اعتراف میکنم شکنجه اورترین کار زندگیم اینه که با انگشت اشاره دست(!) کیس رو روشن کنم........خداییش این پا ناخوداگاه 10مین زودتر از اینکه ما برسیم به کیس شوت میشه طرفش!
لایک:هو الشافی(الهی امین)
@3155 · ۷۰ امتیاز
☆☆☆☆☆ ۰ از ۵ (۰ رأی)
اعتراف میکنم شکنجه اورترین کار زندگیم اینه که با انگشت اشاره دست(!) کیس رو روشن کنم........خداییش این پا ناخوداگاه 10مین زودتر از اینکه ما برسیم به کیس شوت میشه طرفش!
لایک:هو الشافی(الهی امین)
میخاستم بگم یکیه هر روز میاد دم خونتون........
یه نگاه به پنجره میندازه و همونجا میشینه...........
انگار منتظره.......
.
.
چند دفعه بگم برای سگهای محل استخون ننداز ^-^
یییییییعنی میخام بگم پیدا کردن خوده ناپلعون تو شیرینی ناپلعونی راحت تر از باز کردن گره های هندفریه...o-0
بگو خب.........
"خداوند" تنها روزنه امیدیست که هیچگاه بسته نمیشود..
تنها کسیست که با دهان بسته هم میتوان صدایش کرد...
با پای شکسته هم میتوان سراغش رفت....
تنها خریداریست که اجناس شکسته را بهتر برمیدارد....
تنها کسیست که وقتی همه رفتند میماند......
ووقتی همه پشت کردند اغوش میگشاید.........
میهمانیش گوارای وجودتان*
دیروز پیاز پوست کندم....
نگران نباش عینک شنا زده بودم اصلا اشکم در نیومد(((((((:
ELGIMA@@شاید باااورت نشه ولی ما99/99% اردوهامونو بااین شعر که گفته بودم گذروندیم..01/0%دیگه روهم باon the floor(:
sepide جون عزیزم کی گفته دل نداری؟!بعدشم اگه منو میخای بزنی داداش سینا دم دست تره(خخخخ).موفق باشی بازیگر موفق(:
سینا مشهد میشه خاهش کنم هروقت قسمت جدید داستانتو گذاشتی تو پاتوق اعلام کنی؟!
فانتزیم اینه این روزا برم سرجلسه امتحان معلم بگه همتون بیستین..فقط میخاستم درسو یه دور دوره کرده باشین!امتحانو بیخیال برین4جوک !...
لایک:زهی خیال باطلللل
ELGIMA@@ امه محله شمه محله دیاره عجب لای لای/امه گدپر شمه گد ماره خاننه عجب لای لای...."ی"بده؟؟؟!(این شعرو بلد بودی اجی؟)
"مرضیه جون" و "تو خوب باش":ما اسفندیا اصلا حسودی تو مراممون نیست*
ممد رضا:خوش اومدی به پاتوق.یه ذره از خودت تعریف کن ببینم بلدی؟!
جی جی وروجک:اجی این"وووو"جزو اصالت ماعه.منم رو اصالتم خیلی حساااااسما!اون"خخخز"که تو پستت بود نفهمیدم چی بود؟!!!راستی اجی میتونی راجع به رشتت یه بیوگرافی بدی؟!
ELGIMA@@@جون من غلط بخورم اجیمو بزنم!تجربیم-عاشق درس زیست وزبان انگلیسی-عاشق رشته ی روانشناسی(بچه ها بهم میگن مامان بزرگ خخخ)
اول شخص غایب*گلم من گفته بودم برات تکلیف تعیین نمیکنم.(من تو وپدرتو زیاد نمیشناسم)ولی خدا وقتی کسیو پدر میکنه مسعولیتهایی داره که باید در قبال فرزندش انجام بده واگه انجام نداد بسپرش بهمون خدایی که ترو ب اون داد.اما ما باید نقش فرزندیمونو درست انجام بدیم تا پیش خدا و وجدان خودمون شرمنده نباشیم.شاد وموفق باشی عزیزم(:
جی جی وروجک*برای بار دوم میپرسم:قاعم شهری(با غلط املایی) هستین؟
sepide72*اجی غلط خوردم...نقش منفی؟!!!بببله بللله ...ببخشید بچه ها پشت صحنه کارم دارن خخخ..نقش اول مثبت داشتین صدام کنین(اعتماد بنفسو داشتی؟). شاد باشی عزیز(:
روز مرد(پدر)بر تمام اقایان وبابایان سایت مبارک*
متولدین خرداد*کشتین خودتونو بس که تولدتونو بهم تبریک گفتین..مستقیم بگین تولدتونه اینهمه مقدمه چینی چرا؟!تولد همتونم مباارک(:
اول شخص غایب*برات تکلیف معین نمیکنم ولی هرچی باشه اون پدره.بعدشم قانون طبیعت میگه خوبی به کسی که اذیتت کرد بدترین تنبیه براشه (مخصوصا اگه پدر یامادرباشه).امیدوارم بهترین انتخابو کنی.موفق باشی(:
سینا مشهد*منتظر اخرشیم دیگه..موفق باشی.راستی سلام مارو هم به امام رضا برسون(:
جی جی وروجک*من بابلیم.اگه اشتباه نکنم قاعم شهرین(میدونم غلط املایی دارم خخخ)!راستی شما پسرییی؟؟بجان داداش گودزیلام (که الان وردلم نشسته)تا حالا فکر میکردم دخترین(:
داداشا واجیای گل بعضی وقتا اینقدر محو پستاتون میشم که پستای خودمو پیدا نمیکنم..خوش باشین((:
یادش بخیر وقتی کوچیک بودم و دلتنگ بابام میرفتم بغلش میخوابیدم و ازش میخاستم برام قصه بگه اونم با همه خستگیش برام قصه میگفت:"یه حسن اقا بود یکی جوجه داشت-2تا موش داشت-3تا ببعی داشت..."و اینقدر این داستانو کش میداد تا خوابم ببره واگرم یه زمانی داستانهاش پایانی داشت من خیلی زودتر ازینکه داستان تموم بشه از گرمای اغوش پرمهرش بخواب رفته بودم...
*بابا جونم تا پایان همون قصه های بی پایانت دوستت دارم*
sepide*جون میگم بازیگرش چقدددر اشناس..اشکال نداره نقشت منفیه مهم اینه بازی میکنی.من انقققققددرر دوست دارم بازیگر شم معروف شم پول دارشم(خخخخخ) دست مارو هم بگیر ابجی(:
داداش مسیحا*دوباره خوش اومدی..درضمن یه لایک واسه تو!
abas-m223*داداش تو کارو زندگی نداری مردمو...لا اله الا الله..بزنم به تخته رنگو روت واشده.مردم ازاری دقییییقا چه حسی داره؟؟!و اینکه یکی مث من(عقله کل)دقیقا از همون اول بفهمه سرکاریه چه حسی داره؟!
با مادرم داشتیم کنار یه باغ قدم میزدیم.یه توت فرنگی بزرگ دیدم که با رنگ قرمزش زیر برگهای بوته اش قایم شده بود ولی بازم زیر تیغه افتاب برق میزد.خواستم بچینمش که مامانم نذاشت وگفت شاید مالکش راضی نباشه.فرداش برام توت فرنگی خرید.اون توت فرنگیارو امتحان کردم اما هیچ کدومشون مث اون یکی نبودن!هنوزم که هنوزه دلم اون توت فرنگیو میخاد..شاید برای اینکه راحت بدست نیومد!
ایا واقعا اینه راز دست نیافتنی بودن؟!
اول شخص غایب* یعنییییی میییییییییشه که اول شخص غایب برام فال بگیره؟؟؟؟؟خداااا...یعنی مییییشه؟!؟!(:
سینا مشهد* مخ کارگیریه؟؟؟نکنه اخرش سپیده از خواب بیدار میشه و میبینه همه خواب بوده؟؟D:
ma2ta*بفرما..بفرما..میخای من پاشم تو بشین..ها؟!پستاتو توبخش دلتنگی خونده ام اجی(دختری دیگه؟).موفق باشی(:
جی جی وروجک* سلااام.خوبین؟میتونم بپرسم کجای استانمون میشینی؟
برای*صندلی داغ*Dokhtar shomali*
بعنوان یه دختر با پسرایی که شلوار سبز چمنی باتیشرت صورتی میپوشن(البته شلوارشون با رنگ تل سرشون سته)چیکار میکنی؟؟؟
دیروز بعد ناهار طی یه عملیات چریکی برای فرار از ظرف شستن یجا قایم شدم.داداش گودزیلام تموم سوراخ سمبه های خونرو دنبالم گشت و تامنو دید اروم گفت:بیا بیرون کارت دارم..!
تا از پناهگاهم(!)بیرون اومدم چسبید به دستم.اومدم در برم داد زد:chie mageولم کن..بااااشه بابا...من واسطه میشم تا مامان اجازه بده ظرفارو بشوریo-0 (یعنی گیوتینم کمش بود)
مامانه با مرام مام نامردی نکردو تمام ظرفارو برای من گذاشت(اشک شوق تو چشاش حلقه زده بود)....
قیافه ابر گودزیلای خانواده((((((((((:
من در حال ظرف شستن:"(
ماشین ظرفشویی پشت ویترینP:
ELGIMA@@@ جون من تو پست قبلیم بیوگرافیمو گفته بودم:فیروزه_متولد15/12/75_اهل بابل(:
سینامشهد* داستان عشق دروغینت عاالیه.فقط میشه بپرسم تا اخر داستان فقط شخص منفی دختره ست؟؟