ديشب داشتم با هندسفري (هندزفري) آهنگ گوش ميدادم همزمان با آهنگ گوش دادن تو سايت 4jok هم داشتم پست ها رو ميخوندم؛ عاقا آهنگ رفت تو سكوت يهو بلند گفت "امير خلوت" ؛ منم كه حواسم به سايت بود يه دفعه فكر كردم كسي اومد؛ يه دفعه قلبم اومد تو حلقم و مثل ماهواره اميد پريدم تو هوا! (آخه من سرباز هستم؛ اينجا هم كه گوشي غير قانونيه...مخصوصا اين مدل گوشي)
يني تا مرز سكته قلبي-مغزي-عروقي پيش رفتم!
(البته بعدش از شدت خنده به اون مرز رسيدم)
ميبينيد خدمت چه به روز آدم مياره؟!
خاطرات خنده دار
5سال پیش یه بچه گنجشک تو کوچه پیدا کردم با ذوق اوردمش تو حیاطمون نگه میداشتمش هر 5 دقیقه میرفتم مینداختمش بالا هی میافتاد زمین بعد از 2 روز مرد ( نخند اقا مگه خودت بچه نبودی؟)
سلام به همه
جاتون خالی چند سالی پیش بعد از یه مدت که توی یه شهر دیگه بودیم رفته شهرمون خونه داییم اینا بودیم که داییم گفت بریم بیرون یه کار دارم انجام بدم اقا ما هم رفتیم تو راه بهم گفت یه برگ چک از دسته چک تو داشبورد پاره کن(بکن) چشتون روز بد نبینه منم با کمال ارامش دسته چکو در اوردم و یه برگ چک کندمو خیلی راحت گرفتم پاره کردم
دیگه باقی شو نگم بهتره
لایک یادت نره
آبجیم تعریف میکرد اوج توهمات کودکیش چی بوده(دهه شصتی)
میگه بچه که بودم شبایی که خوابم نمیومد سرمو میبردم زیر لحاف و تو اون تاریکی از یه روزنه ای روشنایی پیدا میکردم بعد سریع میبستمش. فکر میکردم الان از اون سوراخه یه گرگ میاد منو می خوره!
تو قطار نشسته بودیم که یهو مخاطب خاصم زنگید. بعد از اینکه فهمید کجام بهم گفت:
-امیییییین!دوسم داری؟(با عشوه خوانده شود!)
-آره عسلم!قد یه دنیا!
-خوب پس همین الان خودتو از پنجره ی قطار پرت کن پایین!
خو من دقیقا باید چیکار میکردم؟خواهشا دوستان تجربیاتشونو در این زمینه به اشتراک بزارن که آدم جلو رفیقاش این جوری قهوه ای نشه!!!
دیروز رفتم تو تاکسی نشتم یارو اهنگ رو زیاد کرده بود منم داشتم باش می خوندم یهو یارو اهنگ رو تو اوج قطع کرد منم که داشتم بلند بلند می خوندم . راننده برگشت گفت : یا شئونات اسلامی رو رعایت کن یا برو پایین !!!!!
من :-0
بازم من :-!
دوباره من :-(
آقا من یه روز جمعه تنهایی رفتم کوه(الان فهمیدین شکست عشقی خوردم یا بیشتر توضیح بدم؟)بعد هرچی دورو برمو نگاه میکردم هیشکی نبود. سکوت عجیبی بود. یه خورده خوف ناک بود ولی در عین حال آرامش بخش هم بود.خلاصه تا قله رفتم و اونجا نشستم و چون سکوتش ازارم میداد زدم زیر آواز و شهرام شکوهی خوندم:
ای دل....دل دیووووونه......کی قدر.......تورو میدوووووونه.....
خلاصه یه ده دقیقه ای خوندم و از اون طرف کوه داشتم سرازیر میشدم که دیدم سه چهار تا پسر جوون افتادن رو زمین ودارن سنگارو گاز میزنن!!!!!
اون لحضه ارزو کردم یه پهباد بیاد منو منهدم کنه تا بیشتر از این قهوه ای نشده بودم!!!!!!
از اون به بعد تصمیم گرفتم صدا خوشگلمو برا خودم نگه دارم!!!!!
اگه دروق بگم جورابه خودم که ترمی ی بار میشورمش تو حلقم(فهمیدین دانشجوام)
اینجا من دوتا جوک خوندم یکیش خییلییی خشنگ بود واغعا حال کردم لایکهاش۱۴۲این حدودا بودیکی دیگه خوندم معمولی بود(راستش گریم گرفت انقد بی مزه بود)لابکش۴۵۰یابیشتربود ی سوال برام پیش اومد
اغااا اینجا پارتی بازیه یا.......
جون مادرت منو لایک کن دومین پستمن اون یکی لایکش خیلیی کمه گریییییم گرفت.
امروز يكي اوده بود مغازه مون (پخش محصولات فقط فقط فرهنگي داريم البته چيز اي ديگه هم داريما ) پرسيد :ببخشيد فقط همين فيلما رو داريد با حالت تمسخر بهش گفتم پ ن پ يه سري ديگه داريم hidden كرديم بنده خدا دچار چنان ضربه روحي شديدي بهش وارد شد ك فك كنم الان مرده .......
*******************(!!!)علامت اختصاصی abas_m223
به سفارش بچه های باحاله قسمت* پاتوق دوستان*(آدرس:بالای سایت سمت راست,قابل توجه آقا مانی)
3 واحدی: جلسه اول ترم استاده داشت تعریف میکرد من بچه بودم خیلی شیرین بودم و تو همه عروسیا می رقصیدم کلی شاباش می گرفتم ...
منم از قبل تیکشو آماده داشتم جو گرفت یهو بلند گفتم استاد جان کمتر قر بده برو پشت بوم کفتراتو پر بده....!!!
یعنی کلاس ترکیدا ولی چون جلسه اول بود و غریبه, گفت برو بیرون حذف کن خودت.....
4واحدی:استاده داشت در مورد خاطرات جنگ تعریف میکرد و کلی از خودش تعریف میکرد که همرو یه تنه زده و کلی سرباز عراقی اسیر گرفته یهو گوشیش زنگ خورد و شروع کرد عربی حرف زدن .....گوشیشو که قطع کرد یکی از دخترا پرسید:استاد ببخشید چرا عربی حرف زدین یهو؟؟؟
تا اومد جواب بده من از ته کلاس بلند گفتم سرباز عراقیا بودن زنگ زدن گفتن کمتر خالی ببند واسه دانشجوهات....
یعنی کلاس منفجر شد...
هیچی دیگ خودم مثل یه قهرمان از کلاس پاشدم رفتم درسو حذف کردم...!!!
23 واحد برداشته بودم الان 17 تاش مونده فعلا خدا روشکر!!!
بچه بودیم امکان نداشت بخوریم زمین و این جمله رو نشنویم :
خدا رحم کرد سرت جایی نخورد !!؟
دختر داداشم عسل 5 سالشه اومده میگه عموجون! میگم چیه؟ میگه دوستام دوس پسل دالن منم می خواااام چیکار کنم؟؟؟
من:فکر کن من دوس پسرتم،چیکار می خوای بکنی؟
عسل:برم پوز بدم!
من:که چی بشه؟
عسل:چشه پلستو اینا،مهسا اینا،سمانه اینا دلبیاد!
من در اعماق قلبم:خدای من ماهم بچه بودیم... هععععععععی
من خطاب به برادرم:اخوی گرامی لدفن به تربیت بچه بیشتر رسیدگی فرمائید.
عسل خطاب به من:بیا بریم تو اتاق باهات حرف خصوصی دارم!
من:(
عسل:)
اخویo!O
سری پیش سر کلاس بودیم اوستاد درسش عغب موند بود داش تن تند درس می داد یه دفعه یه دختره کلاسمون گفت اوووووستاااااااااد!من جا مووووندممممم!
منم نه گذاشتم نه برداشتم گفتم با سرویس بعدی بیا!خخخ
همگان موزائیک گاز زدندی واستاد مرا بیرون کردندی!
دبیرستان که می رفتم هرماه nتومن شهریه میدادم.بابام میگفت :من اصلا نفهمیدم داداشت کی لیسانسه شداونوقت تو هنوز دیپلومتو نگرفتی!!!خواستم دلداریش بدم گفتم :عوضش دکترمیشم (بله رشتم تجربیه)حسابی ازخجالتت درمیام!!!گفت:اره جون خودت اونموقع هم یه پدرسوخته(منظورش شاهزاده ی سواربراسب سفیده)میادمیبرتت!!! الان 4سال ازاون ماجرامیگذره!!!!دلم واسه پدرسوخته خیلی شور میزنه!!!خیلی دیرکرده!!!!!
می دونین من ار کجا می فهمم کی چهارشنبه سوریه؟؟؟؟
از اونجایی که وقتی از 7 صبح تلویزیون رو روشن می کنی فیلم سینمایی داره تااااااااا 7فردا صبح اونم چه فیلمایی!!! اصن ادم عشق می کنه دلش می خواد چهارشنبه سوری که هیچ عیدم جایی نره!
والا دروغم چیه
آخرین مطالب طنز
فال و طالع بینی
عزیزُم بیا فالت بگیرُم
فال حافظ | فال روزانه | طالع بینی | فال مصری | فال تاروت
فواید خنده
خنده تاریخ انقضا نداره !!! .gif)
.gif)
مجموعه تخصصی فواید ، دانستنیها و رازهای خنده
حمایت میکنیم
+ شادی و کمک به دیگران ( مراکز خیریه )
آمار سایت
بازدید دیروز: 53008
کل بازدید: 532210552










