دسته بندی ها

منوی اصلی

طنز

جوک ها

پیامک ها

پیامک موضوعی

پیامک مناسبتی

مرامنامه 4جوک

فانتزی من اینه

  168487

فانتزی من اینه که یه فیلم بسازم به نام «پژمان گچکار»
بعد تمام بازیگرایی که توی اسمشون حروف گچ پژ دارن رو بیارم توی فیلم و دیالوگاشونو طوری بنویسم که همش همدیگه رو صدا کنن
بعد این فیلمو بفرستم شبکه ifilm تا یه حالی از عربا بگیرم



چیه؟ چرا اینجوری نگاه میکنی؟ فانتزی خودمه دوست دارم اینجوری باشه :|

  168279

(^.^) Kiarash Aria Manesh (^.^)
یکی ازفانتزیام اینه که وقتی حاجی جاستین سطل آب سرد رو سرم خالی کرد دعوامون بشه و کتک کاری کنیم و بعد از چند ساعت دعوا وقتی دارم میبازم آهنگ گلزار پخش بشه و جاستین گوشش رو بگیره و من شلوارم رو از زیر پاش بکشم با مخ بخوره زمین.بعد بلند شم انقدر بزنمش که پارک دوبل هم یادش بره.بعد آخرش بپرسه چرا آهنگ گلزار روت تأثیر نداره؟منم هندزفریمو از گوشم در بیارم و بگم بارون بارون،بارونه هی.بعد بارون بباره و تو افق محو شم.

  168178

یکی از فانتزیام اینه با یه مرد مهربون و خوش قلب ازدواج کنم بعد اون بمیره!!
بعد من کلی خودمو بزنم و جیغ و گریه و..
بعد قبل چهلم بفهمم باردارم به هیچکس نگم بعد روز مراسم میکروفونو بگیرم داد بزنم "همسرم قبل از رفتنش یه تیکه از وجودشو برام به یادگار گذاشت و رفت.."
(وای ی ی ی ی ی چه باکلاس شد..)
بعد همه بزنن زیر گریه
بعد مادر شوهرم غش کنه
همه برن دورشو بگیرن
حواسشون به من نباشه
منم آروم برگردم برم ی جایی که هیچکس پیدام نکته بچمو تنهایی بزرگ کنم...

فقط نمیدونم تو افق مهدکودکم هس یا نه؟؟!
بچه های افق؟؟؟؟؟؟
مهدکودک داره اونجا؟؟؟؟؟
بیام؟؟!
یا بچه رو بندازم سر خانواده شوهرم؟؟؟؟!!

  168083

خدا جون یکم خوشی اپلود کن تا ما دانلود کنیم

  168040

یکی از فانتزیهام اینه که یه خواستگار برام بیاد، من از خجالت بابام در بیام.
بیچاره از بس منتظر مونده امروز میگه یه چن روز برو خونه عمت بمون . آخه عمم یه پسر خوشگل داره.
میبینی تو رو قرآآآن؟؟!!
بابائه من دارم؟؟؟!!!!!

  167826

یکی ازفانتزیام اینه که وقتی حاجی جاستین سطل آب سرد رو سرم خالی کرد دعوامون بشه و کتک کاری کنیم و بعد از چند ساعت دعوا وقتی دارم میبازم آهنگ گلزار پخش بشه و جاستین گوشش رو بگیره و من شلوار کردیم رو از زیر پاش بکشم با مخ بخوره زمین.بعد بلند شم انقدر بزنمش که پارک دوبل هم یادش بره.بعد آخرش بپرسه چرا آهنگ گلزار روت تأثیر نداره؟منم هندزفریمو از گوشم در بیارم و بگم بارون بارون،بارونه هی.بعد بارون بباره و تو افق محو شم.

  167729

یکی از فانتزیام اینه که تو یکی از این مسابقه تلفنیا شرکت کنم بعد که مجریه میپرسه هوا اونجا چجوریاست (آخه معمولا میپرسن...!)
بگم هوا این جا دو نفرس ...!!!
ببینم مجریه چجوری میخواد جمعش کنه ... ^_^

  167717

فانتزی من این که
ای کاش تو شهربازی یکسری از وسایل یک دکمه ی غلط کردم داشت
آدم میزد تموم میشد ای کاش میشد

  167655

فانتزی مــــــــــــن اینه که یروزی عشقم بفهــــــــــه که عاشقشم...

  167218

عاغا یکی از فانتزیام اینه که،بشم کاربر برتر 4 جوک.....
بعد وقتی میرم خواستگاری ازم پرسیدن چیکاره ای!!!؟؟؟؟
منم مثل مرد بگم::کاربر برتر 4 جوکم...
فقط نمیدونم بعدش چی میشه....شما میدونین؟؟؟؟

  167133

فانتزی من اینه که همه برو بچ 4جوک تو یه زمان خاص تو افق جمع بشن و انجا هرچی دلشون خواست جوکا و خاطراتشونو رودر رو واسه هم تعریف کنن. اینطوری همه میتونن همه خاطراتشونو بگن و دیگه انتخابی و بیشتر تلاش کن و قوانین و مقررات و... وجود نداره. البته کسایی که رفتن مورب و عمود و ... هم میتونن بیان :-)) افق حالا حالاها جا داره بهشون قول میدم. بعد یه حسن دیگه ای که داره میدونین چیه؟ اینه که میتونیم ببینیم تصوری که از هر کاربر 4 جوکی داریم (از لحاظ قیافه)درست حدس زدیم یا نه؟

  166990

یکی از فانتزیهای من اینه که مثل این فیلم کره ای ها برم یک رستوران اونوخ یک لیوان آبم رو میز رستوران باشه بعد به خواهر شوهرم زنگ بزنم بیاد اونجا وختی اومد لیوان آب را بریزم رو صورتش و بگم اینم به خاطر اذیتها و آزارهات بعد هم قدم زنان برم تو افق محو بشم. خداییش خیلی کار با کلاس و با حالیه . یکی یک دسمال بیاره اشک تو چشام جمع شده صفحه مانیتور را نمی بینم !!!!!!!!!!!

  166805

فانتزی من اینه تو تاکسی نشسته باشم بقیه مسافر ها هم همش دختر باشن
موبایلم زنگ بزنه ور دارم بعد سلام و احوال پرسی تشریفاتی عصبانی بشم
بگم :شرمنده نمی تونم مگه من مترجم شخصی شما هستم لدفا دیگه زنگ نزن
بعد چند دیقه خلاصه قبول کنم بگم
حالا کجایی تو باشه تلفن رو بده به سفیر کره جنوبی
شروع کنم کره ای حرف زدن و بعد نیم ساعت برگردم به راننده بگم ممنون پیاده میشم و دخترا هم با من پیاده شن
بعدش من حرکت کنم به سوی افق و یه دفعه یکی از دخترا بگه استاد شما نه شما برای مملکت مفیدین
بعد خودشون برن تو افق محو بشن

  166582

فانتزی من اینه که...................بدونم خواهر زاده های علی دایی بهش چی میگن؟ اصن یه وضعیه :)

  166246

یکی از فانتزی های من اینه که فضا نورد بشم، با یک تیم از دانشمندان و فضانوردان حرفه ای (البته نه به اندازه من ها!) برای ماموریت اکتشافی به سمت مشتری حرکت کنیم خیلی شیک و مجلسی ببینیم همیشه حق باهاش هست یا نه!
بعد سر راه سفینه خراب شه در حد اینکه ده ثانیه دیگه بترکه!
منم با یک حرکت جوکیتسو جانفشانی کنم سفینه رو تو مریخ فرود بیارم درستش کنم (همش تو ده ثانیه!)
بعد که کف همه برید رفت هوا (چون جاذبه نیست دیگه!) ، منم برم تو «افق مریخ» محو بشم!

بابا چیه این افق زمین؟ شلوغ شده دیگه جا سوزن انداختن نیست!
به این تخیل full HD!