دسته بندی ها

منوی اصلی

طنز

جوک ها

پیامک ها

پیامک موضوعی

پیامک مناسبتی

مرامنامه 4جوک

خاطرات خنده دار

  83171

آقا من یکی که هنوز تو سالم بودن این بچه شک دارم
بهم یه بستنی نصفه داده میگه نمیخورم منم همشو خوردم
بعد واسه این که بین دخترخاله هاش شر به پا کنه ازم چوب بستنی رو میخواست منم بهش ندادم
رفت خیلی ریلکس از تو آشپزخونه یه لیوان آورد صدام کرد بعد(ای کاش میریخت رو خودم ای کاش...) دست تکون داد لیوان آبو ریخت رو لپ تاپم و دٍ بدو!!!
منم طی یه حرکتٍ ماتریکسی سعی کردم نریزه رو دستگاه که آخرشم بیشترش ریخت حالا من میخوام سریع خاموشش کنم موزیک و بازی و خلاصه همه برنامه ها با هم بالا اومد
حالا قبل این که به مامانش بگم چی شده گفته مامان من رو لپ تاپش آب نریختم!!!
از همون بچگی شانس نداشتما!!!
گودزیلاس ما داریم یا ادم فضایی

  83162

آقا من يه اعترافي ميكنم اوايل عضويت به شدت با افت امتياز مواجه شدم واسه اينكه واسه محكم كاري پستارو سه بار ميفرستادم.
؟
؟
؟
؟
؟
؟
آيا به من اميدي هست؟بگبن من طاقتشو دارم

  83160

دو دقيقه سكوت براي پست هاي كه رفتن ولي به مقصد نرسيده اند
يا برق رفت يااينترنت قاطي كرد يا مرورگر تركيد

  83159

وای وای جاتون خالی اخرین امتحانم تفسیر قران بود تقلب کردم گرفتنش صورت جلسش کردن بعد برام غ در امتحان رد کردن حالا من شماره استاده گرفتم معرفی به استاد امتحانش بدم فامیل استاد وحیدی. اسم هم کلاسیم وحید اوروز اس دادم بهش وحید این یارو وحیدی غ در امتحان برام رد کرده خاک بر سرش حالا من چکار کنم؟ وایییییییییی فرستادمش برا وحیدی 0-o اگه بفهمین چه حالی شدم اخه میاس فامیل این وحیدی میبود؟ حالا روم نمیشه بهش بزنگم برم امتحان بدم چکار کنم؟

  83157

آقا ما هرچي بخواييم بگيريم بابام مخالفه.
صد مورد وجود داره اين يكيش:
آقا اومدم پرينتر بگيرم بابام چه دعوايي راه انداخت.
الان هرماه ميگه:پسرم بيا اين برگه سوالاتي رو كه درآوردم پرينت كن!
؟
؟
؟
؟
؟
؟

  83152

با دوستام رفتیم برای نیمه شبان کوچه را قشنگ کنیم:همسایه اومده 500تومن میده میگه اندازه 5000هزار تومن جلو درمون را درست کن

من؟
دوستام...؟
همسایه}{...:"

  83140

/////مهندس مملکت ///م؟ک؟///
داشتم یکی از پستای عباسو میخوندم در مورد تک پری یاد این خاطره ی خودم افتادم
اقایون و خانومای محترم گوش فرا دهید (همون بخونین کافیه)
یه روز ظهر داشتم از سر کلاس میومدم ترم تابستون پارسال
/////که گفتم تواین گرما یه چند نفری رو برسونم بهر ثواب //
از قضا جای که من نگه داشتم چند تا //دختر جوون /بودن (همش دست تقدیره یه دفعه فکر بد نکنیا // خلاصه اینا سوار شدن و منم خودمو گرفته بودم نگاه نکردم که قیافشونو ببینم (جو گرفته بودم سگی )
خلاصه یکی یکی عزیزان رو تو مسیر پیاده کردیم وبا قربون صدقه بدرقشون کردیم (یکیشونم شماره داد )
خلاصه فقط یه نفرشون پیاده نشده بود اینم دقیقا پشت سر خودم نشسته بود که روش دید نداشتم
گفتم خانوم من دیگه دارم میرسم خونمون کجا پیاده میشین
که یه دفعه یه صدای نازی گفت منو دعوت نمیکنی خونتون
منم که انگار به خر هویج داده باشن ((((((((((((((((((((((((: خندون
تزمز کردمو گفتم //چرا که نه//
همین که برگشتم پشت سرمو نگاه کنم پوووووووووووووووووووووووووووووف ابشاری از تف همراه باخنده
////دختر خالم رو صورتم نشست ///که اشغال منوسر کار گذاشته بود
خلاصه اون روز ریده شد بهم چون تو دخترای فامیل خیلی فاز تک پری برداشته بودم
مهندس مملکتم دیگه کاریش نمیشه کرد

خب حالا به افتخارخودتون بزین دس قشنگرو جیغغغغغغغغغغغغغغو هورا

  83128

شما هم اینجوری تو اول جوانی یه اهنگ غمیگن مثل بیا پیشم عزیزم بعدن که یه ظره بزرگ شدید بعد از چند ماه یه اهنگ باز میکنید و24 ساعته گوش میدید اهنگم این طوری خستم از چشات برو دیگه نگاهم نکن برو برو این چوری اهنگ گوش میدید بعدنم یه اهنگ جاز با پراید رویا پرشیا یا هرکدوم میرید بیرون اهنگ جاز می ذارید کیا این جورین یه لایک بزن

  83127

وای خدایی من یکی که از محدودیت در اومدم و از یک ارسال به دو ارسال رسیدم شما رو نمی دونم
الان دارم تو خودم میگونجم
در ضم چی میشد این خانوم صادقی واسم تبلت پیر کاردین برام بفرسته همونی که سمت چپ داره تبلیغشو نشون میده
ارزو بر جوانان عیبی یوخده :(

  83111

دیروز دلم خیلی گرفته بود رفتم بیرون قدم بزنم همین جوری تو خیابون قدم میزدم که
یهو یه صدای خیلی آشنا (خیلی آشنا تر از اون)گفت:عشقم
عکس العملی نشون ندادم
دوباره همون صدا گفت: عشقم
سر جام میخ کوب شدمو برگشتم سمت صدا گفتم :با منی؟
همون لحظه دوست دخترش پرید تو بغلش
چرا من ؟

  83108

ديروز اومدم واسه مامانم خودمو لوس كنم خونه رو جارو بزنم با جاروبرقي از (قضا غذا غزا) گلدون گل مامي شكست گفتم روژي ديگه خونت حلاله (اخه گل رو خيلي دوس داشت) خلاصه مامي اومد منم با يه قيافه مظلوم (اره داداش گربه شرك ) رفتم پيشش فهميد چكا كردم گفت اشكال نداره :O فدا سرت بعد 5 مين بهم گفت اخه تو كجا بودي نديدي اينو ها بعد 10 مين خاك تو سرت عرضه يه جارو زدنم نداري منم اينجو بودم :O بعد 30 مين دختره ي دست پا چلفتي :@ اخرشم برگشته ميگه پولشو ميگيرم ازت سوال اينجاس ايا من هاچ هستم كه مامي واقعيم رو گميده ام :‌O ايا مامي شما هم مثل مامي من مي باشد O:‌ ayaa.......

  83089

من و دخترداییم هم سنیم ، تو دبیرستان من ریاضی میخوندم ، دخترداییم تجربی. زنگای تفریح با هم بودیم...
دختردایی ینی آخر شیطنت بود اون موقع ها، سوم دبیرستان با هر ترفندی بود با پسر سرایدار مدرسمون دوس شد اخه پسره خیلیی خوش قیافه بود .. هیچی دیگه پسره شبا کلید مدرسرو کش میرفت میومد از تلفن دفتر مدرسه زنگ میزد به دختر داییم یه 2.3 ساعتی باهم میحرفیدن .. یه بارم پسره نمره ریاضی دخترداییمو که کم شده بود چن نمره زیاذ کرد^_^
هم چین فک و فامیلای شیطون و باهوشی دارم من ...;-)

  83082

توی خوابگاه ساعت 3 نصفه شب: صدای عرعر خر و بعدش خنده های وحشتناکه دوستان!
بللللله! بچه ها دارن سر به سر یه مزاحم تلفنی میذارن...بهش میگفتن صدا خر دربیار... اونم اینقد خوب عرعر میکرد که اگه با تمامه خرا مسابقه صدای خر میذاشت حتما اول میشد!!!

  83078

پارسال اردوی مدرسه رفتیم شلمچه ساعت 11 شب خاموشی زدن اغا دیدیم یکی از بچه ها زیر پتو داره با یکی میحرفه
ما هم که کنجکاو (فضول نه)
رفتیم بالا سرش چون پتو روش بود متوجه ما نشد این متن صحبتهای ایشان:
نفشم,عقشم,زندگی,میمیلم بلات!!!, منم دوشت دالم عجیجم و الی اخر!

ما هم با خنده هایی شیطانی و موهایی بلند و اشفته توی تاریکی مطلق بالا سرش بودیم تا اینکه یهو پتو رو کنار زد و انچنان جیغ بنفشی کشید که نگو
وقتی حالش جا اومد میگفت نه بابا دختر بوده!!!!

والله من با دوستم که از اول ابتدایی تا سوم دبیرستان باهاش بودم نهایت کلمه محبت امیزی که بینمون ردو بدل میشد چیزی نبود جز......اخه اشغاااااااله بیشعوووور!!

  83077

میخواستم هلو بخورم آدامسمو چسبوندم بالای لپ تاپم یادم رف بكنَمِش . صفحشُ بستم حالا از صُب هی زور میزدم باز شه , نمیشد
خنگ نيستم فراموش كارم ديگه:))))))))))))))))