دسته بندی ها

منوی اصلی

طنز

جوک ها

پیامک ها

پیامک موضوعی

پیامک مناسبتی

مرامنامه 4جوک

خاطرات خنده دار

  58000

سال نو مبارک
داداشم پارسال روز اول عید این قدر که خورده بود مریض شد رفت دکتر دکتر بهش گفت باید سرم بزنی نگاه زرد شدی اقا این گودزیلای ما هم نه گذاشت نه برداشت گفت چشات زرد می بینه !!!!!
اخه ادم اینقدر پررو دهه هشتادین دیگه چیکار کنیم^%^)
اون لایک خوشگله رو بزن

  57987

رفتیم عید دیدنی موقع اومدن قبل از همه رفتم کفشامو بپوشم.دیدم کفشام نیستن.واااااااا کفشامو دزدیدن حتما.سرو صدا کردم همه فهمیدن.
دزدی تو کار نبود!کفشای جدید عیدمو پوشیده بودم نمیشناختمشون.
آبرو ریزی در حد المپیک
آدم که سالی 1بار کفش نو بخره همین میشه داا

  57979

یه بارتواتوبوس نشسته بودم یه خانومی بایه گودزیلای تقریبا تازه متولدشده بامشخصاتی:کلاه:صورتی لباس:صورتی کفش:صورتی اومد کنارم بعدمن برگشتم میگم واااااااای قربونش برم اسمش چیه؟میگه:؟آنا میگم:دختره؟................. مامانه:@ا0 من:* افق:o0

  57940

یه پسر دایی هم دارم 7 سالشه بش میگم چطوری اریا؟؟؟؟ عیدت مبارک
بهم میگه عیدی میدی خبری نیست خود شیرینی نکن
و من همچنان دهنم باااااااااازه نیگااااااااااااااا
لایک=ببند دهنو خفمون کردی

  57935

سلام دوستان عزیز
عیدتونم مبارک
عاقاااا امروز داییم اینا اومدن خونمون یه گودزیلا دارن به اسم پریا 6 سالشه, همه خونمون خواب بودن واز انجا که این فینگیلی هیچ چیو سالم نمیزاره و منم میخواستم بیام 4جوک بش گفتم برو بخواب تا شب ببرمت پارک اونم سریع گفت خوابم نمیاد بش گفتم دراز بکشی خوابت میبره , گفت نه
هیچی دیگه بش گفتم گوسفندارو بشمر خوابت ببره نه گذاشت نه برداشت گفت مگه اینجا چندتا گوسفند داره که بشمرم؟؟؟
منم ساکت شدم و لباسامو جمع کردم امید به خدا شب عازم افق هستم

  57881

میخواستم قیمت یه شلوارو بپرسم دستمو گذاشتم رو شلواره اومدم بگم این شلوار چند قیمته اشتباهی گفتم ببخشید آقا این شلوار چه رنگیه!!!
هه هه هه :-)

  57880

مامان من از کامپیوتر فقط بلده یه سری بازیارو بیاره بازی کنه...
روی کیبورد کامپیوترمون یه علامت ضربدر هست که پنجره هایی که باز هستن رو میبنده!!!
حالا برا مامانم فیلم گذاشتم تموم که شده میگه چجوری ببندمش؟
گفتم اون علامت ضربدر رو بزن.. اونم دستشو گذاشت رو مانیتور روی ضربدری که گوشه پنجره هست..
به سلامتی همه مامانا که جوونیشونو گذاشتن واسه اینکه ماها یه چیزی یاد بگیریم... قربون همشون

  57855

جای شما خالی رفتیم مهمونی بعد دیدم دختر عمم رفت دست شویی 23 سالشه منم درو بستم روش جیغ میزد ماماااااااااان من گیر کردم حالا اینگار نه اینگار این داره خودشو میکشه بعد یک رب دلم سوخت واسش درو باز کردم دیدم بمونه تلف میشه بد بخت
:)):)):)):)) دختر دایی خبیس اون داره خخخخخخخخ

  57837

ساعت چنده؟
قدیم یا جدید؟
از امروز تا یک ماه آینده پر کاربرد‌ترین سوال تو ایران :))

  57818

يه خواهر دهه هشتادي دارم كه مادر همه گودزيلاهاس‏!‏‏!‏ از 3‏,4 سالگي نماز ميخوند؛ يه بار که کل فاميل تو خونه بابابزرگم جمع بوديم اين کوچولو داشت نماز ميخوند؛ من اومدم کلاس بذارم گفتم‏: خواهر التماس دعا؛ واسه منم دعا كن؛ برگشت صاف تو چشام نگاه کرد و با صداي رسا گفت: من هميشه همه مريضارو دعا ميكنم؛ نگران نباش‏!‏‏!‏‏!‏‏!‏‏!‏ فقط قيافه ي منو تو اون لحظه تجسم کنيد ديگه
ازون به بعد به هركي ميگم التماس دعا بهم پوزخند ميزنه‏;‏-‏(‏ا
اين گودزيلاها كاري کردن كه ديگه التماس دعام نميشه از کسي داشت؛ خدااااااا

  57817

سلام پست اولمه حمایت کنید
بچه که بودم یه بارمامانم یه مشت سبزی توی یه پارچه آویزون کرده بودبه دیوارحیاطمون که خشک بشه،عاقاهمون روزبارون گرفت
مامانم به آبجیم گفت بروبیارشون تاخیس نشده اونم گفت نمیرم
منم رگ غیرتم بادکردگفتم خودم میارمشون
چشمتون روزبدنبینه رفتم آویزون شدم به این یارو(سبزیا)دوتاپام روهم گذاشتم به دیوارتابازش کنم،یه لحظه تصورکنیدتابازشدباکمروگردن وسرو همه پخش زمین شدم
هیچی دیگه یه هفته توخونه خوابیده بودم

  57815

آخرين زنگ فيزيك سال بود بچه ها شور عيد داشتن ساكت نميشدن.اول زنگ پاى تخته توشته بوديم:(استاد ما مشق ننوشتيم!)معلممونم كه پايه گفت اشكال نداره خودشم هى ميگفت ميخنديد.بعد از چند دقيقه گفت:خب ديگه بچه ها ساكت درسو شروع كنيم.اما هيشكى هيس نشد.اون بنده خدا هى گفت بچه هام به كارشون ادامه دادن.يهو داد زد:ساكت ديگه...هى هيچى نميگم.اصلا همه مشقارو بذاريد رو ميز!
يهو يه سكوت خفن حاكم شد!هيشكى جيك نميزد.آقاى شمشيرى شروع كرد از ميز اول:شما...ننوشتى برو بيرون.شما...بيرون.شما¿
عاغا يعنى همه كپ كرديم.اشك عطيه كه داشت در ميومد!
شمشيرى داد زد:پاشو برو به مشاورتون بگو بياد...اگه مدير هست اونو بيار
رفيق ميز اوليه ما پاشد كه بره شمشيرى گفت:بشين بابا توهم جدى گرفتيا
به مدت ده ثانيه همه داشتن آناليز ميكردن چى شده!يهو گفتم:استاد خيلى تك بود!
بمبببب...كلاس تركيد!

  57811

تابلو بانک مرکزی تو حلقم اگه دروغ بگم..!
اقا یکی از اشنایان زنگید به ما گفت بدو خودتو برسون با مدارک ب بانک فلان اسمتو نوشتن تولیست برنده ها...
اقا منم خوشحال تا بانک به صورت چهارنعل رفتم بعد میرم پیش ریس بانک مدارکو تحویل دادم میگه تبریک میگم شما برنده ی 15هزار تومان وجه نقد شدید!!!!
منم همون راهی که امده بودم رو برگشتم البته ب صورت سینه خیز...
من:|
اشنا:/
بانک مرکزی:-D

  57808

یارو ساعت ۳نصفه شب زنگیده: اون:الو من:الو اون:سلام حالتون خوبه من:خوبم مرسی بفرمایید اون:میشه اسمتون رو بدونم من:فلانی اون:اه اخی اشتباه گرفتم ببخشید حالاوضعیت منو تصور کنید

  57787

داشـتـیم تـو حـیـاط ایـسـتـگـاه والـیـبـال بـازی مـی کـردیـم..
تـوپ دسِ مـن بـود.. هـمـه مـنـتـظـرِ سـرویـس بـودن..
حـسـیـن: کـیـان بـزن دیـگـه.. اَهههه
__ آخـه بـیـا از ایـنـجـا اَرِنـجـِـتـونـو بـبـیـن.. بـعـد بـگـو بـزن..
امـیـر حـسـن! ایـن کـیـان هـر بـار بـخـواد سـرویـس بـزنـه ، هـمـه رو سـرویـس مـی کـنـه..!!
__ عــــه عـــه خـجـالـت بـکـش بـاو.. بـــیح تـربـیـت..
حـامـد: خـب آرنجـاتـونـو نـشـون بـدیـد تـا بـزنـه.. :)
__ حـالا هـمـه دسـتـاشـون بـالاس:-p اومـدم بـگـم حـالا هـمـه یـه کـفِ مـرتـب بـه افتـخـارِ خـودتـون بـزنـیـد ... کـه...
یـهـو زنـگ خـورد.. داشـتـیـم مـی دویـدیـم هـمـه بـا داد:
حـامـد : انـقـد لـِف دادی تـا زنـگ خـورد..
حـسـیـن: بـذا بـرگـردیـم.. عـمـرا دیـگـه مـن سـرِ تـو کـه تـو تیـمـم بـاشـی بـحـث کـنـم..
امـیـر حـسـن: کــُلات کـه مـالِ خـودمـه.. صــَب کـن.." آخ ایـن یـکـی خـیـلـی درد داره"
حـالا طـبـقِ مـعـمـول تـوپ رو پـرت کـردم.. از شـانسِ مـن دُرُس خـورد وسطِ پـیـشـونـیِ فـرمـانـده .. :)))))
بـچـه هـا سـریـع صـحـنـه رو شـلـوغ کـردن.. مــنم پـَریـدم تـو چـکـمـه هـام.. شـلـوارو کـشـیـدم بـالا.. لـبـاس و کـلامـو بـرداشـتـم و پــَریـدم تـو مـاشـیـن.. :)
فرمـانـده: دسـتـش رو سـرشـه :) بـیـخـودی شـلـوغـش نـکـنـیـد .. مـن مـی دونـم اون کـیـه کـه زنـگ مـی خـوره.. هـر چـی دسـتـشِ پـرت مـی کـنـه و مـی دوعــه.. :) خـودم اِصـلاش مـی کـنـم.. :(
بـی خـیـال.. دوسـم داره :)