دسته بندی ها

منوی اصلی

طنز

جوک ها

پیامک ها

پیامک موضوعی

پیامک مناسبتی

مرامنامه 4جوک

اعتراف میکنم

  140930

اغا اعتراف ميكنم...
من اصلا اواي باران نميبينم ولي از سوتي هايي كه بچه ها تو سايت نوشتن كاملا در جريان فيلم قرار ميگيرم:))
خلاصه خودتونو از كارو كاسبي نندازيد بشينيد پشت تلويزيون فورجوك فكر اينشم كرده..
يك تيرو چند نشون...
بعععلهه ^-^
جا داره اينجا از دخترا و پسراي سرزمينم به خاطرش تشكر كنم!
مرسي!^-^

  140916

دیروز تو تاکسی تنها نشستم عقب بعد دوتا خانوم اومدن سوار شن
یکیشون پرسید:ببخشید شما کجا پیاده میشین
منم با اعتماد به سطح گفتم:
ما لاله5 پیاده میشیم
من و کودک درونم و اون روی سگم منظورم بوده لابد
همش تقصیر 4 جوکه
اصن 666 وضعی

  140912

اعتراف ميكنم اسمي كه واسه فرستندم انتخاب كردم تلفظشو بلد نيستم .تازه زبانمم خيلي خوبه...

  140899

اغا اعتراف میکنم از بس 4 جوک خوندم بجای خندیدن از واژه ی خـــــخــــــــــــــــخ استفاده میکنم
دیگه از ضایگی بین اقوام 4 جوک خود دارم محو میشم یه سطل رنگ بپاشین روم خخخخخخخخخخخخخ ):

  140818

اعتراف می کنم بچه که بودم وقتی می خواستم بیسکوییت کرم دار بخورم اول که از وسط دو تا بیسکوییتاشو جدا می کردم بعد اون ناحیه ی قشری بیسکوییت رو که کرم نداشت دور تا دورش رو میخوردم ، بعدم چون کرمش به طور نامساوی به دوتا بیسکوییت میرسید با زبونم یه جورایی مساویش میکردم !!!! آخرشم خودشو می خوردم . . .
البته اعتراف می کنم الانم در خفا این کارو میکنم...!! :)))))))

  140699

همیشه در دستشویی مورچه هارو با آب به دام می انداختم.بعد طی یک عملیات نجات غریق توپ قربانیان رو نجات میدادم.
خخخخخخخخخ

  140674

اعتراف میکنم: بچه که بودم با مامانم دعوام که میشد میرفتم تو کمد دیواری میشستم, درم میبستم جییییییغ میزدم...بعد که خسته میشدم همونجا میشستم حرفای همسایه بغلیمونو که صداش میومد گوش میدادم ^_^
یه همچین دختری بودم من ^_^

  140669

اعتراف میکنم یه بار به گودزیلامون بجا نوشابه ابغوره دادم !!! بهش گفتم همشو یه جا بخور خیلی حال میده!!! اینم تا خورد سرش گیج شد افتاد!!!! 3روز از دستش در امان بودم!(مدیونید اگه فک کنین کارش به بیمارستان کشیده!) تازه از اون موقع به بعدم نوشابه نمیخوره!

  140621

مشکلات ما ایرانیا از جایی شروع شد
.
.
.
.
.
که فکر کردیم باید همه سریال ها رو نگاه کنیم

  140562

اعتراف ميكنم من يه بيماري مرموز دارم !
اينكه هر وقت زياد ميخندمو بهم خوش ميگذره بعدش بايد زار زار گريه كنم !
نتيجه اخلاقي: نبايد بيام 4جوك هههههههههههههه
.
.
.
.
شما هم اينجوري هستين عايا؟؟؟؟؟؟^_^

  140493

اعتراف میکنم وقتی تازه اومده بودم خونه ی جدید, زنگ زدم نمایندگی ال-جی که بیان برای نصب ماشین لباسشویی, یارو اومد و تا خواست کارشو شروع کنه در حالیکه زیر لب میگفت خدا شفا بده, یه نگاه معناداری بهم کرد و گفت: آقا لباسشویی شما سامسونگه..! /:
قیافه یارو ^__^
قیافه لباسشویی :@
مدیرعامل ال-جی :))))
قیافه من :((
آهنگ بک گراند صحنه ی فاجعه: دیگه برو واسه همیشه که قیدتو زدم..

  140395

*^_^*Soltan***Mm72*^_^*

اعتــراف ميكنــم وفتــي بچــه بــودم با مشــت ميــزدم تو ســر و صــورت پســر خالـــم كــه اون صـــداي "دِرررررش" كـــه تـــوي فيلـــم هــاي هنـــدي وقتــي بــه هـــم ديــگه مشــت ميزدنــد مـــيومد رو بشنـــوم ولـــي فقـــط صـــداي گريه پسر خالمـــو ميشنيــــدم ^_^

  140354

اعتراف میکنم وقتی6 سالم بود داداش دو سالم تب کرد، بعد پدرو مادر گرامی خیلی تحویلش میگرفتن و بهش محبت میکردن،منم که کمبود محبت گرفته بودم تاچند وقت میرفتم پشت بخاری تا از گرما جزقاله میشدم،بعد میومدم به مامانم میگفتم حالم خوب نیست ببین تب دارم؟! تا شاید یکم قوربون صدقه ام برن! سال به سالم مریضم نمیشدیم یکم تحویلمون بگیرن،والااا!

  140340

اعتراف میکنم هنوزم از سرو صدای پول خرد به وجد میام. با دیدن 2 تومنی مخصوصن 5 تومنی زرد قدیمی مزه ویفر و پفک نمکی مینو و شکلات خروسی میاد تو دهنم. اعتراف میکنم دسته دسته اسکناسو چک پول تپش قلبمو تا این حد بالا نمیبره. اخه من خیلی خیلی پولکی بودم 30 سال قبلو میگما. حالام هستم ولی نه اونقدر بابا. دهه شصتیا میفهمن چی میگم تو شاید درک نکنی

  140336

اعتراف میکنم بچگی هام خواب میدیدم رفتم استخر و دارم تو آب جیش میکنم پا میشدم میدیدم تشکم که سهله تا فرش خیس شده!!!!!
فکر کنم 100 باری این خواب تکراری رو دیدم!!!
رویای صادقانه که میگن گویا همینه!