چند وقت پیش واسمون مهمون اومده بود، با پسرخالم گودزیلاشون رو توی اتاق گیر آوردیم و تا میخورد زَدیمش، دیگه نزدیک بود گریه کنه ولش کردیم بعدم با یه بستنی خنده رو به لباش آوردیم!
خداییش خیلی حال داد
بهتون اینکارو توصیه میکنم!
خاطرات خنده دار
*آتیش باستان*
آقا(بله.مامانم معلم ادبیاته) یادمه ی بار سوم راهنمایی بودیم . زنگ کلاس خورد و ما جغرافیا داشتیم . من و دوستم ک ی لحظه کار داشتیم دیر کردیم و با معلم رسیدیم دم در کلاس ... هیچی دیگه اومدیم اظهار ادب کنیم گفتیم بفرمایین.معلمه رفت مام داشتیم پشتش میرفتیم ک خوردیم ب در....در زدیم معلمه برگشته میگه دانش آموز نباید بعد معلم بیاد!!!!!!!!!!!!!!!!! 0: !!:
هیچی برگشتیم ی عالمه پادرمیونی قبول نکرد ک نکرد
مام رفتیم تو حیاط ک دیدیم إإإإ؟؟؟؟؟؟؟؟ 3 تای دیگه از بچه هام کلاس نرفتن!!!!!!!!
5تایی جمع شدیم حرف میزدیم و میخندیدیم نگو ک معلم داشت از بالا نگا میکرد ک رامون بده ولی دید داریم میخندیم فکر کرد بیرون بمونیم بهتره
مام تا آخر ساعت همون بیرون فیض بردیم
معلم بود ما داشتیم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
چند روز پیش داشتم میرفتم ی شهر دیگه سوار مینی بوس شدم(اب سرد کن نداشت من ی اب معدنی خنک واس خودم خریدم)
تو صندلی تک نفره نشستم بعدش دو تا دختر اومدن رو دو تا صندلی این ور من نشستند.
ی ربع بود که حرکت کردن من تشنم بود کمی اب خوردم.دیدم دخترا دارن نگام میکنن نگو تشنشونه!
یکیشون با صدای کمی بلند گفت اخ که چه گرمه(===یعنی اب میخوام!)
من خودمو زدم به اون راه که یعنی نفهمیدم!
اونوری دختره با صدای بلد گفت وای مردم از تشنگی اب میخوام!
من هم نگاهشون کردم اونا هم به من نگاه کردن.منم کمی دیگه از ابه خوردم بقیشو از ماشین انداختم بیرون!!!تا حرصشون در بیاد!
دخترا اگه کسی تو ماشین نبود حتما حتما منو میکشتند!
من:D
دخترا:l
جمعیت حاظر در مینی بوس:))))
1کتاب از انتشارات گربه خریدم روش عسک گربس داشتم ورق میزدمش دستمو برید مامانم میگه اه چه گربه وحشی دستتو چنگ گرفت؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
قربونش برم مامانه موجبات شادی فراهم کنه من دارم؟؟؟؟؟؟؟؟
چند روز پیش امتحان فیزیک داشتم با دوستم رفتم پارک با هم درس بخونیم.
تو عمق مطالب درس بودیم که سه تا دختر اومدن اونور ما نشستند بعد چند دقیقه یکیشون پا شد اومد طرف ما.دوستم گف حتما میخواد شماره بگیره!!!!
دیدم گفت آقا ساعت چنده؟؟؟
من:ساعت 10 و نیمه.دختره با ی حالت متفکرانه که انگار ما هیچی حالیمون نیست گفت خودم میدونستم!
من و دوستم:l :l
دختره:))))
جمعیت حاظر در پارک:l
بیااااااااااااااااااااااااااااااا..................دورے کنیم از هممممممممممممممممممممممم
بیاااااااااااااااااااااااااااااااا..................تنها بشیم کم کمممممممممممممممممممممم
بیااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا
بااااااامن تو بدتر شووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووو
بیااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا
از من تو رد شوووووووووووووووووووووووو رد شووووووووووووووووووووووووووووووووووو
.
هیچی دیگه خاستم بگم این روزا ما هر جا میریم صدای همین اهنگ میاد(دستشوی-حموم-اتاق خودم-اتاق همجوار پسر همسایمون-تو خیابون-تو ماشینا-تو اتوبوس سرویس دانشگاه
فقط جاش تو 4جوک کم بود که اونم پر شد
اینقد از این کلمه خوچم میاد....*^*#@ بکوب لایکو *^*#@
ســر کلاس استــادمون برگشــت مارو نصیــحت کنه!
گف زمــانه مــا کــه دانــشـگاها اینجـــوری نبود!
منم اومدم حرفشــــو تایید کنم گفتــــم: بععععله استاد زمان شما دانشگاه ها سیاه سفید بودن! :دی
مرتیکه زد حذفم کـــــــــرد :|
عاخه اســـتادم اینقدر بی جنبــــه!
همــــون باس تیکه بندازم تاییدشــــون کنم همینجوری میــــشه! :|
ازحموم اومدم بیرون...اومدم برقوخاموش کنم برق گرفتتم...واسه مادربزرگم تعریف کردم
یه دقیقه فکر کرد بعد میگه:برقم برقای قدیم...میگرفت درجا طرفو خشک میکرد...!!!
یعنی محبت میچکه ازشون!!!
آقا ما يه معلم عربي داريم خداي سوژس اين بشر ،ايشون يه آدم فوق العاده ساده اي هستن البته يه ذره هم پيرن . آقا امروز سر جلسه امتحان نشسنه بوديم امتحان عربيم داشتيم معلم زيستمون مراقبمون بود يهو ديديم در كلاس باز شد معلم عربيمون اومد تو و كلي در مورد سوالا توضيح داد ميخواست بره معلم زيستمون گفت شمارتو ميدي ؟ معلم عربيمون گفت باشه خلاصه شمارشو گفتو معلم زيستمون گفت وايسا يه تك بندازم شمارمو داشته باشي آقا اين زنگ زد يهو معلم عربيمون گفت ببخشيد يه لحظه صبر كنين برم جواب بدم ميام آقا اين معلم زيست ما رو ميگي داشت خود زني ميكرد گفت بابا جان من الان بهت زنگ زدم ما رو ميگي داشتيم از خنده ميزا رو گاز ميزديم يعني سوژه اي واس خودش
لايك= اين همه حرف زدي كه آخرش اينو بگي؟
پریروز رفته بودم خونه ی دوستم که باهم بریم بیرون،دیدم خواهرزادش هم خونشونه رفتم جلو بهش دست دادم میگم:ســـــــــــــلام تینا جون!
-باز به من گفتی تینا خاله فرناز؟؟؟تیـــــــــــــــنا خانووووووووووووم
من:(O-O)
حالا رفته حاضر بشه که باما بیاد بیرون به دوستم میگم:تینا هم میاد؟؟؟
از اتاق داد زده میگه:پ نه پ تنها بمونم؟درضمن شنیدم گفتی تینا!تیـــنا خانووم این صدبار!
دوباره بعد از ربع داد زده میگه:خاله سعیده؟بازتو این پنکک منو برداشتی؟رژلبم کو؟؟صدبار بهت گفتم به وسایلای من دست نزن!!!
و همچنان من:(O-O)
یه سوالی خیلی وقته مغزمو درگیر کرده چرااااا فامیلامون به من میگن دکتر اخه من ک دارم واسه کنکور انسانی میخونم؟؟؟؟؟؟
من((((((((((
فامیلامون)))))))
جماعت دکتر0000000
بچه ها تا حالا دقت کردید وختی یه کلمه رو اینجوری بلــــــــــــــــــــــــــــــــــــند می نویسیم خواننده مجبور میشه دهنشو عینهون قورباغه وا کنه؟
تازه حتی میتونیم با تغییر مصوت (به طور مثال " ُ " در خــــــــــــــورشید ) دهان فرد مذکور (یاد شده) رو غنچه کنیم؟...
خو وختی میبینی این طوریه ، کلمه ها رو اینقد بلـــــــــــــــــــــــــــــــــند ننویس دیگه بنده خدا دهنش وا می مونه پشه میره اپی گلوتشو نیش میزنه بد باید پاسخگو باشی :<
بله یکی از دوستان یه سوال فنی داشتند که اپی گلوت به چه معناست؟
در پاسخ باید عرض کنم که به معنای زبان کوچک هست که اگه پشه نیشش بزنه ، دهان فرد علاوه بر غنچه شدن ، .........س هم میشه
:|
در ضمن واژه ی "عینهون" ابداع خودمه با ذکر منبع می تونید کپیش کنید.
تورو خدا عاج های فیل 4جوک روکوتاه کنید وگرنه فردا پس فردا میره توچشمش
خیر سرم گفتم دیگه امتحانا تموم شده دانشگاه نمیرم ، فعلا جاییم قرار نیست که بریم ، امروز با عذآ سیر بخورم.
ینی به محظ اینکه غذام تموم شد ... دیدیریتگ... دیدیرینگگ... تلفن خونه صداش دراومد.
حالا کیه ؟! زنموم زنگ زده برا شام دعوتمون کرده .
ینی ظهر تاحالا یه مسواک دستمه هر یه ساعت یه بار مسواک میزنم. حالا مگه بوش میره کثافط.:-(:-(
این خواهر خانوم منم میدونه من حساسم میاد نزدیکم میگه واه واه... کی سیر خورده !؟ بو سیر میاد . پیف پیف ... بعدم هرهر میخنده :-):-):-):-)
خو زنموی عزیز میمردی یه نیم ساعت زودتر میزنگیدی ... یه بعدازظهره مارو گرفتار کردی :-(:-(:-(:-(
عاغا امروز برادر گودزیلای ۸ ساله ی من یه چی فت تخریب شدم از بیرون و درون.....
نشسته بود پشت لپ تاپ ( لب تاب- لپ تاب - لپ تاب-...) بهش میگم چه کار میکنی میگه دارم به (( وبلاگم سر میزنم))!!!!!!!!
خدایا ی من وبلاگ؟!!!!!
من فقط یادمه اول سال معلم کامپیوترمون میخواست بهمون یاد بده وبلاگ بسازیم میگفت بدرد دانشگاه میخوره،هممون شورش کردیم که سخته و ازین حرفا آخرشم بهمون یاد داد یه پوشه ی جدید تو دسکتاپ بسازیم ..... والا....
لایک= غصته نخور سیبیل جون ما همینم بلد نیستیم
آخرین مطالب طنز
فال و طالع بینی
عزیزُم بیا فالت بگیرُم
فال حافظ | فال روزانه | طالع بینی | فال مصری | فال تاروت
فواید خنده
خنده تاریخ انقضا نداره !!! .gif)
.gif)
مجموعه تخصصی فواید ، دانستنیها و رازهای خنده
حمایت میکنیم
+ شادی و کمک به دیگران ( مراکز خیریه )
آمار سایت
بازدید دیروز: 23794
کل بازدید: 532445804










