دسته بندی ها

منوی اصلی

طنز

جوک ها

پیامک ها

پیامک موضوعی

پیامک مناسبتی

مرامنامه 4جوک

نمایش مطلب شماره 79794

تاریخ انتشار : خرداد 1392

چند روز پیش داشتم میرفتم ی شهر دیگه سوار مینی بوس شدم(اب سرد کن نداشت من ی اب معدنی خنک واس خودم خریدم)
تو صندلی تک نفره نشستم بعدش دو تا دختر اومدن رو دو تا صندلی این ور من نشستند.
ی ربع بود که حرکت کردن من تشنم بود کمی اب خوردم.دیدم دخترا دارن نگام میکنن نگو تشنشونه!
یکیشون با صدای کمی بلند گفت اخ که چه گرمه(===یعنی اب میخوام!)
من خودمو زدم به اون راه که یعنی نفهمیدم!
اونوری دختره با صدای بلد گفت وای مردم از تشنگی اب میخوام!
من هم نگاهشون کردم اونا هم به من نگاه کردن.منم کمی دیگه از ابه خوردم بقیشو از ماشین انداختم بیرون!!!تا حرصشون در بیاد!
دخترا اگه کسی تو ماشین نبود حتما حتما منو میکشتند!
من:D
دخترا:l
جمعیت حاظر در مینی بوس:))))