بدو بدو سیب خوشمزه دارم سیب و گیلاس و زردآلو کهندانه بدووو!!!!!
آخ آخ آخ چرا نمیگی پخشه ، رو آنتنیم
سلام عرض میکنم خدمت همه 4 جوکیای عزیز
کهندان قسمت سوم
[از باغ اومدیم بیرون ، رفتیم لب رودخونه دیدم بلبل میخونه
یهو دیدم ی جمعیت زیادی وایسادن وسط میدون منم رفتم جلو دیدم چه بزن بزن خفنی راه افتاده هر کاری کردم دعوا تموم شه اصلا کسی به حرفم گوش نمیداد منم یهو ی سیب که از تو باغ کنده بودم انداختم بالا گفتم هر کی سیبو بگیره 50 میلیون همین الان میریزم به حسابش
یدفه همه هجوم بردن که بگیرنش ، سیبه پایین نیومد .گفتم اشکال نداره ی سیب دیگه دارم ، اونم انداختن بالا همینطور رفت و رفت و رفت که ناپدید شد ( آقا جان میشه کار نشد نداره آره )
همه تعجب کرده بودن که دیدیم ی میمون بالای درخت بوده که سیبا رو میگرفته و میخورده !!!!! ( آره داداش میمونا سیبم میخورن مخصوصا سیب کهندان )
دعوا دیگه تموم شده بود و منم داشتم میرفتم که یدفه یکی گفت : پس پول چی شد ؟!!
گفتم کسی نگرفت که !!!
گفتش میمونه مال منه !
منم گفتم خودت که نگرفتی و سریع فرار کردم ...
وای وای وای گرفتنم
آقا نزن ، میدم خوب پولو
بچه ها من برم کارت به کارت کنم براشون خدافظ .
):):):):):):):):):):
فانتزی من اینه
یکی از فانتزیام اینه که سر جلسه یه امتحان خوف نیم ساعت تاخیر داشته باشم و با اعتماد به نفس وارد سالن امتحانات بشم و با چهره مضطرب دانشجویان و نگاه عاقل اندر سفیه مراقب مواجه ! بعد برم روی صندلی خودم که روبه روی مسئول امتحاناته بشینم و در خودکارمو با دندونم باز کنم و شروع کنم به نوشتن و در حالیکه مسئول امتحانات فشارش افتاده و کف و خون قاطی کرده و هنوز نیم ساعت به آخر امتحان مونده از جام بلند شم و برگمو تحویل بدم و به محض اینکه به در خروجی رسیدم سرمو به اندازه ۳۷درجه بچرخونم و با حضار در جلسه خداحافظی کنم و بعدش دوربین از نمای پشت بوم دانشگاه منو نشون بده که دارم توی حیاط قدم میزنم و لابه لای جیک جیک گنجشکا و تلالو نور خورشید و هیاهوی شهر به سمت درب خروجی دانشگاه میرم و در نهایت در انتهای پرسپکتیو خیابون محو میشم …
یکی از فانتزیام این بود که بریم سر جلسه امتحان معلم بگه همتون بیستین
اتفاقـــــــــــــــــــــــــا امتحان ریاضی داشتیم از کل کتاب دبیرمون گفت همه بیست
تا آخر زنگ بیکاری
یه دبیردیگم داشتیم تو یه روز دو بـــــــــــــــــــــــــار به همه ی کلاس بیست داد
به افتخار وجود چنیـــــــن دبیر هایی بزن لاکـــــــــــو
یکی از فانتزیام اینه ک برم تو ی رستوران شیک و کلی غذا بخورم بعد بگم "نذرتون قبول باشه"وپاشم برم تو افق محو شوم;-)خخخخخخخخخخخخخ
يكي از فانتزيهام اينه كه وقتي با آنجليناجولي ازدواج كردم بچمون قيافش بكشه به اون و هوشش بكشه به من(آره دادا نخبه ام)..........
فانتزي من اينه كه آنجليناجولي همسرم باشه و الناز شاكردوست مخاطب خاصم.....
فانتزي من اينه كه بتونم برم سركار كه بتونم به بچه هايي كه توانايي اينوكه درس بخونن ندارن كمك كنم...........
سلام به4JOKها اولين پستمه
فانتزيم اينه كه يه روز كه از خواب پاميشم ببينم همون دختر10ساله ام كه همه دوستم دارن.....
یکی از فانتزی های من اینه که ببینم بالاخره ( پایین خره/چپ خره / راست خره و...) این داستان عشق دروغین اقا سینا چی میشه!!!!!!
یکی از فانتزیام چند روز پیش اتفاق افتاد.اونم این بود که تو آزمون نمونه دولتی مدرسه طالقانی قبول شدم.(الآن فهمیدین بچی زرنگیم یا بازم توضیح بدم)
یکی از فانتزیام اینه که ی شب بدووون هیچ فکری بخوابم!!!!!!!!!!!
فقط ی شب :-((((((((((((((((((
یکی از فانتزی هام اینه که آتش نشان باشم یهو یه روز خبر برسه دیتاسنتری که اطلاعات 4جوک توش هست آتیش گرفته باید بریم منم برم اونجا بعد از کلی گشتن هارد 4 جوک رو پیدا کنم و بیرونش بیارم پشت سرم دیتاسنتر منفجر بشه بعد بفهمم اشتباهی آورم 4جوک به فنا بره:D
یکی ازفانتزی های من اینه بدونم سید مصطفی از اینکه پستش یه هفته اولین پست توی صفحه ی اصلی بود چه احساسی داشت ؟
دوست عزیز ایا از دعا یا ورد خاصی استفاده کردی؟
لایک:شانسش تو حلقم
جدیدا فانتزی من این شده که برا بیماریا معادل فارسی انتخاب کنم مثلا بجای پارکینسون
بگم مرض کامبیز یا درد حاج مرتضی وبرادران به غیر از مجتبی :|
لایک = معادل پرشین حق مسلم ماست!!
فانتزیم اینه این روزا برم سرجلسه امتحان معلم بگه همتون بیستین..فقط میخاستم درسو یه دور دوره کرده باشین!امتحانو بیخیال برین4جوک !...
لایک:زهی خیال باطلللل
آخرین مطالب طنز
فال و طالع بینی
عزیزُم بیا فالت بگیرُم
فال حافظ | فال روزانه | طالع بینی | فال مصری | فال تاروت
فواید خنده
خنده تاریخ انقضا نداره !!! .gif)
.gif)
مجموعه تخصصی فواید ، دانستنیها و رازهای خنده
حمایت میکنیم
+ شادی و کمک به دیگران ( مراکز خیریه )
آمار سایت
بازدید دیروز: 45469
کل بازدید: 534930489










