دوستی( سلول بینابینی) که گفتی دیگه کسی یاد مرتضی پاشایی نیست
سخت در اشتباهی طرفدارای واقعی آقای خاص همیشه بیادش هستن
لزومی نیست که همه جا جار بزنن مهم قلب و روحشونه
@مهشیدم · ۴۰ امتیاز
★★★☆☆ ۲ از ۵ (۶ رأی)
دوستی( سلول بینابینی) که گفتی دیگه کسی یاد مرتضی پاشایی نیست
سخت در اشتباهی طرفدارای واقعی آقای خاص همیشه بیادش هستن
لزومی نیست که همه جا جار بزنن مهم قلب و روحشونه
با چی خالی کنم هرشب یه بغض قد یه کوهو
شبایی که بغل کردم یه قاب عکس بی روحو
دلم میگیره از تقدیر که دور از هم رهامون کرد
اگه قسمت جدایی بود واسه چی آشنامون کرد؟
ازدست من میری،ازدست تو میر�
تو زنده میمونی،منم که میمیر�
تورفتی از پیشم دنیامو غم برداشت برداشت ما ازعشق باهم تفاوت داشت
این آخرین باره من ازت میخوام برگردی به خونه
این آخرین باره من ازت میخوام عاقل شی دیوونه
اونقدر بزرگه تنهایی این مرد
که حتی تو دریا نمیشه غرقش کرد
من عاشقت هستم اینو نمیفهمی
یچیزو میدونم که خیلی بی رحمی
همیشه میرفتی هرلحظه هرساعت
آغوش من هرگز زندون نبود واست
هرچی که بدکردی پای من بنویس
نتیجه ی این عشق بازم مساوی نیست
این آخرین باره من ازت میخوام برگردی به خونه
این آخرین باره من ازت میخوام عاقل شی دیوونه
*ابی*
من و تو توی این دنیا یه درد مشترک داری�
دوتامون خسته ی دردیم توقلبامون ترک داری�
من و تو کوه دردیم و یه گوشه زخمی افتادی�
داریم جون میکنیم انگار روزخمامون نمک داری�
*امین حبیبی*
*کاش عاشقت نمیشدم*
مــــــن لبخنـــــد می زنم ... از تــــــهِ دل میخنــــــــــــدم ...
تا همــــــه بداننـــــــد بی تــو مــــــلالی نیســــــــت!!!
اما دلــــــم میگویـــد : چه ناشیــــــانه تمریـــــــــن می کنـــــی هر لحظــــــه ...
« شکـــستــــه نــــشــــــــدن را ... »
*مگه میشه با یه خاطره سرکنی*
پاییز است،فصل باران،
راستی پاییز؟!
من بارانی ترم یاتو؟
تو یک فصل میباری!
من
اما،
چهارفصل!
میبارم....
میبخشمت
به اون کسی که میپرستی میدمت
میرم با اینکه مهربون ندیدمت
با اینکه میکشه منو ندیدنت
*سامان جلیلی*
حرفهایی هستند...
از جنس شیشه..
زود میشکنند...
و
ناجور زخم می زنند...
باید بروم حصار را بردار�
محدودیت بهار را بردار�
از هرچه کتاب شعر دارد دنیا
این واژه انتظار را بردار�
(احمد پروین)
خدا جون�
حالم خوش نیست
یک مسکن قوی میخواه�
بدون تجویز تقدیر هم مرگ میدهی؟
بی عوض دانی چه باشد در جهان؟
عمر باشد...عمر... قدر آن بدان...!
وقت رفتن همه را می بوسید
به من از دور نگاهش را داد
یادگاری به همه داد و به من
انتظار سر راهش را داد
می خواهم برای خاطره ها٬
خاطره ای خوش باشم ...
و برای تنهایی
کابوسی هولناک ...
می خواهم برای آسمان شبی باشم پر از ستاره
و برای خدا صبری پر از سکوت ...
می خواهم همدمی برای نوشته هایم باش�
و غریبه ای آشنا برای تو ...
همیشه اصل بر این بوده است
دل در برابر دل...
خدایا...چرا داستان زندگی من
درد داره
تنهایی داره
بی کسی داره
عاشقی داره
اما…اما
یه مخاطب خاص نداره؟
از همان کودکی به ما هشدار دادند
و جدی نگرفتیم...
یادت هست؟
در دفتر مشق هایمان خطوط فاصله
همیشه قرمز بود...!
چرا شب غم ما را سحر نمی آید ¤ چرا ز یوسف زهرا خبر نمی آید ¤ عزیز فاطمه! یکدم بیا به محفل ما ¤ مگر به مجلس مادر ،
پسر نمی آید. . .
" اللهم عجل لولیک الفرج "
تحکیم خانواده
رسول خدا(ص):
برادرم جبرئیل به من خبر می داد و همواره سفارش زنان را می کرد، تا آنجا که گمان کردم برای شوهر جایز
نیست که به زنش حتی اف بگوید. شما زنان را به عنوان امانت خدایی گرفته اید.مستدرک/ج2/ص155. تقدیم به بانوهاى ایران زمین
هیچکس
مارا نمی آرد به خاطر ای عجب
یاد عالم میکنیم اما
فراموشیم ما
آغــــــــــــــا منو میگى؟!چیست؟؟
.
.
.
.
.
.
عبارتى براى شروع یک خالى بندى تپل!!
اعتراف می کن�
همین الان مهمونا ریختن تو خونه مون
من اومدم تو اتاقم قایم شدم دارم اینا رو می نویسم
کمی مهربانتر باش لطفا …
برای شانه ام سنگین است این سرسنگینی ها …