دسته بندی ها

منوی اصلی

طنز

جوک ها

پیامک ها

پیامک موضوعی

پیامک مناسبتی

مرامنامه 4جوک

نمایش مطلب شماره 79136

تاریخ انتشار : خرداد 1392

يادش به خير...
پارسال دختر عمم اومد خونمون براى خنده پيشنهاد داد من و شكل دخترا در بياره عكس العمل مامانم و ببينيم بخنديم! يه دو ساعتي طول كشيد !! مو مصنوعى و مژه مصنوعي و لاك و رژ گونه و رژ لب و ...!! يه هلويى شدم واسه خودم !! يه چادرم انداختم سرم ، همچين كه اومدم برم بالاى سر مامانم كه اون موقع خواب بود در زدن !! بدون توجه به ظاهرم رفتم جلو در !! يكى از رفيقاى علافم بود ، عاغا ما رو ميگي؟! گفتم اين بره واسه بقيه تعريف كنه من چه وضيم كه ابرو واسم نمى مونه ! جرئت نكردم يه كلام حرف بزنم ! تا اين كه اون بعد از چند ثانيه زل زدن به من گفت شما خواهر پسته ايد!؟
(من با كمال نا باورى از اين كه نشناختتم) با صداى نازك : بله ! شوما؟'!
من دوستشم ، بهم نگفته بود يه ابجى بزرگ داره !
من از بچگى امريكا بزرگ شدم ! فعلا براى ازدواج اومدم ايران !
ااااا؟!! كس خاصى زير سر داريد!؟
نه ، داريم ميگرديم هنوز !!
خب نگرديد ! ايشالا فردا با مامانم اينا مزاحمتون ميشيم !!
من : از خنده منفجر شدم !! به جان خودم كف زمين داشتم غلط ميزدم !!
اون بعد از اينكه فهميد من خودمم : جم كن تن لشتو !! يه شوخى ساده باهات كردم ببين چه خر بازيايى در ميارى !!
من كه نفهميدم ، عايا شوخى با نگاه هاى عاشقانه و درخواست غير مستقيم ازدواج همراه با قرمز شدن صورت ادغام ميشه ؟! شما قضاوت كنيد :))
رفيق ندارم من كه !! :))