دسته بندی ها

منوی اصلی

طنز

جوک ها

پیامک ها

پیامک موضوعی

پیامک مناسبتی

مرامنامه 4جوک

نمایش مطلب شماره 80078

تاریخ انتشار : خرداد 1392

چن روز پیش با دو تا داداشم که ازمن بزرگترن نشسته بودیم و داشتیم تی وی میدیدیم,من وسط نشسته بودم
که یه فکر پلیدی به سرم زد
گفتم بچه ها جفتتون چشاتون رو ببندید میخوام یه چیزی نشونتون بدم
اینا چشاشون رو بستن همزمان زدم رو شونه جفتشون گفتم هی تو نیگا نکن
همزمان گفتن چرت نگو نیگا نمیکنیم زود باش نشون بده
باز زدم رو شونشون گفتم مگه نمیگم نیگا نکن
عاغا باید میبودی قیافه اینا رو میدیدی
من که دیگه ترکیدم ازخنده چشاشون رو وا کردن دیدین که بععععله سرکارن
و بنده دارم ازشون فیلمبرداری میکنم
نامردا امون ندادن فرار کنم گرفتنم اول فیلمه رو پاک کردن
بعد همچین کتکم زدن که که به غلط کردم افتادم.