حیف.... دیگه کسی نیست که با صداش آروم بگیریم....روحت شاد مرتضی...دلمون برات تنگ میشه....توی اون دنیا برای ما بخون...صدات رو میشنویم.
@توتوت · ۹۴ امتیاز
★★★★★ ۴ از ۵ (۲۹ رأی)
حیف.... دیگه کسی نیست که با صداش آروم بگیریم....روحت شاد مرتضی...دلمون برات تنگ میشه....توی اون دنیا برای ما بخون...صدات رو میشنویم.
آقا دیروز رفتم برای گودزیلای خاله م «معین 4 ساله» یه کیک و با یدونه از این شیرهای پاکتی گرفتم بهش دادم که بخوره.
بهش گفتم بخور که حسابی قوی بشی.
برگشته میگه: نمیخــوام روغن پالــم داره 0-o
من 0-0
4 سالش بیشتر نیست. روغن پالم چیه؟؟
Sohrab SSSSS^^
آقا من خودم باورم نمیشه. خانوادم بعد اینکه فهمیدن دوس دختر دارم دو روز توی دستشویی حبسم کردن :|
یه هفته بعدش رفتیم خواستگاری دوس دخترم و آقا همه چی به خوبی و خوشی تموم شد و نامزد شدیم. امروز رفتیم حلقه خریدیم و کلی سور و سات دیگه. 3هفته دیگه عقدمونه. 6 ماه دیگه عروسی. آقا بزارین یه خورده استراحت کنیم دیگه.یعنی ناموسن اگه سرعت عمل خانواده منو ژیان قراضه پدربزرگم داشت الان از لامبورگینی جلو می زد. -_-
Sohrab SSSSS^^
با بی ام و کروکی بدون سقف در خیابان های نیویورک می تازم و می گازم.
( تفکرات من وقتی توی ترافیک گیر کردم)
.
در آینده بازیکن بایرن میشم پدر همه ی تیمارو در میارم.
(تفکرات من وقتی توی pes گل می خورم)
.
با برد پیت میرم توی صف نونوایی می ایستم.
(تفکرات من وقتی شب خوابم نمیبره) ^_^
Sohrab SSSSS^^
آقا دیروز بابام با عجله اومد تو اتاقم گفت سهراب سهراب بدو دوست دخترت دم در ایستاده داره از سرش خون می چکه آقا من عین چی از اتاقم دویدم بیرون دیدم داداشم با کمربند و مامانم با قابلمه ایستاده. یهو بابام بهشون اضافه شد ای کثافت معلوم شد دوس دختر داری آقا همشون دنبالم کردن کلی کتک خوردم الانم دو روزه توی دستشویی حبسم.
آخه پدر من این چه کاریه. من خودم می خواستم بهتون معرفی اش کنم. الان یه جای سالم تو بدنم نمونده.
Sohrab SSSSS^^
الان حس کامران بیچاره رو می فهمم آقا شوهر خالم میوه فروشی داره دیروز رفتم یه سری بهش بزنم (بعد افطار). همینجور که صحبت می کردیم یدونه موز برداشتم خوردم یهو دیدم شوهرخالم نیگام می کنه و خون از چشاش می کشه. آقا یهو این عربده کشید پرید طرفم شروع کرد به کتک زدن من. داد زد: زود باش تفش کن کیلویی 7هزار تومنههههه. آقا دیگه دیر شده بود من قورتش دادم. الان دارم از بیمارستان براتون پست میزارم دکتر گفته مشکلم جدی نیست فقط شصت پامو از کبدم در میارن درست میشه. واسه یدونه موز آخه؟؟
فانتزی من اینه که ماه رمضون یه روز در میان بود. بابا موقع افطار سفره رو می کنم تو حلقم بازم سیر نمیشم این چه وضعشه. الان نشستم دارم کیبورد رو لیس می زنم. فک کنم از فردا باید بریم تو خیابون بساط پهن کنیم چون نصف خونه رو می خورم بقیه شو هم وقتی میام چارجک گاز می زنم از خنده. :|
به سلاتی مادر. چون وقتی کار بدی می کنیم هیچ وقت نمیگه الهی بمیری تا از دستت راحت شم. بلکه میگه الهی برم تا یه خورده از دستتون راحت بشم. عشق مادر رو در این حرفش مییشه تشخیص داد.
----------------------------------------------------------------
داداش کامران یه سالگیت تو 4جک مبارک ببخشید که دیر شد.
آقا یه چیزی بگم همه گریه کنیم:
.
.
.
.
.
.
.
.
.
پشه ها اومدن!!!!
دقت کردین تو این فیلم های ایرانی تا به دختره میگی اومدی خواستگاریش چایی میپره توی گلوش؟ اصن یه وضعیـــی یه ذره خلاقیت ندارن. اقلا یه خوراکی دیگه بزارین دم دستش فقط چایی؟
دل است دیگر...
.
.
.
.
.
.
.
.
گاهی عاشق کسی میشود که لیاقت عشق ما را ندارد...
یکی از تفریحات سالمم اینه که قبل از خواب یه عالمه آب بخورم بعد برم دراز بکشم و شکمم رو تکون تکون بدم تا صدای شلپ شلپ بیاد. هه هه هه
باد ما را با خود خواهد برد
.
.
.
.
.
از بس که داداشم توی خواب باد معده ول میکنه!!!!!
مورد داشتیم یارو بخاری ماشین رو کم کرده تا گاز به همه ی هم وطنان برسه!!! 0_0
کنکور که قبول شدم بابام ازم پرسید خب پسرم هدیه چی میخوای؟ منم ذوق کردم. یه استاد داشتم تو دوران دبیرستان اسمش فلاحتی بود یه ساعت خیلی باحال داشت. خواستم بگم ساعت فلاحتی، تو زبونم نچرخید با هم قاطی شدن و من گفتم سلامتی!!!!!!! 0_o بـــابام هم گفت قربون پسر چیزفهم و فهمیده ام برم!!! باشه بابایی هیچی برات نمیخرم!!!
و من اولین شانس زندگیم رو برای دریافت هدیه در طول عمرم رو از دست دادم!!!!!!
مورد داشتیم طرف توی عروسی دخترش به جای اینکه ارکستر دعوت کنه، تلویزیون رو روشن کرده، صداشو زیاد کرده، زده اون کانالی که تبلیغات نامی نو پخش میکرده!!!!!!
واقعا رو چه حسابی بعضی ها هنوز برره ای صحبت میکنن آخه؟ من چی بگم واقعا الان؟؟؟!!!
مورد داشتیم زنه معلم رانندگی بوده، موقع آموزش پراید نازنینو کوبیده به دیوار!
تو خودت اول برو رانندگی یاد بگیر بعد سوار پراید شو! خوبه بهش 206 ندادن وگرنه باید عزاداری میکردیم!!!!
یه بار آهنگ پیشوازم رو سلام الاغ عزیز گذاشته بودم هه هه هه. بعد همون روز استادم بهم زنگ زد : « سلام الاغ عزیز ، حالت چتوره؟ »
جواب دادم یهو داد زد: بیـــــــشعـــــــور نفــــــهم. 0_o
آدم اینقدر بی جنبه آخه؟
اعتراف میکنم چوچولو که بودم فکر میکردم جوجه رنگی از توی تخم مرغ رنگی در میاد. برا همین روز عید تخم مرغا رو یواشکی برداشتم و رفتم توی اتاقم. از اونجایی که دلم میخواست جوجه داشته باشم یه پتو انداختم روی تخم مرغا و مثل خانم مرغه نشستم روش. بقیه اش رو خودتون میدونید دیگه. کلاَ روز عیدی گند زدم رفت. خخخخخخخخخخخخخخخخخخخ