ف

فیروزه

@3155 · ۷۰ امتیاز

☆☆☆☆☆ ۰ از ۵ (۰ رأی)

c
chie mage ۱۳ سال پیش
پیام

"خداوند" تنها روزنه امیدیست که هیچگاه بسته نمیشود..
تنها کسیست که با دهان بسته هم میتوان صدایش کرد...
با پای شکسته هم میتوان سراغش رفت....
تنها خریداریست که اجناس شکسته را بهتر برمیدارد....
تنها کسیست که وقتی همه رفتند میماند......
ووقتی همه پشت کردند اغوش میگشاید.........
میهمانیش گوارای وجودتان*

c
chie mage ۱۳ سال پیش
پیام

ELGIMA@@شاید باااورت نشه ولی ما99/99% اردوهامونو بااین شعر که گفته بودم گذروندیم..01/0%دیگه روهم باon the floor(:
sepide جون عزیزم کی گفته دل نداری؟!بعدشم اگه منو میخای بزنی داداش سینا دم دست تره(خخخخ).موفق باشی بازیگر موفق(:
سینا مشهد میشه خاهش کنم هروقت قسمت جدید داستانتو گذاشتی تو پاتوق اعلام کنی؟!

c
chie mage ۱۳ سال پیش
پیام

ELGIMA@@ امه محله شمه محله دیاره عجب لای لای/امه گدپر شمه گد ماره خاننه عجب لای لای...."ی"بده؟؟؟!(این شعرو بلد بودی اجی؟)
"مرضیه جون" و "تو خوب باش":ما اسفندیا اصلا حسودی تو مراممون نیست*
ممد رضا:خوش اومدی به پاتوق.یه ذره از خودت تعریف کن ببینم بلدی؟!
جی جی وروجک:اجی این"وووو"جزو اصالت ماعه.منم رو اصالتم خیلی حساااااسما!اون"خخخز"که تو پستت بود نفهمیدم چی بود؟!!!راستی اجی میتونی راجع به رشتت یه بیوگرافی بدی؟!

c
chie mage ۱۳ سال پیش
پیام

ELGIMA@@@جون من غلط بخورم اجیمو بزنم!تجربیم-عاشق درس زیست وزبان انگلیسی-عاشق رشته ی روانشناسی(بچه ها بهم میگن مامان بزرگ خخخ)
اول شخص غایب*گلم من گفته بودم برات تکلیف تعیین نمیکنم.(من تو وپدرتو زیاد نمیشناسم)ولی خدا وقتی کسیو پدر میکنه مسعولیتهایی داره که باید در قبال فرزندش انجام بده واگه انجام نداد بسپرش بهمون خدایی که ترو ب اون داد.اما ما باید نقش فرزندیمونو درست انجام بدیم تا پیش خدا و وجدان خودمون شرمنده نباشیم.شاد وموفق باشی عزیزم(:
جی جی وروجک*برای بار دوم میپرسم:قاعم شهری(با غلط املایی) هستین؟

c
chie mage ۱۳ سال پیش
پیام

اول شخص غایب*برات تکلیف معین نمیکنم ولی هرچی باشه اون پدره.بعدشم قانون طبیعت میگه خوبی به کسی که اذیتت کرد بدترین تنبیه براشه (مخصوصا اگه پدر یامادرباشه).امیدوارم بهترین انتخابو کنی.موفق باشی(:
سینا مشهد*منتظر اخرشیم دیگه..موفق باشی.راستی سلام مارو هم به امام رضا برسون(:

c
chie mage ۱۳ سال پیش
پیام

جی جی وروجک*من بابلیم.اگه اشتباه نکنم قاعم شهرین(میدونم غلط املایی دارم خخخ)!راستی شما پسرییی؟؟بجان داداش گودزیلام (که الان وردلم نشسته)تا حالا فکر میکردم دخترین(:
داداشا واجیای گل بعضی وقتا اینقدر محو پستاتون میشم که پستای خودمو پیدا نمیکنم..خوش باشین((:

c
chie mage ۱۳ سال پیش
پیام

یادش بخیر وقتی کوچیک بودم و دلتنگ بابام میرفتم بغلش میخوابیدم و ازش میخاستم برام قصه بگه اونم با همه خستگیش برام قصه میگفت:"یه حسن اقا بود یکی جوجه داشت-2تا موش داشت-3تا ببعی داشت..."و اینقدر این داستانو کش میداد تا خوابم ببره واگرم یه زمانی داستانهاش پایانی داشت من خیلی زودتر ازینکه داستان تموم بشه از گرمای اغوش پرمهرش بخواب رفته بودم...
*بابا جونم تا پایان همون قصه های بی پایانت دوستت دارم*

c
chie mage ۱۳ سال پیش
پیام

sepide*جون میگم بازیگرش چقدددر اشناس..اشکال نداره نقشت منفیه مهم اینه بازی میکنی.من انقققققددرر دوست دارم بازیگر شم معروف شم پول دارشم(خخخخخ) دست مارو هم بگیر ابجی(:
داداش مسیحا*دوباره خوش اومدی..درضمن یه لایک واسه تو!
abas-m223*داداش تو کارو زندگی نداری مردمو...لا اله الا الله..بزنم به تخته رنگو روت واشده.مردم ازاری دقییییقا چه حسی داره؟؟!و اینکه یکی مث من(عقله کل)دقیقا از همون اول بفهمه سرکاریه چه حسی داره؟!

c
chie mage ۱۳ سال پیش
پیام

با مادرم داشتیم کنار یه باغ قدم میزدیم.یه توت فرنگی بزرگ دیدم که با رنگ قرمزش زیر برگهای بوته اش قایم شده بود ولی بازم زیر تیغه افتاب برق میزد.خواستم بچینمش که مامانم نذاشت وگفت شاید مالکش راضی نباشه.فرداش برام توت فرنگی خرید.اون توت فرنگیارو امتحان کردم اما هیچ کدومشون مث اون یکی نبودن!هنوزم که هنوزه دلم اون توت فرنگیو میخاد..شاید برای اینکه راحت بدست نیومد!
ایا واقعا اینه راز دست نیافتنی بودن؟!

c
chie mage ۱۳ سال پیش
پیام

اول شخص غایب* یعنییییی میییییییییشه که اول شخص غایب برام فال بگیره؟؟؟؟؟خداااا...یعنی مییییشه؟!؟!(:
سینا مشهد* مخ کارگیریه؟؟؟نکنه اخرش سپیده از خواب بیدار میشه و میبینه همه خواب بوده؟؟D:
ma2ta*بفرما..بفرما..میخای من پاشم تو بشین..ها؟!پستاتو توبخش دلتنگی خونده ام اجی(دختری دیگه؟).موفق باشی(:

c
chie mage ۱۳ سال پیش
جوک

دیروز بعد ناهار طی یه عملیات چریکی برای فرار از ظرف شستن یجا قایم شدم.داداش گودزیلام تموم سوراخ سمبه های خونرو دنبالم گشت و تامنو دید اروم گفت:بیا بیرون کارت دارم..!
تا از پناهگاهم(!)بیرون اومدم چسبید به دستم.اومدم در برم داد زد:chie mageولم کن..بااااشه بابا...من واسطه میشم تا مامان اجازه بده ظرفارو بشوریo-0 (یعنی گیوتینم کمش بود)
مامانه با مرام مام نامردی نکردو تمام ظرفارو برای من گذاشت(اشک شوق تو چشاش حلقه زده بود)....
قیافه ابر گودزیلای خانواده((((((((((:
من در حال ظرف شستن:"(
ماشین ظرفشویی پشت ویترینP: