تاریخ انتشار : بهمن 1392
اعتراف میکنم کلاس سوم راهنمایی که بودیم(مدرسه نمونه دولتی دخترانه بودیما) همه همکلاسیام27 نفر باهم آدامس جویدیم گذاشتیم رو هم ورزدادیم سیاه که شد مالیدیم به صندلی معلم(صندلی چرمیا بود وسطش ابر داشت) بعدهم دورتادور صندلی رو با کاتر سوراخ کردیم و با سرنگ آب ریختیم تو ابرای صندلی.زنگ حرفه و فن معلممون نشست رو صندلی از زیرش آب زرد ریخت پایین انگار که گلاب به روتون... سریع اومد بلند شه صندلی باهاش بلند شد یه اوضاعی بودا کم مونده بود زمینو هم بجویم.ولی خوب تا مرز اخراج رفتیم.











.gif)
.gif)