دسته بندی ها

منوی اصلی

طنز

جوک ها

پیامک ها

پیامک موضوعی

پیامک مناسبتی

مرامنامه 4جوک

خاطرات خنده دار

  70738

امروزمامانم صدام کرده رفتم تو اتاق،دیدم رفته برای خودش کلی لباس و کفش و روسری....این چیزا گرفته! بهش میگم:خب مادر من میذاشتی برای روز مادر برات میگرفتیم دگ!
میگه:خب منم برای روز مادر گرفتم دیگه!شما پولشو باهام حساب کنید!
میگم:خب مامان چرا نذاشتی خودمون بگیریم!مثلا میخواستیم سورپرایزت کنیم.
میگه:لازم نکرده شما میخواید برید چرت و پرت بخرید خودم میدونم چی احتیاج دارم شما فقط پولشو بدید!
من :؟!!
مامانم:^ــ^...........

  70706

يه پسر عمو دارم 3 سالشه گودزيلا به معني واقعي كلمه
يه روز تو خيابون ياسين(پسر عموم) با مامانشو ديدم.
ياسين همش گريه ميكرد ميگفت بستني ميخوام؟
ب زنموم گفتم ياسينو بده بريم براش بستني بخرم گفت از صبح تا حالا 2 بار بستني خورده مريض ميشه؟
ياسين:نخيرم من بستني ميخوام؟
من:ياسين مامان ميگه مريض ميشي؟
ياسين:ن؟(انگار مرغش ي پا داشت)
ب زنموم گفتم بده ميرم براش ميخرم؟
گفت:برو!
حالا رفتيم تا واسش بستني خريدم بازش كرده تمام بستني رو ي ليس ميزنه و يكي محكم ميزنه تو گوشم و ميگه:وقتي مامانم ميگه بستني برام بده بايد بگي چشم زنمو!
بعد شروع ميكنه بستني خوردن؟
قيافه من اون موقع :-0
خودش :-)
بستني تو دستش :-9
والا بخدا اين ده هشتاديا اوجوبن
مخصوصن اون اخرياش؟!

  70692

یادمه بچه که بودم تو کوچه داشتم با پسر همسایمون فوتبال بازی میکردم
سر یه خطای ساده که برام نگرفتن زدم سرشو شکوندم
یعنی اون بازی از فینال جام جهانی ام برام مهمتر بود
من:)
پسر همسایه:(
فیفا:(
بچه های تو کوچه:))

  70683

در مغازه نشستم(لوازم خانگي)ي پير زنه اومده تو مغازه ميگه اين لباسشويي چنده؟
من:1.300.000 تومن
اون::-0 تخفيفم داره؟
من:بله مادر؟
اون:اگه يك تومن(يك ميليون)ميدي ببرم؟؟؟؟
من::-@ مگه ما چن درصد روش كشيديم ك سيصد هزار تومن تخفيف بديم
اون:شما همتون نزول خوريد؟ي چيزي زير لب گفت و رفت؟!
من:خو اين چ ربطي داره ب نزول خوردن داشت؟من موندم.
دلم ميخواد اين قد كلمو بكوبم ب زمين چاه باز شه./

  70678

عاغااااااا یکی از دوسام بود با یکی دشمنی عجیبی داشت هیچوقت هم دلیلی براش نمیگفت همیشه هم میرفت در خونشون رو میزد فرار میکرد از قضا این خونه یه پسر داششششششت
خلاصه جونم براتون بگه گردون روزگار چرخید و چرخید تا اینکه خورد تو سر این پسره و اومد دوست ما رو گرفت و الان خوش بختن یجورای
گذشت و یه روزی من با این زوج بودم که دوستم گفت عـــــــــزیزم(با عشوه فراوان) یه خاطره برات بگم تا الان نگفتم برات: این(اشاره به من) خعلی از تو بدش میومد همیشه در خونتون رو میزد فرار میکرد
پسره :\
من :0
دختره ابلغ :))))))
منو میگی مسقیم رفتم افق میفهمی مجبور بودم مجبور!

  70672

یادش بخیر بچه گیام بچه نبودم ویروس مرض وکرم بودم.ظهر که میشد میرفتم بچه هاروجم میکردم تو کوچه طی یک عمل محاسباتی بچه هارو تقسیم میکردم میرفتیم لاستیکارو پنچر میکردیم ولی جون داداش حال میدادا اونایی که اینکارو کردن میفهمن من چی میگم

  70671

ینی واقعا ههههههههههی روزگار.چن شب پیشا مهمونی دعوت بودیم با کسی اشنا نبودم حوصلم سررفت با گوشی 1200 نوکیا بازی میکردم یهو دیدم یه گروه گودزیلا جلوی من دارن با ایفون5بازی میکنن.هیچی دیگه کلا ترور شخصیت شدم رف

  70663

هفته ی پیش امتحان رایانه داشتیم . معلممون گفت هرکی این سوال رو جواب بده نمرش بیسته.
میدونید سوال چی بود؟؟؟؟؟

نیو فولدری بسازید و اسم انرا ((con))بگذارید......

خدایی بیل گیتس مینوته همچین کاری کنه!!!!!

  70649

...................... بدون علامت اختصاصي هيتلر ! .......................

آقا سه شنبه ساعت 10 دقيقه به هفت بود داشتم پيش دستي رو ميذاشتم رو ميز كه يه زلزله وحشتناك خونه رو تكون داد يعني اگر به جاي 10 ثانيه ، بيشتر بود شايد فاجعه آميز ميشد ! اما اخبار هيچي نگفت !

  70646

من هررو دنبال سوژه واسه 4جوکم بعد ک میام بنویسم 1 -کیبورد رو فارسی میکنم 2-موضوعو انتخاب میکنم 3-روی صفحه کلیک میکنم 4-مث بز زل میزنم به این ماموته اونم مث بز زل میزنه به من و هردو غرق افکار میشیم که من چی میخاسم بنویسم؟اصن سوژم چی بود؟بعد پنج دقیقه بیخیال میشم دوتا فحش به خودم میدم دوتا هم به این ماموته البته بعضی وقتا بخاطر معصومیت نگاهش نمیتونم بهش چیزی بگم و پا میشم میرم دنبال کارم و پیدا کردن سوژه جدید و این چرخه همچنان ادامه دارد!!!!

  70637

دیروز در یک حرکت زیرکانه به بانک زربه ذربه ضربه زدم پول واریزیم ۵۳۰ تومن بود ۵۰۰ تومن دادم
بعدش از زوق ضوق ذوق ۱۰۰۰ تومن برا خودم خرج کردم
اصلا باورم نمیشه اینقدر تیز باشم

  70582

„„ بچه شهرستان””
سلام به دوستان گل این خاطره روکه واستون تعریف میکنم به جون خودم راسته.
دیروزتوباشگاه بدنسازی (اینم بگم مربی دومم) که خلوت بودفقط چهارنفربودیم گوشی دوستم زنگید وقتی شمارشودید اهنگوقطع کردبهم گفت ساکت شودوستمه منم بایه نقشه خبیثانه ساکت شدم
اون شروع کردبادوستش بالفظ قلم وعشوه حرفیدن بعدچندمین که سکوت حاکم بودمن باصدای بلندعین ایناییکه دادزدمو (البته به ترکی)مینویسم:
هوی قنبر توله سگ باکی داری لاف میزنی گوسفندارفتن برشون گردون پالان خر روهم خوابیدی روش برش داربیاربعدبه دوستام اشاره کردم وسه تایی صدای خر وگوسفندبزغاله وسگ درمیاوردیم که چشماش اشک الود گوشیروقطع کرد.
گفت اخه سیدچرا اینکاروکردی دوستم باهام قهرکرد.
منم گفتم خوب کردم تاتوباشی به مربیت وبزرگترازخودت نگی ساکت شو
شماهم لایک کنید

  70555

یادمه‏ ‏بچه‏ ‏که‏ ‏بودم‏ ‏یه‏ ‏روز‏ ‏به‏ ‏همکلاسیم‏ ‏گفتم‏ ‏من‏ ‏میتونم‏ ‏فکرخونی کنم.
اونم گفت ثابت کن
منم گفتم الان داری به فلان چیز فکر میکنی
اونم گفت آفرین از کجا فهمیدی؟.....
خولاصه بعد یه مدت فکر همه بچه ها رو میخوندم...
الان تازه فهمیدم همشون با هم منو اسکل کرده بودن دسته جمعی
کصافطا!
اگه دستم بهشون نرسه!!

  70518

اغادوست داداشم وقتی بچه بوده خیلی شلوغ بوده...میگفته 1بار ور میداره پای 1مرغ رو به هم میبنده بعد اویزون میکنه زیر چراغ تو انباریشون چراغ رو هم روشن میزاره...وقتی بر میگرده که پای مرغ رو باز کنه... میبینه چون کلا اون قسمت از بدن مرغ که رو به لامپ بوده سوخته... مرغه هم نتونسته دستشویی کنه... ترکیده...!!!!

  70503

توی عید قیمت گوجه اینجا تا مرز 10 ،11 تومنم رسیده بود...
قرار بود عمم برا شام بیان خونمون ، مامان گفت به نظرت جوجه کباب دُرس کنم خوبه ؟
_ بدیش چیه ، خیلیم خوبه ؟(:
مامانم رفت تو اشپزخونه ، دوباره برگشت میگه نظرم عوض شد یه چیز دیگه درُس مینم...
_ چرا مامان !!؟؟ کباب چشه مگه؟
برگشته میگه تو فِک کردی من میرم برا عمت گوجه 10 تومنی میخرم بخوره، دیگه چی ؟؟
0_0

خداییش فِک نمیکردم روزی به خاطر گوجه از خوردن جوجه کباب محروممون کنن !! )))))))))))):