از فانتزیام اینه که عاشق یه دختری بشم یعد اون بره بایکی دیگه ازدواج کنه که از من پولدارتره چند سال که از این ماجراگذشت من بشم بهترین وکیل خاور میانه یا دنیا حتی بعد دختره شوهرش رو که خلاف کار بوده و کتکش میزده بکشه وقتی خواسن اعدامش کنن بچشون بیاد سراغ من بگه شما به مادرم کمک کن بعد من پالتو بلند باعینک مشکی برم با دختره حرف بزنم درحالی که فکرمیکنم منو نمیشناسه بگه طاها من لیاقت تو رو نداشتم منو ببخش خواهش میکنم بهم کمک کن بعد من میخوام بزنم لهش کنم میبینم صورتش کبوده از بس کتک خورده دلم میسوزه براش دوباره عاشقش میشم و نمیذارم اعدامش کنن بعد درحالی که داریم میریم ازدواج کنیم پسرش میاد غیرتی میشه میخواد بزنه جفتمونو له کنه مادرش میگه پسرم این پدر واقعی توست(الکی) بعد درحالی که با اشک صدام میزنه پدر باعشقم بریم تو افق محو شیم وهرهر بخندیم بهش
فانتزی من اینه
فانتزی من اینکه
یه دخدری که 3-4 ساعت ارایش کرده برا عروسی
با دستای کفی و صابونی بزنم به صورتش ...
آی حال میده آی حال میده
راستی دیوانه هم خودتی
یکی از فانتزیام اینه که برم ایتالیا نه بخاطر ونیز و فلورانس.
فقط و فقط برای دیدن روی گل (حمید معصومی نژاد) خبرنگار واحد اعزامی جمهوری اسلامی
ررررررررررررررررررم
یکی از فانتزیام اینه ک اگه احسان علیخانی رو دیدم خودمو ب معلولیت بزنم اونم تصصمیم بگیره منو ببره تو ماه عسل بعد منم خیلی گوجه بازی در بیارم وقتی برنامه تموم شد سیروس مقدم بهم زنگ بزنه بگه واقعا سوژه ی گوجه ای باحالی هستی میخوام تو فیلمم بازی کنی منم قبول کنمو یه بازیگره معلوله معروف بشم
اما یه فاجعه برام رخ میده اینکه قیده شوهره سالمو باید از ریشه بزنم پس عینه ادم همیشه از جلوی چشای احسان خودمو دور نگه میدارم
لایک=بی مزه ی دیوونه
وقتی بچه بودم فانتزیم این بود که بابا م یه کارخونه چیپس و پفک ولواشک داشته باشه
بعد من برم روی این چرخ دننده ها هس چیپس ها رو میریزن روش تا ببره بسته بندی کنه بشینم چیپس بخورم
:D
فانتزیه من اینه بفهمم تو این تبلیغات هود بی مکس دختره چطوری حواسشو جمع میکنه که بوی غذا تو خونه نپیچه
ها اگه کسی می دونه بیاد بگه الانه که به پوچی برسم
آقا فانتزی من اینه که استاد دانشگاهبشم بعد به پسرا بگم شما فقط سر چلسه امتحان پایان ترم بیان کلاس هم نیان نوزده و نیم و بیست میشید دخترا خودتونو بکشید سرکلاس بیان امتحان بدید 14 میشید ....
بزن به افتخار پسر لایک خوشگلرو
این قدر دخترا مفتی نمره گرفتن کمرمون شکست
ویژه ماه رمضون ^__^
یکی از فانتزیام اینه که سر ظهر .. وسط گرما .. توی ماه رمضون بیام تو خونه .. در حالی که همه ی اعضای خانواده دارن از گشنگی و تشنگی کف خونه بخار میشن .. برم و در یخچالو باز کنم و پارچ آبو بگیرم طرف بقیه و سر بکشم همه شو برم بالا ...
بعد که تموم شد .. نگا بقیه کنم . و یه کف گرگی بزنم تو صورتم .. و بگم.. ایییی وایییی .. من روزه بودما ؟؟؟
روزه هاتون قبول .. ^__^
>> آقاي خاص <<
فانتزی من اینه که یه بارم که شده این ابتکار عمل رو بدست بگیرم ببینم چه شکلیه !!!
فانتزی من اینه یه روز یه بازی بسازم که توش بشه داورو زد زیر پا له کرد
دیوانه هم خودتی D
♠ ♠◄اگه ارزش لایک داشت بلایک►♠ ♠
فانتزیم اینه که پولدار باشم بعد 70 سال زندگی همه پسرام ولم کنن برن،بعد ده سال یکیشون بیاد پیشم ببینه مردم یا نه،بعد من تفنگ دکوری خونه رو بردارم بعد پسرم بگه نــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــه اون ماشش خرااااابه بعد بیاد تفنگو ازم بگیره،درگیر بشیم تیر در بره بخوره بخوره وسط قلبم
تازه بعد مرگم سر اون چهارتا کارخونم دعواشون بشه!!!!!
یکی از فانتزیا اینه دوباره قدیما تکرار بشه
یکیشم اینه که عباس فانتزی بسازه ما هم سیستمو بجوییم ....
خخخخخخخخخخخخخخخخخ تُف
فانتزی من اینه که ماه رمضون یه روز در میان بود. بابا موقع افطار سفره رو می کنم تو حلقم بازم سیر نمیشم این چه وضعشه. الان نشستم دارم کیبورد رو لیس می زنم. فک کنم از فردا باید بریم تو خیابون بساط پهن کنیم چون نصف خونه رو می خورم بقیه شو هم وقتی میام چارجک گاز می زنم از خنده. :|
یکی دیگه از فانتیزیامم اینکه یه دوقلو داشته باشم یه دختر یه پسر بعد اسم پسر باشه موسا و اسم دخدره بینا. بعد موقع شام صداشون کنم بــــــــــــــــــــــــی ناموســــــــــــــــا بیاین شام:)
یکی از آرزوهام اینه که:
موقع سحر بدونم چقدر باید آب بخورم که درطول روز تشنه ام نشه!!
شماهم اینجوری هستین یا فقط من ازاین مرض رنج میبرم؟؟
آخرین مطالب طنز
فال و طالع بینی
عزیزُم بیا فالت بگیرُم
فال حافظ | فال روزانه | طالع بینی | فال مصری | فال تاروت
فواید خنده
خنده تاریخ انقضا نداره !!! .gif)
.gif)
مجموعه تخصصی فواید ، دانستنیها و رازهای خنده
حمایت میکنیم
+ شادی و کمک به دیگران ( مراکز خیریه )
آمار سایت
بازدید دیروز: 17878
کل بازدید: 532534314










