دسته بندی ها

منوی اصلی

طنز

جوک ها

پیامک ها

پیامک موضوعی

پیامک مناسبتی

مرامنامه 4جوک

خاطرات خنده دار

  77065

یادمه بابام یه عمه ای داشت که عمرشو داد به شما وقتی فوت کرد من با خانوادم رفتیم خونشون برای تشییع خلاصه که من با مامانم رفتم تواتاق زنا تا عمه بابامو اوردن خونش برای خداحافظی اینم بگم که دخترعمه بابام خیلی شبیه مادرش بود خلاصه که جنازه رو اوردن همه گریه بعد که جنازه عمه بابامو بلند کردن ببرن یه دفعه دیدم یه چیزی افتاد دادزدم وای خدا جنازه افتاد هی دادمیزدم بعد دیدم همه دارن نگام میکنن دیدم دخترعمه بابام بوده که بیهوش شده افتاده زمین منم که بدجور ضایع شده بود دیگه حرف نزدم

  77048

بچه که بودم یه بار داییم با دوچرخه اش اومد خونمون ...منم خیلی شیطون بودم ....دوچرخه اشو پارک کرد جلوی درمون منم با یه طناب از زین دوچرخه بستم و یه طرفشو هم بستم به لوله گاز ... داییم که کارش تموم شد به اندازه بیست متر با تمام سرعتش رفت و بعد ....
دیگه خودتون فکر کنید دیگه چه بلایی سر داییم اومد...با صورت خورد کف آسفالت ....

  77046

کیا یادشون میاد:
نخ رو فرو میکردیم تو مرکب(دوات),بعد با یه مهارت خاصی میذاشتیم لای دفتر,اونوقت با کف دست,فشار میدادیم,با دست دیگه نخ رو میکشیدیم,از تصویری که درست میشد کلی ذوق میکردیم...

  77041

چند وقتیا عکسای عقدمو نگاه میکردیم.رسیدم به عکسی که با دیوارای کاهگلی و کاه و چرخ گاری تو آتلیه انداخته بودیم.پسر خواهرم (از این دهه هشتادیای درجه یک) با نگاهی هوشمندانه گفت:خالههههههههه چرا تو طویله عکس انداختی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
میگم تو از کجا طویله دیدی میگه:تو کارتونا دیدم
منو داری مونده بودم به هوش این بچه ببالم یا به ژستم تو طویله؟؟؟؟؟؟>!!!!!!!!!!!!!!!

  77039

ﻣﺸﺎﻋﺮﻩ ﮐﻼﻩ ﻗﺮﻣﺰﯼ ۹۲:
ﻓﺎﻣﯿﻞ ﺩﻭﺭ : ﮐﻪ ﺩﺭ ﮔﺮ ﺩﺭﺑﻨﺪ ﺩﺭ ﻣﺎﻧﺪ، ﺩﺭ ﻣﺎﻧﺪ!
پﺴﺮ ﻋﻤه ﺯﺍ :ﺩﺑﻠﯿﺎ ﻫﯿﻤﯿﺒﻞ ﯾﻬﻮﻭﻭﻭﻭﻭﻭﻭﻭﻭﻭﻭﻭ ﮐﻠﻨﮓ!
ﺟﯿﮕﺮ :ﮔﻔﺘﻢ ﻏﻢ ﺗﻮ ﺩﺍﺭﻡ، ﮔﻔﺘﻢ ﯾﺎ ﻧﮕﻔﺘﻢ؟ ﮔﻔﺘﻢ ﯾﺎ ﻧﮕﻔﺘﻢ؟ ﮔﻔﺘﻢ ﯾﺎ ﻧﮕﻔﺘﻢ ؟ ^_^

  77032

دوستان ميخواستم بدونم شمام وختي هويج ميخورين اول قسمت روييشو ميخورين بعد ميرين سراغ مغزش...؟!
يا فقط من همچين ساديسمي دارم...؟! ^_^

  77021

دوستان دوران امتحانات شروع شده(گفتم فقط در جریان باشید)
بعد مدرسه داداشم شرط معدل گذاشته که اگه معدلشون بالای 18.5 نشه پوففففففففف اخراج
این داداش ما هم خلاقیت های در نوع خود منحصر به فردی داره میزنه در این جریانD:
امتحان عربی داشتن، گفته مترادف الفقرا رو بنویسید. این داداش ما هرچییییییییییی فک میکنه کلمه ی مساکین یادش نمیاد. میگه حیفه خالی بزارم مینویسه الگدایان (حالا تفکرشو تو اون لحظه میتونم درک کنم ولی اخه عربا گ نداررررررررن ) D: D:
یعنی حتی اگه معدلش 20 هم بشه به خاطر توهین به شعور معلم اخراجش میکنن D: D:
کیا برادر خلاق دارن؟

  77008

تو این شبای امتحان من نمیفهمم دارم درس میخونم یا راز بقاء میبینم
تازه فهمیدم جنگلیه این اتاق من
ماشالله از هر نوع حشره ای بخوای اینجا پیدا میشه
این مورچه بالدارا که نگو...اصلا میان باهات درد و دل میکنن
منم نامردی نمیکنم هر چی میاد جلوم میکشم
خلاصه یه جورایی حس میکنی داری فیلم ترسناک میبینی ولی از نوع 3 بعدیش...
فقط نمیدونم اینا چیجوری روزا خودشون رو قایم میکنن...
والا...

  76966

من شغلم عینک سازیه عاقا ی روز عینک ی بنده خدایی رو شمارش و اشتباه ساختیم و تحویلش دادیم بنده خدا میگفت درست نمیبینما ما هی بهش میگفتیم نه شمارت درسته و این عادیه بزن عادت میکنیو......خلاصه اقا فرداش دیدیم همون بنده خدا داره عصا میادو پاش شکسته تا اومد تو حسابی ما رو با الفاض زیبا مورد عنایت قرار داد و گفت این غینکی به من دادین شمارش اشتباهه و منم زدم از یک طبقه پله ها رو با مخ اومدم پایین و پام شکست ...... الان بعد از سه سال که این اتفاق افتاده ما با اون بنده خدا کلی رفیق شدیم هنوزم که هنوزه همدیگر و میبینیم به یاد این خاطره کلی میخندیم. :)

  76945

رفتیم جایی با دوستام گردش اوجا ی کمپ زده بودن برا توریستا و جشن بود خواستیم وارد کمپش بشیم ازمون کارت شناسایی خواستن یکی از دخترا کارت ملیش داد نگهبانه رو کرد به پسرا گفت کدومتونین؟(آخه عکس رو کارت مال دوران دبیرستانش بود که مدرسه گیر میداد دست به صورتت بزنی ارایشگاه بری)
قبافه دختره اونموقع ++
قیافه پسرا : :
o
قیافه نگهبانه _____

  76940

ترم اول بودیم مقدمات طراحی داشتیم ی طرح اسلیمی استاد داده بود با گچ درستش کنیم تو کلاس نشسته بودیم داشتیم گچای اضافی میکندیم بعد ی نیم ساعت یکی از دخترا کلاس با ی مظلومیتی پاشد گفت استاد بریم تو افتاب بکنیم؟؟ کلاس رفت رو هوا
حالا استاد بیشعور ما هم از رو نرفت گفت برو تو افتاب بکن. پسرا که کلا زیر میز بودن...

  76926

سلام به هممممممممه بچه ها.این اولین پستمه.عاقا ما یه بار رفته بودیم پیش این عاقا دکتر مهربان کچل که امپول بزنیم... با هزار زحمت ژست گرفتم که مثلا درد نداشت.خودمو که جم و جور کردم ... چشمتون روز بد نده یه گودزیلا با باباش وارد شد... به هزار زحمت این بچه رو خوابوندن و امپولشو زد.وااااااای چه جیغی میکشید.حالا اینجاشو گوش کن... بعد اینکه کارش تموم شد برگشت عین گربه توی شرک یه نگاه مظلومانه به دکتر انداخت و با چشمای پر از اشک نه گذاشت نه برداشت گفت... شوشولم دهنت... واااااای ینی بابای بچه هه صورت هیچ سرشم عین لبو شده بود(اخه کچل بود)
دکتره خشکش زده بود بیچاره...

  76925

*************************(!!! و ؟؟؟)علامت اختصاصی abas_m223
(پـسـت ویـرایـشـی)
بـچـه بـودم از ايـن جـوجـه زردا خـريـدم، فـرداش ديـدم تـخـم نـمی ذاره!!!
دلـم واسـش سوخـت يـه تـخـم مـرغ كـردم تـو بـاســنـــــش، مُـــــرد!!!
(از هـمـون بـچـگـی مـهـربـون بـودم و دسـتـم تـو کـار خـیـر بـود)
بـه هـمـه هـم مـی گـفـتـم: بيچاره سـرِ زا رفـت!!!^_^
خـدا بـیـامرزش اسـمـش رو جـِسـی گـذاشـتـه بـودم^_^
لایک= عـبـاس تـو مـارو آسفـالت کـردی,خـدا ایـن یـکی دسـته گلـت هـم بـیامـرزه^_^

  76911

شوما یادتون نمیاد فیلم های هندی و چینی و خلاصه فیلم های اکشن که تموم میشدن ما هم جو گیر میشدیم و تصمیم میگرفتیم که دیگه جنگنده باشیم
من یه بار اینطور شدم در سن 9 سالگی..........جلو داداشم پررویی میکردم که یه حرف بزنه و بزنمش
خلاصه چیزی گفت و پریدم رو صورتش
تو نگو اونم مث من جو گیر شدهD:
هیچی دیگه یه هوک راست نشوند زیر چشم چپم و بی هوش شدم
وقتی به هوش اومدم همه چیزو دوتا میدیدم
و دیگه توبه کردم که فیلم اکشن نبینم
راستی من نمیبینم،هنوز سلمان خان همزمان با 16 نفر دعوا میکنه و همشونو شکست میده عایا؟؟؟

  76895

ديروز رفته بودم پارك داشتم پينگ پنگ بازي ميكردم بعد يه گودزيلا ٨ساله رو ديدم داشت با يه سگه دوبرابر خودش داره كشتي ميگيره و باهاش بازي ميكنه بعد ده دقيقه ميگذره سوار دوچرخه ميشه دور ميزنه يه دقيقه نميگذره كه يه صداي جيغ بلند مياد ميرم سمت صدا با خودم ميگم حتما يه تصادفيه وقتي مييرسم ميبينم همون گودزيلا داره گريه ميكنه خالش بهش ميگه چي شده خاله افتادي زمين ؟ميگه نه يه گربه تو درختا بود ترسيدم فرمون دوچرخه رو ول كردم افتادم زمين
من(@@)
دختره((((((:
مردم احساسشونو نميتونم بيان كنم