اغا اعتراف ميكنم...
من اصلا اواي باران نميبينم ولي از سوتي هايي كه بچه ها تو سايت نوشتن كاملا در جريان فيلم قرار ميگيرم:))
خلاصه خودتونو از كارو كاسبي نندازيد بشينيد پشت تلويزيون فورجوك فكر اينشم كرده..
يك تيرو چند نشون...
بعععلهه ^-^
جا داره اينجا از دخترا و پسراي سرزمينم به خاطرش تشكر كنم!
مرسي!^-^
اعتراف میکنم
دیروز تو تاکسی تنها نشستم عقب بعد دوتا خانوم اومدن سوار شن
یکیشون پرسید:ببخشید شما کجا پیاده میشین
منم با اعتماد به سطح گفتم:
ما لاله5 پیاده میشیم
من و کودک درونم و اون روی سگم منظورم بوده لابد
همش تقصیر 4 جوکه
اصن 666 وضعی
اعتراف ميكنم اسمي كه واسه فرستندم انتخاب كردم تلفظشو بلد نيستم .تازه زبانمم خيلي خوبه...
اغا اعتراف میکنم از بس 4 جوک خوندم بجای خندیدن از واژه ی خـــــخــــــــــــــــخ استفاده میکنم
دیگه از ضایگی بین اقوام 4 جوک خود دارم محو میشم یه سطل رنگ بپاشین روم خخخخخخخخخخخخخ ):
اعتراف می کنم بچه که بودم وقتی می خواستم بیسکوییت کرم دار بخورم اول که از وسط دو تا بیسکوییتاشو جدا می کردم بعد اون ناحیه ی قشری بیسکوییت رو که کرم نداشت دور تا دورش رو میخوردم ، بعدم چون کرمش به طور نامساوی به دوتا بیسکوییت میرسید با زبونم یه جورایی مساویش میکردم !!!! آخرشم خودشو می خوردم . . .
البته اعتراف می کنم الانم در خفا این کارو میکنم...!! :)))))))
همیشه در دستشویی مورچه هارو با آب به دام می انداختم.بعد طی یک عملیات نجات غریق توپ قربانیان رو نجات میدادم.
خخخخخخخخخ
اعتراف میکنم: بچه که بودم با مامانم دعوام که میشد میرفتم تو کمد دیواری میشستم, درم میبستم جییییییغ میزدم...بعد که خسته میشدم همونجا میشستم حرفای همسایه بغلیمونو که صداش میومد گوش میدادم ^_^
یه همچین دختری بودم من ^_^
اعتراف میکنم یه بار به گودزیلامون بجا نوشابه ابغوره دادم !!! بهش گفتم همشو یه جا بخور خیلی حال میده!!! اینم تا خورد سرش گیج شد افتاد!!!! 3روز از دستش در امان بودم!(مدیونید اگه فک کنین کارش به بیمارستان کشیده!) تازه از اون موقع به بعدم نوشابه نمیخوره!
مشکلات ما ایرانیا از جایی شروع شد
.
.
.
.
.
که فکر کردیم باید همه سریال ها رو نگاه کنیم
اعتراف ميكنم من يه بيماري مرموز دارم !
اينكه هر وقت زياد ميخندمو بهم خوش ميگذره بعدش بايد زار زار گريه كنم !
نتيجه اخلاقي: نبايد بيام 4جوك هههههههههههههه
.
.
.
.
شما هم اينجوري هستين عايا؟؟؟؟؟؟^_^
اعتراف میکنم وقتی تازه اومده بودم خونه ی جدید, زنگ زدم نمایندگی ال-جی که بیان برای نصب ماشین لباسشویی, یارو اومد و تا خواست کارشو شروع کنه در حالیکه زیر لب میگفت خدا شفا بده, یه نگاه معناداری بهم کرد و گفت: آقا لباسشویی شما سامسونگه..! /:
قیافه یارو ^__^
قیافه لباسشویی :@
مدیرعامل ال-جی :))))
قیافه من :((
آهنگ بک گراند صحنه ی فاجعه: دیگه برو واسه همیشه که قیدتو زدم..
*^_^*Soltan***Mm72*^_^*
اعتــراف ميكنــم وفتــي بچــه بــودم با مشــت ميــزدم تو ســر و صــورت پســر خالـــم كــه اون صـــداي "دِرررررش" كـــه تـــوي فيلـــم هــاي هنـــدي وقتــي بــه هـــم ديــگه مشــت ميزدنــد مـــيومد رو بشنـــوم ولـــي فقـــط صـــداي گريه پسر خالمـــو ميشنيــــدم ^_^
اعتراف میکنم وقتی6 سالم بود داداش دو سالم تب کرد، بعد پدرو مادر گرامی خیلی تحویلش میگرفتن و بهش محبت میکردن،منم که کمبود محبت گرفته بودم تاچند وقت میرفتم پشت بخاری تا از گرما جزقاله میشدم،بعد میومدم به مامانم میگفتم حالم خوب نیست ببین تب دارم؟! تا شاید یکم قوربون صدقه ام برن! سال به سالم مریضم نمیشدیم یکم تحویلمون بگیرن،والااا!
اعتراف میکنم هنوزم از سرو صدای پول خرد به وجد میام. با دیدن 2 تومنی مخصوصن 5 تومنی زرد قدیمی مزه ویفر و پفک نمکی مینو و شکلات خروسی میاد تو دهنم. اعتراف میکنم دسته دسته اسکناسو چک پول تپش قلبمو تا این حد بالا نمیبره. اخه من خیلی خیلی پولکی بودم 30 سال قبلو میگما. حالام هستم ولی نه اونقدر بابا. دهه شصتیا میفهمن چی میگم تو شاید درک نکنی
اعتراف میکنم بچگی هام خواب میدیدم رفتم استخر و دارم تو آب جیش میکنم پا میشدم میدیدم تشکم که سهله تا فرش خیس شده!!!!!
فکر کنم 100 باری این خواب تکراری رو دیدم!!!
رویای صادقانه که میگن گویا همینه!
آخرین مطالب طنز
فال و طالع بینی
عزیزُم بیا فالت بگیرُم
فال حافظ | فال روزانه | طالع بینی | فال مصری | فال تاروت
فواید خنده
خنده تاریخ انقضا نداره !!! .gif)
.gif)
مجموعه تخصصی فواید ، دانستنیها و رازهای خنده
حمایت میکنیم
+ شادی و کمک به دیگران ( مراکز خیریه )
آمار سایت
بازدید دیروز: 23083
کل بازدید: 534033696










