فانتزی من اینه.......
چیه؟
فانتزی خودمه بهت نمیگم
مگه خودت فانتمادر و فانتخواهر نداری ؟
میای فانت مردمو میخونی؟
بی ادب
بگم سرهنگ بیاد تطبیقت کنه؟
ویدال،ایکاردی
بگم مدیر مدرستون بیاد؟
پست اولمه لایک بفرما
فانتزی من اینه
فانتزیم اینه که؛یه روزکه داریم بااکیپمون(آرا اس ام اسی ها[داداشا و آبجیای گلمو میگم^__^])توی پارک قدم میزنیم، اتفاقی الهام خانومو ببینیم که دمپایی ابری خیس بدست داره داش کامرانو دنبال میکنهداش کامی ب ما میرسه با لب و لوچه ی آویزون که تف ازش میچکه زل بزنه تو چشمای هممون و با بغض بگه ؛غلط کردم به همین دکمه اینترمون که یه ماه آذوقه غذایی توش ذخیره کردم قسم دیگه دس به موزای دسر نمیزنم...همین لحظه الهام از راه برسه و با وساطت اکیپ این قضیه ختم بخیر شه ماهم خوشحال و خندان بشینیم تو پارک .یهوهمه یه دفعه ببینم سرو صدا میاد برگردم بگم_امیرمحمدوسایلار مگه دستم بهتون نرسه شما باز شماره دادین ...امیر21 برو منطقه پسرا فک نکن خودتو بین دخترا قایم کردی نمیبینمت عه...یه لحظه ببینم عباس کو؟...تو همین لحظه سلنا با یه شروار کردی صورتی قلب قلبی و یه بلیز صورتی که روش نوشته just abbas با کفشایی که بوی پِهِن میده از راه برسه و یه قری به موهاش که داره ازشون شیر میچکه بده و با ناز بگه عباااااااس بعد داش عباس مث پلنگ زخمی از راه برسه و از پشتش داد بزنه :سَرت تو کالبااااااس...بعد سلنا برگرده بگه...
ادامه در پست بعدی
اگه بالای ۱۰۰۰ لایک بخوره بقیشو میذارم
یکی از فانتزیام اینه که با اولین پرواز برم آمریکا و سلنا گومز که دیدم برم جلو با دستمال بی هوشی بیهوشش
کنم بعدش به عنوان گروگان وارد صندوق عقب ماشین کنم و بعد ببرمش جای پرت وبعد دست و پاشو ببندم وبعدش ماسک بزنم و هدفون تغییر صدا به خودم وصل کنم و وقتی بهوش آمد با اسلحه بیام جلو و بگم که اگه بامن نیای ایران و از این کارای زشت و بی ادبانت دست بر نداری منم مجبور میشم بکشمت و کاری کنم که حتی پزشک قانونی هم نتونه تشخیصت بده و در اون هنگام زنگ بزنم به آدمام بگم بیان و هوامو داشته باشن و با اولین پرواز بیام ایران و در اون هنگام که داریم چمدون های سلنا رو میاریم که بزاریمش تو ماشین یه هو پلیسا بریزن جلوم و ازم دلیل آوردن سلنا ازم بپرسن و منم بگم که آوردم که مسلمان شه و از این کار ها زشت و ناپسند در موزیک ویدیو ها دست برداره و در حین صحبت با پلیسا جاستین بیبر پیداش بشه و بگه که اگه پلیسا بزارن من نمیزارم که حتی یک ذره از مسلمانی تو خونش باشه و باید برگرده و من تو اون حین صحبت هفت تیرمو در بیارم و بکشمش و پلیسا که دارن برام پرونده میسازن منم برگردم به افرادام بگم سلنا رو به شما سپردم خواهشن ببرینش پیش پدرم و مادرم و بهش بگین سیاصیف گفت این شما تا زمانی پسرتون زندان اینو مسلمان کنین و بعد هم در آخر سلنا به اون کارهای زشتش توبه کنه و مسلمان شه و منم بعد دو سال که از زندان که آمدم بیرون سلنا و پدرم و مادرم از دیدنم خوشحال شن و سلنا بگه که مرسی که منو با پدر و مادرت آشنا کردی و اونا منو مسلمان کردن و منم بگم که خواهش این حرفا چیه هر باشه بالاخره تو زن خونه من میشی و شب آن روز هم با سلنا ازدواج کنم و همه چی بخیر خوشی تموم شه
خداییش نامردین اگه لایک نکنین مگه من چیم از عباس مستقیم کمه
یکی از فانتزی های من اینه که یه دوست داشته باشم اسم پسرش غلام باشه.بعد بیان خواستگاریه دختر من.بعد پدر دوماد بگه پسرم غلامتونه!
منم بگم نه غلام خودتونه ....خخخخ
فانتزی من اینه که یه روز دبیر دوستم عاشقم شه بعد منم عاشقش شم ولی خوانواده هامون نزارن به هم برسیم
بعد با هم فرار کنیم بریم اون ور مرز اون رو سربازای مرز با تیر بزنن منم با یادش سر جنازش زار بزنم تا منم با تیر بزنن با همه دخترا چششون درباد که عاشق من شده ^--------^
فانتزی من اینه که ی روز بادوتاکردی(داش حسین وعباس دیگه)بریم عروسی سلنابا امید جهان که چندتاساپورت(جاستین ورفقاش میگم)بیان جلومون من که بی طرف جین پوشیده باشم یعد ساپورت بزرگ(جاستین)وکردی بزرگ(عباس)درحالی که دارن باهم نقشه حمله به امید جهان رو میکشن بریزیم تو عروسی درحالی که جنیفر لوپز میگه دوماد چقد انتره عروس ازون بدتره ماشیر فهم شیم عباس با کبرا سبیل ازدواج کنه وداش حسین یاجنیفر لوپز بعد منم که بی طرفم برم با دختر همسایمون ازدواج کنم
یکی از فانتزی من اینه که....
مدیر فور جوک شم بخش
{فانتزیه من اینه...}
رو از صفحه روزگار محو میکردم....
که یه روز با پراید گوجه ایم (بله ماهم پولداریم)یهو بزنم به پیکان داش عباس بعد درحالی که داریم شلوار کردیمونو به رخ هم میکشیم سلنا بای ساپورت(منظورم جاستین دیگه)بالامبورگینیی بیان بعد ساپورت داش عباس رو بکشه بعد منم ساپورت رو بوکشم
بعد باسلنا توراه افق(بله عروسیمون تو افقه)بعد شکیب تو افق متلاشیمون کنه
دوستا پرسین حسین جان چرا کار به اینجا کشید
خوب سوال جالبیه این نقشه منو سلنا بود به جز قسمت شکیبشه
فانتزيه معکوسم اينه که با سلنا ازدواج کنم بعد عباس جستىن )ىعنى ساپرت و شلوار کردى (باهم دست به يکى کنن بيان تو عروسى من وسلنا تا بخوان از در بىان تو من سلنا رو تو شلوار کردىم قاىم کنم بعد عباس وجاستىن بيان تو تا بخان زر بزنن جنىفر بگه تو کتابا نوشته گوه خورى کارى زشته بعد اونام قبول کنن بزنن منو بکشن بعد امىد جهان بگه انترا بىد برن
دوستان (که البته دهن ما رو سرويس کردن )پرسىدن که سلنا چى شد خوب تو شلوار کردىم خفه شد دىگه
فانتزیم اینه راننده اتوبوس واحدها که ۵دقیقه برا کاری بانک میرن تو این وقت من برم مثل هواپیما رباها بگم همتون تو تله افتادین میخوام مقصدتون تغییر بدم میریم ترکیه اونجا کودتا تموم شده حال میده بعد مسافرا بخوان پیاده شن اسلحمو دربیارم بشین سرجات راننده که میاد من بگم میخاستن پیاده شن من نزاشتم فانتزیه دارم.
که با داش عباس بیرون باشیمو جاستین بیبر (بله ما با داشعباس دوست نزدیکیم )خخلاصه جاستین دست کنه تو ساپورتش تا بخواد اسیدو در ببیاره من از تو شلوار کردیم سلنا رو بزارم جلومون که جاستین نتونه هیچ کاری بکنه بعد جنیفر لوپز بگه هرکیه هرکیه جاستین بیبر موفنگیه بعد داش عباس یه ببر از تو شلوار کردیش بیاره بیرون وجاستینو بخوره بعدم عباس باسلنا ازدواج کنه
دوستان پرسیدند چرا آین با ر نکردید
خوب سواله جالبیه خو شما با مردن منو داش عباس حال میکنید
یکی از فانتزیام اینه که :
تو کوچه دارم رو پایی میزنم سیگارم هم دستمه. از دور میبینم مسی و رونالدو دارم میان سمتم،منم بدوم برم سمتشون با یه حرکت به جفتشون لایی بزنم بعد کف کنن بگن تو چجوری این کارو کردی
من بگم این که چیزی نیست توپو بندازم بالا که بخوام مثله سوباسا برگردون بزنم
اما اون بالا همینجوری وایسم یهو یه صدایی بیاد بگه ادامه داستان هفته آینده
بعدش تا هفته آینده همینجوری تو هوا باشم تا اینکه توپو شوت کنم.
یکی از فانتزی های من این یه زور با صدای شاهرخ از خواب بیدار شم و وقتی دارم مسواک میزنم داعشی ها بهم حمله کنن منم مسواک و تبدیل کنم به رگبار و همون لحظه جاستین بیبر تو گروه در بیاد و بگه الللللله اکبر و بوم همه بترکونه ولی من بدون هیچ اسیبی از بین جنازه ها بیرون بیام و تو افق محو شم
که یه شلوار کردی داشته باشم این داش عباس بعد خلافکارع محاصزم کنن بعد تا دست کنم تو جیب شلوار کردیم بعد یادم بیاد من شلوار کردی دوست ندرام اصن شلوار کردی ندرارم اخه من ساپورت دوست دارم
یکی از فانتزیام اینه که خیلی دوس دارم یه روز مث قدیما، پستچی بیاد و برام یه نامه بیاره....... منم غافلگیر شم.......
من مطمئنم میاد
حالا ببین کی گفتم؟؟؟؟
یه لحظه
بله ،پستچی اومده
خیلی غافلگیرشدم، فک نمیکردم به این زودی ارزوم براورده شه
(احضاریه دادگاهه)(´⊙ω⊙`)
آخرین مطالب طنز
فال و طالع بینی
عزیزُم بیا فالت بگیرُم
فال حافظ | فال روزانه | طالع بینی | فال مصری | فال تاروت
فواید خنده
خنده تاریخ انقضا نداره !!! .gif)
.gif)
مجموعه تخصصی فواید ، دانستنیها و رازهای خنده
حمایت میکنیم
+ شادی و کمک به دیگران ( مراکز خیریه )
آمار سایت
بازدید دیروز: 19268
کل بازدید: 532480523










