دسته بندی ها

منوی اصلی

طنز

جوک ها

پیامک ها

پیامک موضوعی

پیامک مناسبتی

مرامنامه 4جوک

خاطرات خنده دار

  80579

رفته بودم دانشگاه واسه امتحان دنبال شماره صندلی خودم بودم همین جوری داشتم اسم هارو میخوندم یه دختره اسمش سولماز بود خب من از راه دور بد میخونم یعنی چپکی میبینم انگار به جای سولماز خوندم سوسمار قیافه دختره رو خودتون تصور کنین

  80573

چند شب پیش نشستم دم در خونه و شروع کردم زنگ زدم به چند تا از دوستام . خلاصه همه رو جمع کردم گفتم خب حالا شما برید بیرون خودمم زنگ زدم به پسر عمم با اون رفتم بیرون ......خب اره من همچین ادمیم

  80564

..و آبی...
..
....دیـــــشب رفته بودم بقـــــالی یه شیــــــشه خیـــار شور بخـــــرم..
..بعد یه دخــــــتر خانم کوچـــــولویی داشت به بقـــاله میگفت چقدر تو
..خینــــــگی ,,مــــگه کری ,,دارم بهـــت میگم یه شـــارژ دوتــــومانی بــده
..
...منم دیدم داره بد حرف میـــزنه خواستم حالشــــــو بگیــــرم ,
..بهــــش گفتم دختـــر خوب یه کــــم مودب باش ..
....در کمـــــال نابـــاوری ,برگــــــــشت بهـــم گفـــت:
....تـــــو دیگــــــه زر نــــزن بیـــنم نفـــــــــــله...
...
....هیچــــی دیــــگه رفتـــــم داخــــل یخچـــــال فریـــــزر تا یه کـــم خــنک شم....
...........خـــــــــــــدا بهتــــــون رحم کنه که بایــــد با ایــــن نسل سروکله بزنین....
.......
..........آمـــــــــــــــــــــــــــــــــین.....

  80510

داداشم رفته بود قصابی که گوشت چرخ کرده (کوبیده) بگیره قبله اینکه بگه دیده گوشتا دارن میچرخن حواسش نبوده گفته ببخشید 3 کیلو گوشت چرخشی میخواستم دیده قصابه داره یواشکی میخنده اینم هنوز متوجه نشده چه سوتی داده گوشتو خریده وسط راه فک کرده تازه فهمیده چه گندی زده

  80503

به خانواده میگم چند روز تعطیله بریم شمالی جایی بابام میگه اره شام بزارید شب بریم بارک ارم !!!!!!!!!!!!!!!
من :(((((((((((
سفر :(((((((((((
ارم :))))))))))))))))))))))))))
بابام:))

  80501

عاقا داشتم برای این چار جوک اس می فرستادم گودزیلای خونمون اومده داد زده میگه :
مامااااااااااااااااااااااااان ! هانیه داره چت میکنه !!
حالا از اون روز چن تا از برو بچ فامیلمونو میاره خونمون بهشون چت یاد بدم !
بابامم که محرومم کرده از اینترنت دارم قاچاق اس می دم !
مامانمم می بینه منو زل میزنه بهم اشک تو چشاش جمع می شه !
کلا رفتارشون ملایم شده باهام !
لایک : دیگه افق برات جواب نمیده برو ....!!

  80498

سلام دیروز با پسر داییم(گودزیلا است) شب تو خیابون راه میرفتیم بهش میگم من از این به بعد لباسامو از کجا بخرم(چون داییم مغازه لباس مردانه داشت ولی حالا میخواد زنونه بفروشه و ما مشتری ثابتش هستیم) میگه خره به من چه کار بابام اینش خوبه که مامانتو خواهرت میان از ما خرید کنن بابام بیشتر پول در میاره...................والا من تو این سن بودم مامانم منو WCمیبرد!!!

  80495

تو دانشگاه یه دوست داشتیم،خیلی بچه افتاده ای بود فقط می افتاد اصلا واحد پاس نمیکرد :D

  80493

با یکی از دوسان داشتیم از یکجای میرفتیم که یک بنر زده بودن دوستم میگه اونجا رو نگاه کن ببین چشمم ظعیفه منم هر چقدر نگاه کردم متوجه نشدم بهش میگم داداش چطوری بفهمم ظعیفه یا نه بعدش با عصبانیت میگه گیج ...........
امدم خونه تا شب تو فکر بودم که فهمیدم رفیقم سوتی داده
میخواسته بگه اونجا رو بخون من چشمم ظعیفه نمی تونم بخونم
واقعا حق با رفیقم بود چقدر گیجم
لایک :بزن دیگه (چیه خوب دروغ بگم اصلا هر کی خوند مدیونه لایک نکنه خخخخخخخخخخخ)

  80485

خاطره یه نفرو خوندم یاد خودم افتادم
با خواهرم رفته بودیم چشم پزشکی دفترچه بیمه خودشو بهم داد گفت برو تو
هیشکی نمیفهمه
از رو دفترچه اسم خواهرمو صدا زدن من رفتم داخل منشیه نگاه دفترچه کرد یه نگاه هم به من کرد گفت چند سالته گفتم 18 سالمه
گفت پس چرا اینجا نوشته متولد 1368 !!!
یعنی دوس داشتم زمین دهن وا کنه برم توش!!

  80481

اغا یه بار دوستم میخواست از حرفای مخاطب خاصش مطمئن بشه گفت بیا بریم ببینیم ادرس خونشونو درست داده نه
اغا رفتیم تو کوچشون دوستم زنگ یکی از خونه ها رو زد یه خانوم اومد دم در رفیقم گفت اینجا منزل فلانیه اونم گفت بله درسته بفرمایید(حالا نگو صاف رفته بودیم در خونه پسره اونم مامانش بود)ما هم هول شدیم گفتیم با مهتاب جون کار داریم...حالا همینطوری یه اسم گفتیم نگو اسم خواهره پسره مهتابه(یعنی شانسمون تو حلقتون دلتون بسوزه شمام اینقد خوش شانسید؟؟؟؟؟؟؟؟؟)
هیچی دیگه مامانه رفت دخترشو صدا کنه ما هم پا به فرارررررررررررررررررررررررررررررررر
عاغا عجب غلطی کردیما!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

  80442

یادش بخیر مدرسه که میرفتیم هیچ چیز خوشحال کننده تر از این نبود که معلم زنگ سوم نیاد !!!میرفتیم خونه چه حسی داشت ادم انگار خوشبخترین ادم روی زمینه........:دی

  80437

یکی از لذتهایی که گفتم بعد از امتحان پیدا کردم اینه که:
.
.
.
شبا گوشیمو تنظیم میکنم یک ساعت به یک ساعت زنگ بخوره،
بعد بیدار میشم میبینم رو کتابو جزوه هام خابم نبرده وسر جامًم!
اونوقت با خودم میگم آخییییییییییییش دیگه نمیخاد درس بخونم،
با خیال راحت بگیرم بخابم.آی میچسبه آی میچسبه....
لایک=نه که خیلیم بیدار میشی؟!همه اهل خونه بیدار میشن جز خودت!خواب آلوی مردم آزار...

  80420

شما بخند من گریه کنم
عاغا من این شانسمو کجای دلم بزارم.امروز با بابام رفتیم ثبت نام مدرسه(روبروی مدرسه مون دبیرستان دخترانه است) حالا رفتیم اتاق مدیریت . نمیدونم مدیرمنو با کی اشتباه گرف برگشت به بابام گفت اقا این پسر شما شورشو در اورده از کلاس فرار میکنه میره جلو مدرسه وبه دخترا متلک میندازه.(خلاصه تخریبمون کرد) اومدیم بیرون بابام میگه فک میکردم مخاطب خاص پیدا کنی ادم میشی تو اخه مجازات کدوم گناهم. باور کنید وقتی با دختری روبرو میشم قرانو از حفظ میخونم دختره متلک نندازه بهم
لایک=شانست از پهنا وبا زاویه30 درجه نسبت به افق تو حلقم

  80364

آقا من به مامانم میگم :مامان (خو میخواستی بگم بابا؟)واسه جشنواره خوارزمی چی بسازم؟(فهمیدین نخبه‌م ؟آره نخبه ها هم دستی در 4 جوک دارن )
میگه:2تا چیز میتونی بسازی
1صدا خفه کن بچه واسه خودت
2صدا خفه کن بچه واسه آبجیت!
من0_o
آبجیم:(
مامانم:)(
انجمن حمایت از حیوانات :(
جشنواره خوارزمی:X