دسته بندی ها

منوی اصلی

طنز

جوک ها

پیامک ها

پیامک موضوعی

پیامک مناسبتی

مرامنامه 4جوک

نمایش مطلب شماره 80062

تاریخ انتشار : خرداد 1392

ميخوام يكي از بدترين سوتي هايي كه دادمو تعريف كنم آخه ديگه آخر زايه بازي بود...............امتحان عربي داشتيم....با دوستام تو حياط مدرسه نشسته بوديم درس ميخونديم يكي ديگه از دوستام اومدگفت بچه ها من چندتا از سوالايي كه ممكنه تو امتحان بيادو ميدونم.گفتيم از كجا ميدوني؟؟؟؟؟؟
گفت آخه بابام معلم عربيه........منم نه گذاشتم نه برداشتم گفتم...ااااااااافاميل بابات چيه؟؟؟؟؟؟؟
اون لحظه با اين گندي ك زدم دلم ميخواست بميرم