پدر است دیگر...
گاهی دوست دارد در اوج سرما بخاری رو خاموش کنه و بگه هوا گرمه
و گاهی هم در اوج گرما کولر رو خاموش کنه و بگه هوا سرده
@parspatogh · ۵۳ امتیاز
☆☆☆☆☆ ۰ از ۵ (۰ رأی)
پدر است دیگر...
گاهی دوست دارد در اوج سرما بخاری رو خاموش کنه و بگه هوا گرمه
و گاهی هم در اوج گرما کولر رو خاموش کنه و بگه هوا سرده
ستایش است دیگر...
هرچی بلا و مصیبت هست باید سر او بیاید
فکر کنم اگه شهاب سنگم از آسمون بیفته به ستایش میخوره و میمیره
پسر: بالاخره موقعش شد. خیلی انتظار کشیدم.
دختر: میخوای از پیشت برم؟
پسر: حتی فکرشم نکن!
دختر: دوسم داری؟
پسر: البته! هر روز بیشتر از دیروز!
دختر: تا حالا بهم خیانت کردی؟
پسر: نه! برای چی میپرسی؟
دختر: منو میبوسی؟
پسر: معلومه! هر موقع که بتونم.
دختر: منو میزنی؟
پسر: دیوونه شدی؟ من همچین آدمیام؟!
دختر: میتونم بهت اعتماد کنم؟!
پسر: بله.
دختر: عزیزم!
اگه میخوای بعد از ازدواج رو ببینی از پایین به بالا بخون
سه تا زن توی تصادفی کشته شدن و سه تاشون رفتن بهشت!
دمِ درِ بهشت مامور نگهبان گفت:
شما آزادید هر کاری بکنید ، تنها قانون اینجا اینه که : روی اردک ها پا نذارین!
زنها قبول کردن و رفتن توی بهشت.
خیلی زیبا و سرسبز بود ولی همه جا پر از اردک بود!همونجا اولین زن پاش رفت روی یه اردک و ازدک له شد...
مامور نگهبان همون لحظه همراه با یه مرد خیلی بدقیافه اومد و گفت :
تو قانون رو نقض کردی و برای تنبیهت باید تا
ابد با این مرد بمونی ...
فردا اون روز ، زن دوم پاش رفت روی اردک و مامور نگهبان سریع اومد و همراهش یه مرد زشت دیگه بود و گفت :
توام قانون رو نقض کردی و باید تا ابد با این مرد بمونی برای تنبیه ...
زن سوم که اینا رو دیده بود خیلی ترسید و حواسشو جمع کرد که پاشو روی اردک ها نذاره!
چند ماه همینجوری گذشت که یه روز نگهبان با یه مرد فوق العاده خوش تیپ و زیبا اومد!نگهبان رو به زن کرد و گفت : شما باید تا ابد پیش همدیگه بمونید ...
زن که توی عمرش همچین مردی ندیده بود با ذوق از مرده پرسید :
واااای من نمیدونم چیکار کردم که پاداشم تو هستی ..!
مرده گفت : منم چیزی نمیدونم ! فقط میدونم که یه اردک رو له کردم
صعود تیم استقلال تهران به نیمه نهایی لیگ قهرمانان آسیا را به عنوان نماینده ایران به همه مردم ایران تبریک میگم.
قهرمانی تیم کشتی آزاد ایران را که بدون پول و با غیرت کشتی گرفتن به همه مردم ایران تبریک میگم.
سلام دوستان یک املاکی زدم بعد از این هرکس خواست در افق،عمود،اریب یا هرجای دیگه محو بشه ول نگرده برای خودش خونه داشته باشه.
هزینه هز خونه هم فقط یک لایکه
دقت کردین وقتی بهروز توی دودکش سوتی میده یا خرابکاری میکنه به یک نقطه ای خیره میشه.
فکر کنم تو افق محو میشه.
هر کس موافقه لایک کنه.
یک بار خونه تنها بودم.هوا هم گرم بود کولر رو زدم.
بعد نیم ساعت بابام زنگ زده میگه:میگم کولر رو خاموش کن!بگو خب:)
سلام دوستان یک آژانس مسافربری زدم بعد از این هرکس خواست در افق،عمود،اریب یا هرجای دیگه محو بشه یک لایک بکنه یک بلیط با قیمت مناسب براش بفرستم
گاهی اوقات مجبورید بپذیرید
که برخی آدمها
فقط می توانند
در قلبتان باقی بمانند
نه در زندگیتان...!
به کعبه گفتم:
تو از خاکی،منم خاک
چرا باید به دور تو بگردم؟؟
ندا آمد:
تو با پا آمدی باید بگردی
برو با دل بیا
تا من بگردم!
تنهایی زمانی است که کسی را از دست می دهی؛
اما یگانگی زمانیست که خودت را در می یابی …
چند وقت پیش برق خونمون رفته بود.مامانم زنگ زد اداره برق.خانمه گفت:فدائیان اسلام 17 شهید ثابت بیگیان.....
بعد مامانمم گفت:بله خانم این چه وضعشه این چندمین دفعه برق ما رفته هر دفعه زنگ زدم گفتین سیم برق رو دزدیدن.از صبح پاشدیم برق نداریم معلوم نیست برق از کی رفته.بعد خانمه میگه:خانم اگه تاکسی بخواین ما میتونیم براتون بفرستیم ولی برای این کار باید زنگ بزنین اداره برق نه 133.
یعنی من و داداشم تا چند دقیقه داشتیم در و دیوار و گاز میزدیم.
سلام 4جوک واقعا عالیه نمیدونم چرا بعضی ها علکی میگن پست هارو سخت تایید میکنه من 5 تا پست فرستادم 4تاش تایید شده.سایت از این بهتر.تازه اجازه کپی دادنم داه.
تو پست فبلی که گفتم طالقانی قبول شدم.دیروز میگم کی میرین ثبت نامم کنین بقیه روزها امتحان دارم.پدرم میگه:مگه خودتم باید باشی؟میگم:آره زنگ زدم به مدرسه اش گفت با ولی باید بیای؟بعد مادرم میگه:علی کیه؟منم میگم:نمدونم،علی کیه؟میگه:خودت گفتی که گفته باید با علی بری.یعنی تا چند دقیقه داشتم در و دیوارو گاز میزدم.
چند وقت پیش از مدرسه اومدم. مامانم میگه:کاپشنتو از مدرسه آوردی؟میگم:پ ن پ گذاشتم تو مدرسه یکی از مستضعفای مدرسه مون برداره استفاده کنه.
یکی از فانتزیام چند روز پیش اتفاق افتاد.اونم این بود که تو آزمون نمونه دولتی مدرسه طالقانی قبول شدم.(الآن فهمیدین بچی زرنگیم یا بازم توضیح بدم)