به دختر داییم میگم اینترنتت رو از کجا گرفتی؟(منظورم همون شرکتش بود)میگه:از قصابی کیلویی دو هزار و پونصد آشنا بودیم تخفیف داد...
همین جوابارو میدین تحریممون میکنن دیگه!
خاطرات خنده دار
----- (~~~) <هر روز ظهر كته!!> (~~~) -----
ديروز بعد از ظهر ميخواستيم واليبال بازي كنيم كه يهو ديدم يكي از اين پايه بوق ها؛ چنان لباس ورزشي كرده انگار ميخواد بره "جام ملت هاي آسيا"...!!!
هيچي ديگه؛ اول با كمك بچه ها يه كتك مفصل بهش زديم؛ بعدش هم بازيش نداديم...خخخخخخ
(شوخي كردم...كتكش نزديم؛ بازيشم داديم ولي قبل بازي شرط بندي كرديم تيمي كه ببازه بايد براي همه بستني بخره...و اونجا بود كه پسره فهميد اگه كتكش زده بوديم و بازيش نداده بوديم؛ براش هزينه اي نداشت...خخخخخخ)
----- (~~~) <هر روز ظهر كته!!> (~~~) -----
ديروز تو قسمت مسكوني پادگان يه گودزيلا ديدم كه سوار دوچرخه شده بود...
بعدش انگار كه سوار موتور سيكلت شده؛ سرشو خم كرد يه نگاه به پايين سمت چپ دوچرخه كرد؛ بعدش شير بنزين موتورشو (البته موتور خياليش) تنظيم كرد؛ دو-سه بار با پاي راستش زد تو سر پايدان دوچرخه (يعني داره هندل ميزنه!)؛ بعد با پاي چپش موتورشو زد توي دنده؛ بعدم با دست راستش گازشو گرفت و رفت...!! (البته اين بماند كه اولش چونكه موقع دنده زدن موتور؛ كلاچ رو نگرفته بود؛ موتورش خاموش شد! بعدش تمام اين مراحل رو از اول انجام داد!!!)
براي خودم متأسفم...
آخه من تا ٧ سالگي به موتور سيكلت ميگفتم "هام هام" !!!
----- (~~~) <هر روز ظهر كته!!> (~~~) -----
دو-سه روز پيش تانكر آب اومده بود كه منبع هاي پادگانمون رو پر كنه؛ منم رفتم رو پشت بوم كه منبع بالايي رو پر كنم. سيستم پادگان ما اينجوريه كه يه منبع بالاي پشت بوم؛ يكي هم دقيقا زيرش؛ روي زمينه...
بعدش همينجور كه داشتم منبع بالايي رو پر ميكردم يهو يه نقشه شيطاني به سرم زد...
به دوستم كه بغل دستم وايساده بود گفتم بره به فلاني بگه بياد تا يكمي خيسش كنيم بخنديم (البته گفتم اگه گوشي هم داره؛ ازش بگيره)
طرف اومد گفت: "بله سعيد؛ كارم داشتي؟"
گفتم: "يه نگاه به منبع پاييني بنداز؛ فكر كنم پشتش سوراخ شده..."
بعدش صبر كردم تا قشنگ بره پشت منبع گير كنه؛ بعدش از بالا شيلنگ تانكر آب رو گرفتم روش (فشار آب مثل فشار آب ماشين آتش نشاني!!!)
بدبخت موش آبكشيده هم نشد...بيشتر شبيه آب موش كشيده شد!!
خلاصه؛ از اونجايي كه ميدونم سخت تو فكر انتقامه؛ هر جا ميخوام برم گوشيمو تو يه پلاستيك ميپيچم كه اگه خيسم كردند؛ يهو نسوزه!
اصن يه وعضي داريم اينجا...شب ها كابوس ميبينم يكي داره آب ميريزه روم! روزا هم اگه ببينم يكي يه ليوان آب دستشه؛ راهم و كج ميكنم اون وري ميرم!
اصن يه وعضيه ها...
چند روز پیش ، پیش یکی از دوستان بودم ؛ کتری رو از رو چایی ساز بر داشت که یهو آب جوش ریخت رو پاش ، آقا چشمتون روز بد نبینه فقط داشت می سوخت و داد و جیغ می زد یعنی صداش تا ده تا خونه اونور تر رفته بود ، تنها چیزی که اون لحظه کمکش کرد این بود که با دوستام بهش فهموندیم که الاغ آب رو الان از شیر پر کردی هنوز اصلا نذاشتی جوش بیاد !!!
تو اتوبوس ساعت 2 نیمه شب از سفر زیارتی سوریه برمیگشتیم که نزدیکی های شهر همه جوگیر شده و هی درخواست صلوات از جمعیت میکردند اینقدر طول دادند که یه عده کلافه و خواب آلود صداشون دراومد آخر برای ختم غائله منم گفتم نثار چهارده معصوم چهارده تا صلوات بفرستین تا این 14 صلوات رو فرستادند به مقصد رسیدیم.
لایک=سلامتی همه مسافرا به نیت 14 معصوم
بابام زنگ زده میگه شب کی میای خونه
گفتم تا 12 خونه ام گفت آفرین پسرم زود بیا من 12 نشده خونه بودم
میگه چیه با هم قهر کردین
میگم کی
میگه مخاطب خاص
خوب پدر من گناه کردم زود اومدم خونه
هم جوابه شمارو بدم هم تا ساعت 3 الکی به مخاطب خاص دروغ بگم مادر بزرگم حالش بده ؟
هاننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننن
بابا توروخدا دوستم داشته باششششششششش
عاقا یه بارم شمال بودیم دوستم رفت جلو خیلی شناش خوبه بعد منم همچین باد کرده بودم که دوسته منه
بعد ملت کف کرده بودن
دیدن داره دست و پا میزنه همه ترسیده بودن گفتم نترسین اداهاشه
میخواد ادا در بیاره بگه دارم غرق میشم
عاقا من دیدم این دیگه داره شوره ادارو در میاره رفتم تو ویلا
بعد نیم ساعت
برگشتم دیدم نیست
یه یارو گفت دوستت انقدر ادا در آورد بردنش بیمارستان
(( عاقا خوب ادا بازی کمتر در بیارین آدم دو دل نمونه ))
یه بارم دوسته بابام زنگ زده مغازه میگه بابات هست میگم نه
میگه کی میاد گفتم رفته پیشه دوستش ساعت 9 اینا میاد
یدفه برگشته میگه من دوستشم پیشه منه گوشی رو داده بابام
بعد بابام میگه امیر عباس من شب نمیام مغازرو ببند من میام خونه ...
خوب پدره من حوصله دوستات سر میره برین منچ بازی کنین چرا منو سره کار میزارین
شک دارم میکنم به زنبیلی که منو توش سره راه گذاشتن
امروز دوباره طبق معمول خواهر گل ما دست گل به آب داده بود....
بابای ماهم عصبانی رفته دم در اتاقش صدامیزنه : گامبو!!!!
خواهرم خیلی شیک و رسمی : بله....
هیچی دیگه من که منفجر شدم
اما مدیونی اگه فک کنی حواسش نبود!
کوفت! نخند به آبجیم!! غیرتی میشما
دراریم پشت ساختمون دانشگاه هندبال بازی میکنیم،رفیقم اومده میگه:دارین هندبال بازی میکنین؟پ ن پ داریم واتر پلو بازی میکنیم،فقط زمین سوراخ بوده آبش خالی شده.
یادش بخیر قدیما من بچه بودم(البته الانم بچم اما بچه تر بودم) یه آتاری سگا داشتیم که هر شب صدوبیست هزار نفر نه، اما حدود بیست نفر از اقوام،دوستان و آشنایان و دیگر بستگان میومدن خونمون اصن نوبت به کسی نمیرسید و بعضی وقتا خراب میشد و همه حالمون گرفته میشد
اما الان هر گودزیلایی پلی استیشن1 و 2 و 3 و ایکس باکس و ..........دارن و ناراضیم هستن
تکنولوژی تو حلقم
مامانم 45 دقیقه بهم زل زده آخر قاطی کردم میگم چیه ؟
میگه شانس آوردی دماغت به من رفته مثه بابات میشد باید میرفتی خودتو میکشتی
من :)
بابام (o_O)
مامانم :))
اقا ما خونمون دو طبقست یه تیغه هم رو خونمون درس کردیم برا تابستونا بریم اونجا که دید هم نداره
به خاطر همونم کفتر زیاد میاد اونجا میشینه
ای پسر همسایمون 8 سالشه برا این که کفترارو بپرونه با سنگ میزنه به درو دیوار
یه روز گیرش اوردم زدم پس کلش گفتم که دفه بعد سنگ بزنی میرم بابات رو میگم بیاد پشت بوممون و تمیز کنه (اون سنگایی رو که انداختی )
این نامردم بره به باباش بگه که همسایه گفته بابات باید بیاد پشت بوم رو تمیز کنه و لیس بزنه
هیچی دیگه به خاطر حرف این جنگ صلیبی راه افتاد
چه بزن بزنی هم شد
هه
یــه پسر خاله دارم تَهِ دسـت فرمونه ....
یه سِری اومد جولوی ما اِفــه بیاد با 80تا دستی کشید تا پارکش کنه ماشینو، آقا روغن ماشین
ریخته بود شانس بده این ماشین لیز خورد به بغل دوتایر رفت تو جوب ....
جوبشم از این پدر مادر دارا بود .... خلاصه باباش حسابی نوازشش کرد....
منو میگی ^__^
آخرین مطالب طنز
فال و طالع بینی
عزیزُم بیا فالت بگیرُم
فال حافظ | فال روزانه | طالع بینی | فال مصری | فال تاروت
فواید خنده
خنده تاریخ انقضا نداره !!! .gif)
.gif)
مجموعه تخصصی فواید ، دانستنیها و رازهای خنده
حمایت میکنیم
+ شادی و کمک به دیگران ( مراکز خیریه )
آمار سایت
بازدید دیروز: 41906
کل بازدید: 532341619










