتم سراغ جوجو...یه محلول درست کـردم از مایه ی ظرف شویی،جوهر نمک،سفید کننده،نمک،فلفل،زردچوبه (به مقدار لازم) بعد با یه قطره چکون چند قطره به زور بهش دادم...جوجوی بیچاره به دقیقه هم نکشید که مُرد الآن عذاب وجدان دارم...(قاتل هم خودتی بچه بودم میفهمی؟)
اعتراف می کنم بعضی وقتی این قدر گوشیم شارژ نداشته که عادت کردم زنگ در خونمون رو هم تک میزدم!!!
اعتراف میکنم کلاس سوم راهنمایی که بودیم(مدرسه نمونه دولتی دخترانه بودیما) همه همکلاسیام27 نفر باهم آدامس جویدیم گذاشتیم رو هم ورزدادیم سیاه که شد مالیدیم به صندلی معلم(صندلی چرمیا بود وسطش ابر داشت) بعدهم دورتادور صندلی رو با کاتر سوراخ کردیم و با سرنگ آب ریختیم تو ابرای صندلی.زنگ حرفه و فن معلممون نشست رو صندلی از زیرش آب زرد ریخت پایین انگار که گلاب به روتون... سریع اومد بلند شه صندلی باهاش بلند شد یه اوضاعی بودا کم مونده بود زمینو هم بجویم.ولی خوب تا مرز اخراج رفتیم.
آخرین مطالب طنز
فال و طالع بینی
عزیزُم بیا فالت بگیرُم
فال حافظ | فال روزانه | طالع بینی | فال مصری | فال تاروت
فواید خنده
خنده تاریخ انقضا نداره !!! .gif)
.gif)
مجموعه تخصصی فواید ، دانستنیها و رازهای خنده
حمایت میکنیم
+ شادی و کمک به دیگران ( مراکز خیریه )
آمار سایت
بازدید دیروز: 23083
کل بازدید: 534034421










