عروسی پسر دائیم بود یک دختر ازفامیل عروس حدودأ 26 ساله لباس عروس پوشیده بود و خودشو دقیقا عین عروس درست کرده بود تا قبل اینکه عروس بیاد همش جای عروس می نشست و با دوستاش عکس میگرفت!
فک کنم میخواست به دوست پسرش بگه ازدواج کردم!
عایا این فک و فامیله که زن پسر دائیم داره؟ ؟ ؟ ؟
خاطرات خنده دار
::::****::::حسین ابن سینا::::****::::
بچه که بودم فک میکردم وقتی دوربین بذارن جلو کسی ، طرف خود به خود کوچیک میشه!!!
بخاطر همین همیشه تو این فکر بودم که با یکی دعوام بشه بعد یه دوربین بذارم جلوش که کوچیک بشه بعد بزنم له و لَوَردش کنم!!!
اناگفته نمونه خیلی از دانشمندای دیگه هم تو بچگی مِثِ من بودن
::::****::::حسین ابن سینا::::****::::
والبته فک و فامیله داریم
یادمه اول راهنمایی با پسر عموم توی یک کلاس درس میخوندیم,معلم جغرافیامون پسر عموم رو کشید بیرون و شروع کرد به سوال وجواب,
معلم:بزرگترین دریاچه جهان چه نام دارد و چه رودهایی به ان میریزند
پسرعموی پروفسور من:دریای ملی ترانه و رودهای هجله وفرات به ان میریزند
[[[mehdi]]]
هفته پیش داشتم از خیابون رد میشدم یه پورشه پانامرا زد بهم...
اقا ما هم دیدیم یارو پولداره گفتیم یه فیلمی بازی کنیم یه ذره پول ازش بگیریم
داد و جیغ که پام فنا رفتو کمک کنید دارم میمیرمو از این حرفا
چشمتون روز بد نبینه ملت همه اولا رفتن ببینن ماشین یارو چیزیش شده یا نه که مرده به راننده گفت اقا خدارو شکر ماشین چیزیش نشده
بعدشم دست بچشو گرفت گفت اگه میشه ما یه 2تا عکس بندازیم
یه 2تا پسرم نشستن پشت فرمون واسه فیسبوک عکس انداختن
یعنی کسی مارو آدم حساب نکردااااااا
یادش بخیر دبستان که بودیم وقتی معلم میگفت از رو درس بنویسین ما 3.4خط رو جا میزاشتیم بعد فک میکردیم سر معلم کلاه گذاشتیم بعضی وقت ها هم میفهمید
اقا الان نیم ساعت یه خاطره نوشتم مال دوران مدرسمون یه دفه پاک شد منم دیه حال ندارم بنویسمش ولی خیلی خنده دار بود شما همینجور الکی بخندین فکر کنین که خوندینش تا منم ضایع نشم
چن روز پیش با دو تا داداشم که ازمن بزرگترن نشسته بودیم و داشتیم تی وی میدیدیم,من وسط نشسته بودم
که یه فکر پلیدی به سرم زد
گفتم بچه ها جفتتون چشاتون رو ببندید میخوام یه چیزی نشونتون بدم
اینا چشاشون رو بستن همزمان زدم رو شونه جفتشون گفتم هی تو نیگا نکن
همزمان گفتن چرت نگو نیگا نمیکنیم زود باش نشون بده
باز زدم رو شونشون گفتم مگه نمیگم نیگا نکن
عاغا باید میبودی قیافه اینا رو میدیدی
من که دیگه ترکیدم ازخنده چشاشون رو وا کردن دیدین که بععععله سرکارن
و بنده دارم ازشون فیلمبرداری میکنم
نامردا امون ندادن فرار کنم گرفتنم اول فیلمه رو پاک کردن
بعد همچین کتکم زدن که که به غلط کردم افتادم.
ميخوام يكي از بدترين سوتي هايي كه دادمو تعريف كنم آخه ديگه آخر زايه بازي بود...............امتحان عربي داشتيم....با دوستام تو حياط مدرسه نشسته بوديم درس ميخونديم يكي ديگه از دوستام اومدگفت بچه ها من چندتا از سوالايي كه ممكنه تو امتحان بيادو ميدونم.گفتيم از كجا ميدوني؟؟؟؟؟؟
گفت آخه بابام معلم عربيه........منم نه گذاشتم نه برداشتم گفتم...ااااااااافاميل بابات چيه؟؟؟؟؟؟؟
اون لحظه با اين گندي ك زدم دلم ميخواست بميرم
چند روز پیش داشتم با دختر خاله کوچیکم(البته از نظر چثه و سن) در مورد شغل آینش صحبت میکردیم ایشون اظهار کردن که دوست دارن فوق تخصص دندون پزشک بشن
همین جور که داشت در مورد مزایا و امکانات شغلش حرف میزد به قیافه جدی گفت البته باید یه منشی خوب هم بگیرم که به مریضا خوب نوبت بده و همه یه دفعه باهم نیان من خسته میشم
من !!!!!!!!!!!!(این علامت رو روی سرم تصور کنید لطفا)
من وقتی 6 سالم بود که هیچ وقتی 12 سالم بود هنوز نمی دونستم دندون پزشکی فوق تخصص هم داره
نمیدونم هنوزم می تونم به ادامه زندگی امید داشته باشم یانه
لطفا راهنمایی کنید
O_o
دوستان این شعری که قرار بخونین چشمه ای از استعدادای دوستمه .دوستم سوم دبیرستانه
من خرم و من خرم تو صحرا میچرم از رو شنا می پرم
به این طرف می خزم به اون طرف می نگرم
کار منه حمالی چاره ای جز این نیست
کار خرا همینه بدبختی ما اینه
ماایم که این همه بار حمل میکنیم همه جا
عرعر ما یک صداست یک صدای بی همتاست
لایک=استعدادش تو حلقم
(دوستان لطفا از روی این شعر کپی برداری نکنین این شعر فقط برای شاد کردن شما بود)
پسرای گل 19+
منظورم اونایی که طمع دلچسب سربازیو چشیدن...
کیا یادشونه..
سر مراسم صبحگاه ، همینکه فرمانده میدان خبردار می گفت (که نباید از جات تکون بخوری و حرکتی داشته باشی)
....
... تمام بدن آدم شروع می کرد به خارششششششششش...
..
..
اینا به کنار ....
اینکه کف پات توی پوتین بخاره ه ه ه ه ه
یا عرق از پیشونیت خیلی آروم و رمانتیک بیاد پائین و روی نوک دماغت وایسه.....
. لایک: آره ماهم چشیدیم...
لایک: ما دختریم سربازی نرفتیم
لایک: ما سربازی رفتیم ولی معاف از رزم بودیم
لایک: شاید تو خارش داشتی ما که اینجوری نبودیم
لایک: تورو خدا دیگه پست نزار
و ....
تاحالا شده این اتفاق واستون بیافته , یه سه ساعتی توی صف نونوایی وایسین,وقتی نوبتتون بشه یهو گاز قطع شه و تا فرداش وصل نشه
شرایط بحرانی یعنی اینکه پسورد تصویری ویندوز 8 رو فعال کرده باشی بعد تو سینما بابات بهت زنگ بزنه بگه کار مهم دارم پسورد کامپیوترت چیه؟؟؟
حالا بیا بفهمون محل های پسورد تو عکس دقیقا کجاست!!!
شما قضاوت کنین این کاره که من انجام دادم عایا؟
رفتم حکم اعدامم رو گرفتم میبینم زبان خارجی(انگلیسی)۲۰ عربی۱۹/۷۵اونوقت ادبیات فارسی شدم ...
۱۸ کم کم دارم به خودم شک می کنم.
مامان شلوار کردی عباس کو میخام شجره نامه مونو از توش در بیارم.
سلام دوستای خوبم
یادش بخیر این موقع سال که امتحانا تموم میشد میرفتیم از حسیرای همسایه ها که جلوی بنجرشون بود حسیر مکشیدیم بیرون تو اب خیس میکردیم بعدش با چسب سیریش و روزنامه بادبادک میساختیم کیا از این کارا کردن
آخرین مطالب طنز
فال و طالع بینی
عزیزُم بیا فالت بگیرُم
فال حافظ | فال روزانه | طالع بینی | فال مصری | فال تاروت
فواید خنده
خنده تاریخ انقضا نداره !!! .gif)
.gif)
مجموعه تخصصی فواید ، دانستنیها و رازهای خنده
حمایت میکنیم
+ شادی و کمک به دیگران ( مراکز خیریه )
آمار سایت
بازدید دیروز: 23794
کل بازدید: 532449030










