دسته بندی ها

منوی اصلی

طنز

جوک ها

پیامک ها

پیامک موضوعی

پیامک مناسبتی

مرامنامه 4جوک

نمایش مطلب شماره 85378

تاریخ انتشار : تير 1392

پای کامپیوتر بودم داشتم تو نت چرخ میزدم دستشوییم گرفت اما از ترس پسر عمم گودزیلای مهمونمون و بقیشون داشتم با خودم کلنجار میرفتم که دیگه صبرم سر اومد رفتم دستشویی و عجله ای پریدم بیرون .
دیدم گوزدیلا ها دارن تو اتاق پذیرایی بازی میکنن خیالم راحت شد ! اما ای وااااااااااااااااای ای پسر عمه ما کو ؟!؟! باعجله رفتم تو اوتاق دیدم نشسته پشت سیستم با یه حالت طلبکاری به من میگه :.
ای بیشرف این عکس ها چیه ؟؟؟ ما تو خانوادمون از این چیزا نداشتیم !!!!.
بهش 2000 تومن دادم گفتم برو برا خودت بستنی بگیر پولو پرت کرد جلوم با گریع و زاری گفتم از جون من چی میخوایییی کثافت ؟؟؟؟
.
.
.
دست کرد تو جیبش یه فلش در آورد و داد بهم !!!!
.
خدایااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا !!!