رفته بودم دانشگاه واسه امتحان دنبال شماره صندلی خودم بودم همین جوری داشتم اسم هارو میخوندم یه دختره اسمش سولماز بود خب من از راه دور بد میخونم یعنی چپکی میبینم انگار به جای سولماز خوندم سوسمار قیافه دختره رو خودتون تصور کنین
خاطرات خنده دار
چند شب پیش نشستم دم در خونه و شروع کردم زنگ زدم به چند تا از دوستام . خلاصه همه رو جمع کردم گفتم خب حالا شما برید بیرون خودمم زنگ زدم به پسر عمم با اون رفتم بیرون ......خب اره من همچین ادمیم
..و آبی...
..
....دیـــــشب رفته بودم بقـــــالی یه شیــــــشه خیـــار شور بخـــــرم..
..بعد یه دخــــــتر خانم کوچـــــولویی داشت به بقـــاله میگفت چقدر تو
..خینــــــگی ,,مــــگه کری ,,دارم بهـــت میگم یه شـــارژ دوتــــومانی بــده
..
...منم دیدم داره بد حرف میـــزنه خواستم حالشــــــو بگیــــرم ,
..بهــــش گفتم دختـــر خوب یه کــــم مودب باش ..
....در کمـــــال نابـــاوری ,برگــــــــشت بهـــم گفـــت:
....تـــــو دیگــــــه زر نــــزن بیـــنم نفـــــــــــله...
...
....هیچــــی دیــــگه رفتـــــم داخــــل یخچـــــال فریـــــزر تا یه کـــم خــنک شم....
...........خـــــــــــــدا بهتــــــون رحم کنه که بایــــد با ایــــن نسل سروکله بزنین....
.......
..........آمـــــــــــــــــــــــــــــــــین.....
داداشم رفته بود قصابی که گوشت چرخ کرده (کوبیده) بگیره قبله اینکه بگه دیده گوشتا دارن میچرخن حواسش نبوده گفته ببخشید 3 کیلو گوشت چرخشی میخواستم دیده قصابه داره یواشکی میخنده اینم هنوز متوجه نشده چه سوتی داده گوشتو خریده وسط راه فک کرده تازه فهمیده چه گندی زده
به خانواده میگم چند روز تعطیله بریم شمالی جایی بابام میگه اره شام بزارید شب بریم بارک ارم !!!!!!!!!!!!!!!
من :(((((((((((
سفر :(((((((((((
ارم :))))))))))))))))))))))))))
بابام:))
عاقا داشتم برای این چار جوک اس می فرستادم گودزیلای خونمون اومده داد زده میگه :
مامااااااااااااااااااااااااان ! هانیه داره چت میکنه !!
حالا از اون روز چن تا از برو بچ فامیلمونو میاره خونمون بهشون چت یاد بدم !
بابامم که محرومم کرده از اینترنت دارم قاچاق اس می دم !
مامانمم می بینه منو زل میزنه بهم اشک تو چشاش جمع می شه !
کلا رفتارشون ملایم شده باهام !
لایک : دیگه افق برات جواب نمیده برو ....!!
سلام دیروز با پسر داییم(گودزیلا است) شب تو خیابون راه میرفتیم بهش میگم من از این به بعد لباسامو از کجا بخرم(چون داییم مغازه لباس مردانه داشت ولی حالا میخواد زنونه بفروشه و ما مشتری ثابتش هستیم) میگه خره به من چه کار بابام اینش خوبه که مامانتو خواهرت میان از ما خرید کنن بابام بیشتر پول در میاره...................والا من تو این سن بودم مامانم منو WCمیبرد!!!
تو دانشگاه یه دوست داشتیم،خیلی بچه افتاده ای بود فقط می افتاد اصلا واحد پاس نمیکرد :D
با یکی از دوسان داشتیم از یکجای میرفتیم که یک بنر زده بودن دوستم میگه اونجا رو نگاه کن ببین چشمم ظعیفه منم هر چقدر نگاه کردم متوجه نشدم بهش میگم داداش چطوری بفهمم ظعیفه یا نه بعدش با عصبانیت میگه گیج ...........
امدم خونه تا شب تو فکر بودم که فهمیدم رفیقم سوتی داده
میخواسته بگه اونجا رو بخون من چشمم ظعیفه نمی تونم بخونم
واقعا حق با رفیقم بود چقدر گیجم
لایک :بزن دیگه (چیه خوب دروغ بگم اصلا هر کی خوند مدیونه لایک نکنه خخخخخخخخخخخ)
خاطره یه نفرو خوندم یاد خودم افتادم
با خواهرم رفته بودیم چشم پزشکی دفترچه بیمه خودشو بهم داد گفت برو تو
هیشکی نمیفهمه
از رو دفترچه اسم خواهرمو صدا زدن من رفتم داخل منشیه نگاه دفترچه کرد یه نگاه هم به من کرد گفت چند سالته گفتم 18 سالمه
گفت پس چرا اینجا نوشته متولد 1368 !!!
یعنی دوس داشتم زمین دهن وا کنه برم توش!!
اغا یه بار دوستم میخواست از حرفای مخاطب خاصش مطمئن بشه گفت بیا بریم ببینیم ادرس خونشونو درست داده نه
اغا رفتیم تو کوچشون دوستم زنگ یکی از خونه ها رو زد یه خانوم اومد دم در رفیقم گفت اینجا منزل فلانیه اونم گفت بله درسته بفرمایید(حالا نگو صاف رفته بودیم در خونه پسره اونم مامانش بود)ما هم هول شدیم گفتیم با مهتاب جون کار داریم...حالا همینطوری یه اسم گفتیم نگو اسم خواهره پسره مهتابه(یعنی شانسمون تو حلقتون دلتون بسوزه شمام اینقد خوش شانسید؟؟؟؟؟؟؟؟؟)
هیچی دیگه مامانه رفت دخترشو صدا کنه ما هم پا به فرارررررررررررررررررررررررررررررررر
عاغا عجب غلطی کردیما!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
یادش بخیر مدرسه که میرفتیم هیچ چیز خوشحال کننده تر از این نبود که معلم زنگ سوم نیاد !!!میرفتیم خونه چه حسی داشت ادم انگار خوشبخترین ادم روی زمینه........:دی
یکی از لذتهایی که گفتم بعد از امتحان پیدا کردم اینه که:
.
.
.
شبا گوشیمو تنظیم میکنم یک ساعت به یک ساعت زنگ بخوره،
بعد بیدار میشم میبینم رو کتابو جزوه هام خابم نبرده وسر جامًم!
اونوقت با خودم میگم آخییییییییییییش دیگه نمیخاد درس بخونم،
با خیال راحت بگیرم بخابم.آی میچسبه آی میچسبه....
لایک=نه که خیلیم بیدار میشی؟!همه اهل خونه بیدار میشن جز خودت!خواب آلوی مردم آزار...
شما بخند من گریه کنم
عاغا من این شانسمو کجای دلم بزارم.امروز با بابام رفتیم ثبت نام مدرسه(روبروی مدرسه مون دبیرستان دخترانه است) حالا رفتیم اتاق مدیریت . نمیدونم مدیرمنو با کی اشتباه گرف برگشت به بابام گفت اقا این پسر شما شورشو در اورده از کلاس فرار میکنه میره جلو مدرسه وبه دخترا متلک میندازه.(خلاصه تخریبمون کرد) اومدیم بیرون بابام میگه فک میکردم مخاطب خاص پیدا کنی ادم میشی تو اخه مجازات کدوم گناهم. باور کنید وقتی با دختری روبرو میشم قرانو از حفظ میخونم دختره متلک نندازه بهم
لایک=شانست از پهنا وبا زاویه30 درجه نسبت به افق تو حلقم
آقا من به مامانم میگم :مامان (خو میخواستی بگم بابا؟)واسه جشنواره خوارزمی چی بسازم؟(فهمیدین نخبهم ؟آره نخبه ها هم دستی در 4 جوک دارن )
میگه:2تا چیز میتونی بسازی
1صدا خفه کن بچه واسه خودت
2صدا خفه کن بچه واسه آبجیت!
من0_o
آبجیم:(
مامانم:)(
انجمن حمایت از حیوانات :(
جشنواره خوارزمی:X
آخرین مطالب طنز
فال و طالع بینی
عزیزُم بیا فالت بگیرُم
فال حافظ | فال روزانه | طالع بینی | فال مصری | فال تاروت
فواید خنده
خنده تاریخ انقضا نداره !!! .gif)
.gif)
مجموعه تخصصی فواید ، دانستنیها و رازهای خنده
حمایت میکنیم
+ شادی و کمک به دیگران ( مراکز خیریه )
آمار سایت
بازدید دیروز: 23794
کل بازدید: 532453820










