دسته بندی ها

منوی اصلی

طنز

جوک ها

پیامک ها

پیامک موضوعی

پیامک مناسبتی

مرامنامه 4جوک

خاطرات خنده دار

  66904

شـــــما وقتی میخواین نمک به گوجه سبز بچسبه چیکار میکنید؟؟D-:
.
من که الان سنم اینقده..........!
برای خوردن گوجه سبز با نمک کلی خودمو اذیت میکنم گوجه سبزارو پر تف(طف........) میکنم که نمکا بهش بچسبن تازه با خیاله راحت بخورم....!شما چطور؟;-)

  66901

ما دیروز امتحان میانترم داشتیم....
اتفاقا استادش، استاد راهنمای پروژه من بود(دانشجو ارشدم). یکی از سوالاش یکم گیج کننده بود، منم گذاشتم واسه آخر سر.
آقا چشمتون روز بد نبینه دوتا از بچه ها داشتن تقلب میکردن، منم اومدم تریپ زرنگی وردارم، خوب گوش کردم و جواب شنیدم:))) رفتم سواله رو حل کنم...
خدا نصیب گرگ بیایون نکنه جوابو اشتباه شنیده بودم.:O یه باره به کل قاطی کردم!! :S
روم هم نمی شد از استاد بپرسم، خدا نخواد دانشجو جلو استاد راهنماش آبروش بره... :'(
حالا من هی داشتم به خودم میپیچیدم، دو سه بار استاد اومد بالای سرم یکم نیگام کرد رفت...
آخر سر دیگه دلش برام سوخت اومد بهم گفت چی شده؟!
منم ذوق مرگ...
گفتم این سواله رو نمی فهمم!:(
واستاد بالای سرم شرو کرد سوالو توضیح دادن!!!!
قیافه من : O-o
قیافه استاد : ^-^
هیچی دیگه جواب گفت بهم!!!!! سوالشم 7-8 نمره داشت....
یعنی نوکرشم به مولا....
از همین تریبون دستش می بوسم :*
لایک = صفای هر چی استاد با مرامه

  66859

امروز از طرف مدرسه رفته بودیم بازدید معلممون واسه اینکه ببینه همه اومدن در اومده میگه هر کی غائبه دستش بالا!!!

  66828

یادمه اول ابتدایی,دومین روز مدرسه که معلممون بهم تکلیف داد,وقتی اومدم خونه مامانم میخواست دفترمو بگیره ببینه که از کجا باید مشق بنویسم,منم یه ساعت گریه کردمو دفترمو بهش ندادم...
دلیلمم این بود که خانممون گفته مشق شب,هنوز که شب نشده من بخوام مشق بنویسم!!!اداداشمو آجیم که کلی بهم خندیدن,مامانمو بابامم تا یه ساعت داشتن توضیح میدادن که بابـــا اسمش مشق شبه.من دفترو دادم ولی تهدیدشون کردم که به خانوممون میــــگم....
به من چه تقصیر معلممون بود خب خودش گفت مشق شب!!!!!!تازه میخواستم اولو جهشی بخونم برم دوم اداره اجازه نداده بود :(
من یه همچین آدمی بودم :)

  66824

دیشب بابام دوتا هندونه خرید اورد خونه!!
منم که عاشق هندونه سریع اوردم یکی شو بریدم....
یعنی کاش هیچ وقت نمیبریدم هندونه هه سفید بود!!
بابام گفت عیب نداره اون یکی رو ببر!!
اون یکی رو بریدم بدتر از این یکی...
یعنی از صد تا شکست عشقی بد تر بود به قران...
ادم شکست عشقی بخوره هندونه سفید نخوره

  66798

دیروز داشتم توی پیاده رو از شرکت برمیگشتم (بعد میگم چه شرکتی) یهو دیدیم یکی از پشت سر صدام می کنه که اهای ابجی پارسا تو پجر منو ندیدی؟؟؟؟؟!!! منو میگی o-0
کیه صدام میکنه؟ برگشتم دیدم پسر شجاعه بنده خدا دنبال پدرش می گشت من نمی فهمیدم چی میگه!!
من:o-o
پجر: o-0
پسر شجاع :^-^

  66795

من روی ملچ ملوچ کردن بقیه موقع غذاخوردن خیلی حساسم...یعنی آتیش میگیرم.....براهمین موقع غذا هنزفری رو میکردم توگوشم یه آهنگ دوپس دوپسیم میذاشتم تاچیزی نشنوم...یه بارمادرجانم اومد غذا بخوره...انگاریکی داره بامیخ میکوبه توسرم سریع رفتم سراغ هنزفری اینم گره تو گره شده بود حالا منم اعصابم داغون...گرفتم تیکه تیکش کردم بعدبا بیژامه ازخونه زدم بیرون...اینارو ول کن هنزفرییه اصل بود..دلم میخواد خودمو بزنم زمین هوابرم به نظرتون تاکجابرم....؟؟!؟؟!؟!؟

  66791

یه بار با یکی بزرگتر از خودم دعوام شد زدم و پا بفرار گذاشتم به امید اینکه مغازمون نزدیکه برسم اونجا دیگه مشکلی ندارم چون همه بچه ها هستند کمکم کنند ولی تا رسیدم مغازه دیدم هیچکس نیست هر چی صدا و داد و بیداد کردم کسی جواب نداد و آقاهه با خونسردی داخل مغازه خودمون یه دست کتک مفصل بهم زد و رفت هیچوقت از یادم نمیره

  66788

یادش بخیر زمانی که تازه داشت پشت لبم سبز میشد همش میرفتم جلو آینه...باورکنید لاخ لاخ قربون صدقشون میرفتم...بماند که حالا پسرا واسه سبیلاشون ذوق نمیکنن که دارن شبیه پدرشون میشن،بلکه ابروهاشونم برمیدارن تا شبیه مادرشون بشن...

  66787

*******علامت اختصاصیم کجا بود بابا*******
عاغا اوایل سال تحصیلی مدیر و معاون پرورشی اومدن سر کلاسمون گفتن واسه مسابقات فرهنگی هنری هر کی دوست داره اسم بنویسه(این تئاتر مئاتر و داستان نویسی و از این حرفا)خلاصه چن دیقه گذشت اومدن پیش من گفتن تو اسم نمی نویسی!!!
منم گفتم:والا من نه فرهنگ دارم نه هنرD:
خلاصه کلاسمون ترکید
و شد آنچه که شد

  66781

فک کنم اگه زلزله ها همینطور ادامه پیدا کنه باید همین امروز فردا باید آستین بالا بزنیم با همکاری هم یه سایت درست کنیم اسمشو بذاریم زلزله نیوز یا بوم بوم نیوز
با این شعار بالا همه صفحه ها:
زمین:قرررر تو کمر فررراوونه نمیدونم کجا بریزمممممممممم
زمین جا همین جا

  66772

کل دوره خدمت سربازی یکطرف آموزشیش یکطرف.یکی از شبهای آموزشی که پاشدم از خواب برم دستشویی ( گلاب به روتون ).دیدم صدای دعوا میاد ( ساعت 2-3 نصف شب بود )...خدایا اینکیه دیگه داره دعوا میکنه!؟ یکم رفتم جلو تر دیدم از تو توالته.با خودم گفتم یعنی دو نفری تو دستشویین؟!؟!یکم وایسادم دیدم دعوا داره بالا میگره: هی میگفت: بیشعور...کثافت...عوضی... منم گفتم باداباد در رو بازکردم...دیدم یکی از بچه های سوسول هم دوره مون داره با پشه مالاریا ( از این پشه های گنده ) دعوا میکنه...حداقل تا یک ساعت بعدش تو خواب که یادم می اومد وسط خواب میترکیدم از خنده...

  66761

رفتــه بـودیـم اصفهــان (:
یکــی اَ رفیقــام که برا همــون جــاست ... گفــت بیــاید باغ ٍ بـابـا بزرگــم فُـلان جـا (:
آقـا مـا رفتیــم هــرچی گشتیــم این آدرسـش لامصــب سـرویســمون کــرد (: آخــرش یه جـا پارک کــردیم ! حالا هــرچی زنــگ میــزنیم کچــل گوشیــش آنتــن نمیــده ):
پیــاده شــدیم !
دوستـــم : آخـــه این اوسکــول چــرا خــودش نیــومد با هم بــریم ؟! گیــج !
پســردایی م : تو روحـــش که مـا رو کاشــت اینجــا لعنـــتی !
یکــی اَ دوستــام که ســرما خــورده بود طفلـــی طـاقتــش طاق شد : کـــره الاغ گــوشی شم آنتــن نمیــده ... آآآآآآآآی میـــلاد مگــه دســتم بت نرســه !! د ٍ وخیـــزید د ٍ ... مــن ســرم درد می کنــه ... میــلاد کــره الاغــم بیخیـــالش ... بریــم پهــلو سعیــد بهتــره !! کثــافت گــردن ٍ میــلاد ُ میشـــکونم واســتا ببینــمش ... گــوساله ی ٍ نوپا ... نکبــت !!
آقــا یهــو دیــدم یه پیــرمــرد ٍ چــپ چــپ نیــگامون کرد یه چیــزی ام زیــر ٍ لــب گفــت رفت ! امــان از ایــن جــووونا ( طبـق ٍ معمــول )
مـا : -_-
آقـا بعـد ٍ 20 دیقـه عـلافی ٍ بعــدش یهــو سر کـله میــلاد پیــدا شـد مـا رفتیــم باغشـــون ...
دوســت ٍ بیــمار ٍ مــن : میـــلاد! مــن دیشــب زیـر ٍ سٍـرم بودم !! چــرا مـا رو کاشتــی ؟!
میــلاد : داش مهــدی شــرمنده ... الانــم بـابـا بزرگــم.. اومــده یه لحظــه زود میــره (:
آقــا یهـــو همــون پیــرمــرد ٍ اومــد !
مــا : O_O
پیــرمــرد ٍ :O_O
میــلاد : پـدرجــون .. اینــا همــون رفیقــامن ... نمی دونــی چقــد گُــلَن که! وقتــی میــری تهــران آی آدم ُ خجـالت میــدن ! بچــه ها ایشـون پـدرجـون ٍ مــنن !
مـا : O_O
پیــرمــرد ٍ : بعـــله متــوجهــم ! ســلام گل پســرا خــوش اومــدین قــدمتون روی ٍ چشــم !
مـا : O_O
خــداوکیــلی به رومــون نیــاورد .. ولــی از خجــالت آب شــدیم رفتیــم تو زمیــن (: مهــدی طفلــی ُ که نگـــو (:
شـانس ٍ کــج و کــوله ی ٍ مـا رو ....

  66679

با داداشم داشتیم ای بووک 4جوکو تو خونه میخوندیمو غش کرده بودیم از خنده که یهویی(یه هویی....در یک آن!!!!)قلبم گرفتم
(حالا میبینین از دستتون چی میکشم))))
ب داداشم میگم برو قرصامو بیار
رفته قرصا رو اورده ولی یه لیوان اب نیاورده
بهش با استرسو اسبانیت تمام میگم
حالا من با دهن اب بخورم!!!!
همه مردیم از خنده ......
ولی جاتون خالی عجب سوتی دادم در حدی که قلبم خوب شد!!!!!!!!!!!!!!!

  66608

خاطرات طاهاوسوسک
اگه تویه اتاق سوسکی ببینم تازمانی که جنازه اش رونبینم نمیشینم
وقتی میخوام یه سوسک بکشم (البته ازروی اجباریعنی کسی نباشه واسم بکشه/مواردخیییلی حاد)
یه دمپایی میگیرم ازده کیلومتری پرتش میکنم وبدون نگاه کردن به عاقبت کارباسرعت هرچه تمام ترتامیتونم میدوم خخخخخخخخخخ
وقتی برمیگردم میبینم سرجاشه تکون هم نخورده.........
نشونه گیریمم صفره.......
شماهاهم اینجوری سوسک میکشین؟؟؟؟؟؟؟؟؟))))))))))))9