دسته بندی ها

منوی اصلی

طنز

جوک ها

پیامک ها

پیامک موضوعی

پیامک مناسبتی

مرامنامه 4جوک

خاطرات خنده دار

  79206

چند شبه اعصابم خرد شده.
زندگیم مختل شده.
ساعت 8 شب که میشه انگار یه چیز مهمی رو از دست داده م
هی سعی میکنم خودم رو به کارهای دیگه مشغول کنم. اما دوباره ذهنم رو درگیر میکنه.
مثل یه فاجعه جهانی شده برام.
شاید درد منو خیلیهای دیگه هم داشته باشن ولی بتونن راحت تر باهاش کنار بیان، ولی من نمی تونم. هیچ جایگزینی براش نمی تونم پیدا کنم.
هیچ کسی هم هیچ کاری نمی تونه بکنه. حتی تو سایتش هم رفتم؛ هیچ توضیحی نداده ند.
من التماس میکنم که
شبکه Persian Toon، دوباره برنامه هاتو پخش کن. دلم واسه باب اسفنجی تنگ شده.

  79205

ی بار سر کوچه با دوستام بودم ک یکی دیگه از دوستام با ی وانت ک توش ماشین لباسشویی بود اومد ب یکی از بچه ها ک از هممون گنده تر بود گفت بیاد کمک خلاصه این رفیقمون بعد از چند دقیقه اومد پیشمون گفت اینکه تو تبلیغات تلویزیون میگه ماشین لباسشویی ۷ کیلویی خالی بندی این خیلی سنگین بود دیگه شما خودتون حدس بزنید حال مارو همگی مردیم از خنده

  79194

پسره اس زده : سلام گوشی رو بردار (سامی)
زنگ زده میگم الو؟؟؟؟؟ میگه : الو و زهرمار من که میدونم الآن یه دختر کنارت نشسته گوشیشو داده بهت که مثلا من رو بپرونی پس مثه بچه ی آدم گوشی رو بده بهش...
هیچی دیگه فعلا یه وکیل گرفتم دنبال کارامه میخواد ثابت کنه خط مال خودمه..
اصن یه وضی شده والا به قرعاااااااااان
لایک = مزاحم هم مزاحم های قدیم :|

  79191

آقا(چیه منم با سوادم) در این. اییام امتحانات هر کاری میکنم به جز درس خوندن
میرم تو اتاقم دزس بخونم یا:
1-میزم را تمیز میکنم
2-اتاقم را تمیز میکنم
3-کتاب به دست در اتقم راه میرون
4-به دیوار خیره میشوم(این من خیره به دیوار o__o)
ایا من تنها هستم؟
لایک=آره تنهایی. .___.

  79164

ترم 1 دوره کارشناسی یه همکلاسی دخدر داشتیم که من کلن رفته بودم رو مخش ، اونم اینو فهمیده بود...1روز اتفاقی با هم سوار تاکسی شدیم تا اومدم نشستم تو تاکسی اون پولش رو داد و گفت که 2 نفر حساب کنه...پیاده که شدیم اومدم ازش تشکر کنم حول شد و فرار کرد...
من : دست شما درد نکنه ، شرمنده فرمودین...
اون : من وقت ندارم...
من:-D
اونo_O
کسبه محل:-))))))
آنشرلی با موهای بلوند:-\
و اینگونه تا پایان دوران دانشجویی اثن ی وضی...

  79154

آغا عمه ی ما یه جفت گودزیلای5 ساله داره(2قلون) یکیش دختره یکیش پسر.به دخترش میگم:سارای من دوسداره بزرگ بشه چیکاره بشه؟؟؟
میگه:من میخام خانوم دندونپزشک و عروس خانوم بشم!!!
میگم: آفرین ولی اول کدوم؟؟؟؟؟
میگه:ینی تو با این سنت(!!!) هنو نمیفهمی که من که میخام خانوم دندونپزشک بشم شوهرمم باید آغای دندونپزشک باشه؟؟؟خب پس باید من اول خودم خانوم دندونپزشک بشم که یه آغای دندونپزشک بیاد منو بگیره!!!!!

تازه جالبیش اینجاس که کل فامیل میگن بهش ای حرفا رو نزن پررو میشه!!!
من در اینجا2 تا سوال مطرح میبینم:
1- ای الان پررو نی؟؟؟
2- ای پررو بشه چی میشه؟؟؟؟

  79147

آقا امروز مامانم داشت خونه رو مرتب ميكرد دستكش چرم منو پشت بخارى پيدا ميكنه بعدش مياد دستكش رو ميده به من. منم با خوشحالى اونو دستم كردم. يهو حس كردم يه چيزي رفت تو دستم.
به دستم كه نگاه كردم ديدم يه چيزى مثل تيغ رفته تو دستم. تيغا رو در آوردم بعدشم دستكش رو پشت و رو كردم تا ببينم توش چيه
حالا حدس بزنيد چي توش بود؟ سووووسك
اون لحظه من دو متر پريدم هوا بعدشم بد اومدم پايين پام پيچ خورد
حالا كل خانواده داشتن بهم ميخنديدم
قيافه منم اينجوري بود: ((((
نه واقعا جا قطع بود كه سوسك اومده تو دستكش من لونه كرده

  79139

يكي از اصلي ترين انگيزه هام براي رفتن به دانشگاه اين بود كه به دخترا ياد بدم به جاي عجيجم و عجقم بگن عزيزم ، عشقم ......
ولي عمق فاجعه رو وقتي درك كردم كه يه پسره تو دانشگاه بهم گفت عجيجم املوز چنتا ديده تلاس دالي؟؟؟ o_O

  79136

يادش به خير...
پارسال دختر عمم اومد خونمون براى خنده پيشنهاد داد من و شكل دخترا در بياره عكس العمل مامانم و ببينيم بخنديم! يه دو ساعتي طول كشيد !! مو مصنوعى و مژه مصنوعي و لاك و رژ گونه و رژ لب و ...!! يه هلويى شدم واسه خودم !! يه چادرم انداختم سرم ، همچين كه اومدم برم بالاى سر مامانم كه اون موقع خواب بود در زدن !! بدون توجه به ظاهرم رفتم جلو در !! يكى از رفيقاى علافم بود ، عاغا ما رو ميگي؟! گفتم اين بره واسه بقيه تعريف كنه من چه وضيم كه ابرو واسم نمى مونه ! جرئت نكردم يه كلام حرف بزنم ! تا اين كه اون بعد از چند ثانيه زل زدن به من گفت شما خواهر پسته ايد!؟
(من با كمال نا باورى از اين كه نشناختتم) با صداى نازك : بله ! شوما؟'!
من دوستشم ، بهم نگفته بود يه ابجى بزرگ داره !
من از بچگى امريكا بزرگ شدم ! فعلا براى ازدواج اومدم ايران !
ااااا؟!! كس خاصى زير سر داريد!؟
نه ، داريم ميگرديم هنوز !!
خب نگرديد ! ايشالا فردا با مامانم اينا مزاحمتون ميشيم !!
من : از خنده منفجر شدم !! به جان خودم كف زمين داشتم غلط ميزدم !!
اون بعد از اينكه فهميد من خودمم : جم كن تن لشتو !! يه شوخى ساده باهات كردم ببين چه خر بازيايى در ميارى !!
من كه نفهميدم ، عايا شوخى با نگاه هاى عاشقانه و درخواست غير مستقيم ازدواج همراه با قرمز شدن صورت ادغام ميشه ؟! شما قضاوت كنيد :))
رفيق ندارم من كه !! :))

  79118

نوبت اول امسال یکی از بچه ها برای 10تا سوال هندسه تحلیلی دقیقا پنج صفحه کامل پر کرد بعد که معلم نمره ها اعلام میکرد این عاغا 7.5 شد من موندم تو این پنج صفحه چی نوشته واقعا ............. بی خیال

  79117

رفته بودم دم خونه یکی از بچه ها ، خیلی تعارف کرد که بیاتو ، به قول معروف “دم در بده”....
چند دقیقه ای ننشسته بودیم که بابای طرف اومد ، دوستم ضمن معرفی من، کلی ازم پیش باباش تعریف کرد....
یارو هم خیلی خوشش اومد و نشست کنار ما ، آدم خوش مشربی بود ، برای اینکه یخ من وا شه ، سرتیر یه جوک تعریف کرد....
منم برا اینکه یه چیزی گفته باشم ، قضیه اون بابائی که صبح اول وقت رفته بود پمپ بنزین و به جای بنزین گازوئیل زده بود رو با آب و تاب براش تعریف کردم....
مخصوصا” آخرش رو که طرف از قیمت پائین بنزین تعجب می کنه و متصدی بهش می گه قیمت گازوئیل همینه!!!
القصه خودم قاه قاه می خندیدم و می گفتم مردک احمق به جای بنزین گازوئیل زده بود...
یهو طرف یه نگاهی به پسرش انداخت و گفت : حمید ! پسر جان تو چرا اینقدر دهن لقی ؟ حالا ما یه اشتباهی کردیم تو باید بری جار بزنی ؟

  79116

امان از این تریپ کار خیر که می ترسم یه روزی کار دستم بده ...
رسیدم توی کوچه مون ، دیدم یه خانومی داره ماشینش رو بین دوتا ماشین دیگه پارک می کنه....
جای پارک خیلی کم بود و بنده خدا حسابی کلافه شده بود....
وایستادم و فرمون دادم بهش ، « بیابیاااا، خب!حالا فرمون رو کامل برگردون!خوبه خوبه، خاموش کن.»
بعدش هم بدون اینکه منتظر تشکر خانومه بشم راه افتادم برم که دیدم خانومه صدا کرد و گفت دستت درد نکنه ، زحمت کشیدی!!!!
گفتم خواهش می کنم ، کاری نکردم...
گفت : دانشمند! من داشتم از پارک در می اومدم...

  79113

بچه که بودم این فیلم قدیمیا رو که نگاه میکردم.منظورم فیلمای سیاه و سفیده....فکر میکردم قدیما دنیا سیاه و سفید بود...

  79103

توی رستوران بین راهی رفتم دستشویی دستمو بشورم،
مسئول دم دستشویی موقع خروج می گه: آقا! 200 تومن می شه.
من: من فقط دستمو شستم...
اون: پس برگرد برو توالت بعد بیا 200 بده!
دستمو کردم جیبم 200 تومن بهش دادم،
میگه: "نه! باید بری دستشویی حتما!"میگم: چرا؟
میگه: من مال حروم از گلوم پایین نمی ره!
:|

  79101

پریشبا خواب دیدم زن گرفتم(کی لی لی لی )
بعدش صبح ک پا شدم یکم فکر کردم پیش خودم گفتم اخه سگ ب من زن میده...!!!(اعتماد ب نفسا داری خدایی)
بعد رفتم قضیه را ( غزیه _غذیه_غظیه چومدونم وای) برا مامانم بگم..
رفتم جلوش نشستم بهش میگم مامان میگه= هان (کلا چیزی ب نام اعصاب نداره هیچوقت) میگم دیشب خواب دیدم زن گرفتم !!!
یکم نگام کرده با کمال زیبایی و احترامو مودبانه میگه===
وخ برو بیمیر از اینجا اخه تو آدمی با این خواب دیدنت
هیچی دیگه بلند شدم اومدم تو اتاق ی اهنگ گذاشتمو گفتم بیام 4 جوک بگم براتو اخه اینم مامانه من دارم؟؟؟
بعد میگن چرا بچه ها از خونشون فراری میشن!!!(والا)