تاریخ انتشار : تير 1392
اغا خيلي وقت پيشا كه عموي بوووووووووووقم(باهاش مشكل دارم) جوون بود يك سيبيلي داشت كه نگو........
اينم عاشق سيبيلش بود.....
يه بار ميره ارايشگاه يكي از دوستاش كه سيبيلشو كوتاه كنه هي ميگه مواظب باش تاااخر اون دوستش از سر بدجنسي سيبيلشو ازته زد
بعله ايشون هم حدود دوهفته از اتاقش بيرون نميومد وبيرون از خونه كه اصلن نميرفت هركي مامان بزرگمو ميديد ميگفت بچت چه لاعلاجي گرفته كه؟
خودش:-$/
سيبيلش:دي











.gif)
.gif)