دسته بندی ها

منوی اصلی

طنز

جوک ها

پیامک ها

پیامک موضوعی

پیامک مناسبتی

مرامنامه 4جوک

نمایش مطلب شماره 76966

تاریخ انتشار : خرداد 1392

من شغلم عینک سازیه عاقا ی روز عینک ی بنده خدایی رو شمارش و اشتباه ساختیم و تحویلش دادیم بنده خدا میگفت درست نمیبینما ما هی بهش میگفتیم نه شمارت درسته و این عادیه بزن عادت میکنیو......خلاصه اقا فرداش دیدیم همون بنده خدا داره عصا میادو پاش شکسته تا اومد تو حسابی ما رو با الفاض زیبا مورد عنایت قرار داد و گفت این غینکی به من دادین شمارش اشتباهه و منم زدم از یک طبقه پله ها رو با مخ اومدم پایین و پام شکست ...... الان بعد از سه سال که این اتفاق افتاده ما با اون بنده خدا کلی رفیق شدیم هنوزم که هنوزه همدیگر و میبینیم به یاد این خاطره کلی میخندیم. :)