دسته بندی ها

منوی اصلی

طنز

جوک ها

پیامک ها

پیامک موضوعی

پیامک مناسبتی

مرامنامه 4جوک

خاطرات خنده دار

  80363

عمم رو که یادتون هست؟؟؟!!!
تو دوران کودکی سرما خوردم با مامانم تصمیم گرفتن و کلی طرح و نقشه ریخت که با دفترچه بیمه دخترعمم منو ببرن دکتر (البته مامانم بی تقصیره عمم اغفالش کرد) . خلاصه با من هماهنگ کرد که عمه اگه دکتره پرسید بگو دفترچه بیمه خودمه,گفتم باشه.
حالا مکالمه منو دکتر:
دکتر: دخترم چند سالته؟
من: 7سال
دکتر:دفترچه بیمه واسه خودته؟
من:نه :O
دکتر: D: کسی بهت گفته بگی واسه خودته؟
من: بله عمم گفت :)
دکتر D:
عمم :(
حضار D:
من :)
لایک=راست میگن حرف راست رو باید از بچه شنید.

  80361

آغاا من الان داشتم فک فامیله داریم صفحه 34 رو میخوندم ( بله خودم میدونم معتاد 4جوکم لزومی به یادآوری نیس)غرقققققق در یکی از جوکاش بودم که یکهو دیدم یه چیز سفیدی از روپام داره میره!
آآآآآآآآآآغا من همچین ترسیدم که که بامخ ا صندلی پرت شدم زمین تحقیق کردم دیدم قاصدک بوده!
قاصدک هم قاصدکای قدیم 4جوکم 4جوک قدیم الان اینقدر باحال شده که میری توکما وقتی میخونی
لایک = راس میگی!

  80360

حـــرفــای درِ گـــوشــی و یــواشــکـی بـا دوسـتـان
اون اوایــل کــه عـضـو شــده بـودم " پــاتــوق دوسـتـان " نــداشـتـیـم
ولـــی نــبــودنـشـم اصــلــا حــس نـمــی شـد
الــانــم عـیــن هــمــون روزا ایــن بـــخـش وجــود نــداره
ولـــی ایــن دفــعــه جــای خــالـیـش خــیـلی حـس مـیـشـه
(بـه خـصـوص وقـتـایـی کـه یـه خـبـری هـسـت مثـه الـان کـه تـولـد عباسه )
حــالــا بــه ایــن حــرف رســیــدم کــه مـیـگــن :
""اگــه یــه چــیــزی از اولــش نــبــاشــه درد نــداره
امــا اگـه یـه چـیـزی بـاشـه ولـی بـعـدش دیـگـه نـبـاشـه دردت مـیـاد""

ولــی بـا هـمـه ایـن حـرفـا بـایـد بـگـم: خــــود کـــرده را تـــدبــیــر نــیــســتـــ
لــایــکـــ = 10 ثـانـیـه فـکـر

  80358

..و آبی....
..
...اعتراف میکــــــنم .:
......بـــار اولــی که خواســــتم ماشــــینو از پارکــینگ خونــه در آرم.
..زدم درب پارکینـــگو گذاشتـــــم کنــــار دیـــوار همســایه ..
..
...نشـــون به اون نشـــون که بابام رفت یه ماشـــــین نو خریـــــــــد
..تازشـــــم بابام درب پــارکــــینگـــو محکـــــــمتر ساخــــت تا دیــــگه مزاحــــم همـــــسایه ها نشــــــم..
...
...بی مزه هم خودتــــونید..
...مامان شیـــــــشه ی خیـــار شــــور منو بیـــار , ایـــنا میخوان فحــــش بدن
..
....
.......صلـــــــــــــــــــوات ...

  80355

بچه كه بوديم زنگ خونه ها را مي زديم. اما در نمي رفتيم. آخه تكراري شده بود .اگه خونه بودند مي پرسيديم منزل حاج عباس ،اگه هم خونه نبودن يه ياداشت مينوشتيم "ما آمديم نبوديد حاج عباس به همراه خانواده" مي ذاشتيم لاي درشون
چه هوش و ذكاوتي داشتيم ما مگه نه؟

  80353

صلام آغايان من ديگه بيكار شدم
10 ماح تايپيست 3 تا مقازه بودم حمه هم از كارم راضي بودن ولي از وغطي (وقتي) تو 4جوك اومدم ديگه باحام كار نميكنن.
دليلشم بحم نميگن كصافطا

من در حال بيكاري 0-0
مقازه دارها 0-o
شما بگين چي كار كنم

  80344

آغا گودزیلای عمه ما انقد به شوهر خواهرش علاقه نشون داده که ابجیش میگه میترسم شوهرم منو طلاق بده بره اونو بگیره!!! میگین چرا؟؟؟؟یه نمونه اش داماد عمه ام اومده سارا رفته رو پاش نسشته.اینم مکالمه اشون:
سلام عموجون.خوبی؟؟؟؟خسه نباشی!چایی میخوری؟؟؟ابجیم که بلد نیس بره چایی بیاره واست.الان واست میوه ام میارم!!!!
داماد عمه:قربون سارا خانوم!دست درد نکنه.ولی نسوزی!!!
در اومده میگه: وا؟؟؟؟ منو با خانومت اشتبا گرفتی!!!

حالا در کل ای بشر5 سالشه!!!
ادم از دس این نسل چی بگه؟؟؟؟؟

  80341

اقا من به شخصه اعتقاد دارم که باید به همه ی مقاطع شیر بدن اخه چند سال پیش که ما دبیرستان بودیم به صورت ازمایشی یه سال بهمون شیر دادن خیلی برامون مفید بود کلا وسیله شادی و بازی بچه ها بود یه سیبل رو تخته میکشیدیم و با شیرا نشونه گیری میکردیم یا اینکه میزاشتیمشون روی پنکه سقفی بعد پنکه را روشن میکردیم .
و این شد که دیگه ازمایششون شکست خورد و از سال بعد دیگه به ما شیر ندادن
نسلی بودیم که همچیو رو ما ازمایش میکردن انگار ما موش بودیم

  80330

رفته بوديم اردو(اره ميدونم دارم دير تعريف ميكنم نيازي به تذكر نبود)بچه ها نصف اردو شيكمشونو گرفته بودن كه وقت غذا خوردن برسه.خوولاصه وقت غذا خوردن رسيد يك مسابقه ي اروغي گذاشتيم كه جاتون خالي بود
.
.
خويكي نيست به مابگه شما كه گرسنه بودين چرا مسابقه اروغ گذاشتين؟
.
.
خودتي

  80326

مياي ميبيني به به واس ناهار يه غذاي خوشمزه اي هست تا اولين لقمه رو ميزاري دهنت:كرم حلزون حاوي الانتويين ميباشد كه... با اعصاب دا غون ميزاري يه شبكه اي كه تو طول عمرش پيام بازرگاني نداشته(چند تا ازاين 21 شبكه داخلي پيام ندارن)خولاصه دوباره شرو ع ميكني به قضا خوردن كه يهو همون شبكه بصورت نادر پخش ميكنه:محصولات جديد كرم حلزون با20 درصد تخفيف دو باره ميزاري يه شبكه ديگه:...
.
من از قضا(غدا-غزا قزا-غضا)خوردن پشيمون شدم

  80310

دوران راهنمایی دم عید بود چنتا از بچه ها رو جلوی مدرسه گذاشتیم تا هرکدوم از همکلاسیامون اومد نزارن بره داخل مدرسه
عاغا هممون جمع شدیم تو کوچه بغل مدرسه یه نیم ساعتی منتظر موندیم ببینیم مدیرمون چه واکنشی نشون میده
که دیدیم معاون از داخل مدرسه اومد بیرون گفت مدیر میگه بیاین پیک های نوروزتون رو بگیرین و برگردین خونتون
مام که خرکیف شدیم دسته جمعی رفتیم داخل مدرسه تا وارد حیاط شدیم دیدیم بعععله درا بسته شد آغا مدیرم با یه شیلنگ اومد هممون رو کبود کرد
نامردا کمین گذاشته بودن واسمون ;((

  80304

چن سال پیش داشتم از مدرسه که از خونمون دور بود برمیگشتم
خواستم سوار تاکسی شم دس کردم تو جیبم دیدم ای دل غافل همه پولامو خرج آت آشغال کردم حالا فقط یه سکه ده تومنی داشتم
با خودم گفتم چه خاکی تو سرم بریزم
که گفتم با همین سکه زنگ میزنم بابام بیاد دنبالم
عاغا تا رسیدم دم دکه دیدم یه دختر سانتی مانتال وایساده اونجا
بهم گفت آقا ببخشید سکه دارید
منم که تو رودرواسی مونده بودم سکه هه رو دادم بهش
هیچی دیگه اون همه راهو پیاده اومدم خونه تا من باشم ازین غلطا نکنم.

  80295

دوس دخترم عكس بابامو تو گوشيم ديده ميگه: واااااي عزيزم چقدر بابات گوگوليه من عاشقش شدم! يعني شرم و حيا و قورت داده :| به بابام جريانو گفتم حالا نصف شبي گير داده ميگه:بيا يه چنتا عكس ازم بگير:|

  80294

امروز مامانم يه تخم مرغ آو رده ميگه ببين چقد كوچيكه مثل تخم كفتره منم برگشتم گفتم خوب بايد ميذاشتن قشنگ برسه، رشد كنه!!!!! هوشم تو حلقتون!!!
من :|
مامانم :)
تخم مرغ ~ ! ~

  80290

من در مواقعی که پشت کامپیوتر تو 4جوکم
هاهاهاهاهاها...خخخخخخخخخخخخخ...هه هه هه هه هه هه...پووووووووووووووووووووووف...یکی با سر رف تو مونیتور...
در مواقعی که تو موبایل دارم میخونم
پخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخ... هه هه...هاهاهاهاهاهاها...پوففففففففففففففففففف...کی اینجا قش کرده...