دسته بندی ها

منوی اصلی

طنز

جوک ها

پیامک ها

پیامک موضوعی

پیامک مناسبتی

مرامنامه 4جوک

نمایش مطلب شماره 83140

تاریخ انتشار : تير 1392

/////مهندس مملکت ///م؟ک؟///
داشتم یکی از پستای عباسو میخوندم در مورد تک پری یاد این خاطره ی خودم افتادم
اقایون و خانومای محترم گوش فرا دهید (همون بخونین کافیه)
یه روز ظهر داشتم از سر کلاس میومدم ترم تابستون پارسال
/////که گفتم تواین گرما یه چند نفری رو برسونم بهر ثواب //
از قضا جای که من نگه داشتم چند تا //دختر جوون /بودن (همش دست تقدیره یه دفعه فکر بد نکنیا // خلاصه اینا سوار شدن و منم خودمو گرفته بودم نگاه نکردم که قیافشونو ببینم (جو گرفته بودم سگی )
خلاصه یکی یکی عزیزان رو تو مسیر پیاده کردیم وبا قربون صدقه بدرقشون کردیم (یکیشونم شماره داد )
خلاصه فقط یه نفرشون پیاده نشده بود اینم دقیقا پشت سر خودم نشسته بود که روش دید نداشتم
گفتم خانوم من دیگه دارم میرسم خونمون کجا پیاده میشین
که یه دفعه یه صدای نازی گفت منو دعوت نمیکنی خونتون
منم که انگار به خر هویج داده باشن ((((((((((((((((((((((((: خندون
تزمز کردمو گفتم //چرا که نه//
همین که برگشتم پشت سرمو نگاه کنم پوووووووووووووووووووووووووووووف ابشاری از تف همراه باخنده
////دختر خالم رو صورتم نشست ///که اشغال منوسر کار گذاشته بود
خلاصه اون روز ریده شد بهم چون تو دخترای فامیل خیلی فاز تک پری برداشته بودم
مهندس مملکتم دیگه کاریش نمیشه کرد

خب حالا به افتخارخودتون بزین دس قشنگرو جیغغغغغغغغغغغغغغو هورا