عاقا شمام یادتون میاد بچه مه بودیم همه میگفتن این عروسه ماس من موندم حالا کج بزرگ شدیم این ها کجا رفتن ایا اینها یک نوع مریصی خاصی دارن با ان بچه های دیونشون که همش گیگیلی می خوردند
خاطرات خنده دار
مامانم بهم گفت برو دو كيلو هلو بخر هلوي خوب و هسته جدا. رفتم در مغازه ميوه فروشي مي گم آقا دو كيلو هلوي بدون هسته بدين!!!!!!!!
سلام .
آقا یه استاد جوان برامون اومده بود ترم قبل با شخصیت ... خیلی کارش درست بود فقط مهم براش یادگیری ما بود به حواشی توجهی نمیکرد ولی دوست نداشت تخته روپاک کنه .آقا یه دخدرخفنه با از اون کلیپسا و عینک قورباغه ای بدم می اد چقد ...نقشه کشیده بود زن این استاده بشه تابلو... همه فهمیده بودن ....(شنیدین میگن علف بد اسفناجه ؟)
قبل اومدن استاد رفت تخته رو پاک کرد و گفت به استاد بگین ایزدی تخته رو پاک کرد ...
منم جوجه حقوق خوانی خبیثثثثث...
استاد اومد پرسید کی تخته رو پاک کرد من گفتم خانم ایزدی ...البته گفته هم که به شما بگیم اون پاک کرده .. کلاس رفت رو هوا ...استاد که ریسه رفته بود بنده خدا .گفت استاد ایشون مزاح میکنن ... و اینچنین بود که گل پونه های وحشی دشت امیدش خشک شد و دیگر کلاس نیامد ...ایزدی خفن اگه از اون کلیپسا نداشتی اینو نمیگفتم ...
عاغا یه بار تو حموم در روم بسته شد. نیم ساعت وایسادم یکی بیاد
درو باز کنه ولی هیشکی نیومد که نیومد اول خواستم شیشه رو بشکونم
ولی بعد طی یک اقدام قهرمانانه سطل رو گذاشتم زیر پام بعد با طی از پشت
درو باز کردم و نجات یافتم و الان هم به خودم افتخار میکنم
بابام خسته و كوفته از سر كار اومده خونه داداشم ميگه سلام بابا!!
ميگه: ببين پسرم:
سلام سلامتی میاره
سلامتی شادی میاره
شادی عشق میاره
عشق همسر
همسر بچه
بچه دردسر
دردسر بدبختی
بدبختی مریضی
مریضی مرگ
پس سلامو زهر مار
برو بتمرگ پاى فيسبوكت
من
مامانم
ديشب ساعت 3نصفه شب توخواب اس ام اس دادم به عموم با اين مضمون:"من سرميدونم،بيادنبالم"
شارژنداشتم ارسال نشد،صبح ديدم:)
(
عاغا کلاس دوم بودم که یه روز از مدرسه فرار کردم(دقت کنید کلاس دوم و فرار از مدرسه!!!!!خدااااااااااا شاهده دروغ نمیگم) از فرداش که اومدم مدرسه مدیر مدرسه سر صف منو کشید بیرون و گفت چرا فرار کردی؟؟؟؟ و من به دروغ گفتم که پدرم فُوت کرده
یادمه که چن تن از دوستان خون گریه میکردن و منم همراهی میکردم و خلاصه همه داشتن واسه پدر من گریه میکردن و فضای عجیبی بود(معاون میخواست روضه بخونه که خودم نذاشتمD:)
خلاصه اگه دروغ میگم خدا بزنه کمرم،دیدم که این پدرمه از در مدرسه اومد تو
مدیر مدرسه بهم گفت:مگه اون پدرت نیست؟؟؟!!!
منم کم نیاوردم و وانمود کردم که مثلا زنده شده و ترسیدم و خودمو به بیهوشی زدم و .........
بعله همچین مارمولکی بودم من
(راستی پدرم واسم خوراکی آوُرده بود)
خلاصه اون روز هم گذشت و من هرسال دارم نفهم تر میشم
(A&S)
با مخاطب فوق العاده خاصم داشتیم حرف میزدیم یهو گفت:
امیر:گلم دست به ابروهات نزن بزار پر بشه واسه خواستگاری که میخوایم بیایم بعدش باز برو بردار.ببین منم گذاشتم در بیاد!
من در اون لحظه:O-o 0_O
خدا شاهده تا حالا انقده قشنگ قانع نشده بودم!!!^_^
این خاطره واسم خیلی شیرینه
دیروز سالگرد آشنایی با مخاطب فوق العاده خاصم بود.رفتیم باهم بیرون.یهودیدم ناراحته گفتم
من:عزیزم چیزی شده انگار ناراحتی؟
امیر:آره سمیرا دیگه خسته شدم!
من:از چی گلم؟چی شه؟
امیر:نمیدونم چه جوری بهت بگم آخه(-_-)
من:بگو عزیزم راحت باش (^_^)
امیر:دیگه طاقت ندارم دیگه نمیتونم بیا تمومش کنیم این دوستی رو چند وقته میخوام بت بگم اما نمیتونم دیگه به آخر این دوستی رسیدیم.تمومش کنیم؟
من تو اون لحظه اشک تو چشمام جمع شد هیچی نمیگفتم میخواستم گریه کنم که سریع گفت:
امیر:فدای اشکات بشم نریزیا!! دیگه طاقت دوری و تحمل جدایی ازت و ندارم زندگیم اگه بله رو بهم بدی آخر هفته میام خاستگاریت که بشی واسه خودم(^_^)
(گفته بودم یه کم خل و چله منم عاشق همین دیوونه بازیاشم دیه) ،میخواستم بزنم لهش کنم که فهمید به شکر خوردن افتاد چون گهر کردم باهاش بعدش رفتیم کلی خرید کرد واسم تا بخشیدمش^_^ بعدشم که کلی حرصش دادم بهش بله رو دادم^_^(دارم به عشجم میرسم خیلی خوشحالم.خدایا همه عاشقارو به هم برسون آممممممین)
اومدم خونه دیدم داداش گودزیلام داره با بابام قایم موشک بازی میکنه.به داداشم گفتم بیا پشت من قایم شو.
میگه:مگه خرم که پشت تو قایم بشم زود پیدام کنه.
ما که بچه بودیم موقع قایم شدن دستامونو جلو چشممون میگرفتیم فکر میکردیم کسی مارو نمیبینه
آقا ما چند روز پیام ندادیم به 4 جوک حتما میپرسید چرا؟ چون یکی از برادران زحمت کش دزد قبول زحمت فرمودند و با بزرگواری خویش رفتند کابل تلفن محلمون رو بریدن و برای امرالمعاش با خود بردند.......!!!!!
چند وقتي بود كه هر وقت يه عروسي ميشد فاميلامون بم ميگفتن تو ديگه بعدي هستي ولي نميدونم چرا ديگه بم نگفتن بعد از اينكه منم تو مراسم ختم اين جمله رو بهشون گفتم!!!
شما ميدونين عايا؟
این بازیای اسم و فامیل رو دیدی ، همه کلمه ها یا پلاستیکین یا فروشن یا اسم ماشینه مثه اسم ادمه اس(ماشینه ممد)؟!
لامصب میترسم چن وقت دیگه توی قسمت حیواناتم از این خلاقیتا بشه (اصغر میمون) ،(کبری سیبیل )!
امان از دست این وی جی های عزیز(همون ورودی جدیدا که این مخفف خلاقیت خودمه بههلللههه)
دختر همسایه مون از شانس من دانشگاه من قبول شده میگه پریسا شهریه ام شده 960 تو من تازه بدون کتاب!!!!!!
داشته باشید بدون کتاب!!!!
2 ساعت داشتم بهش میخندیدم میگه مگه چی گفتم ؟؟؟؟
ای بابا ترم اولیا انقد سوژه نشید دیگه
سلام دوستان خوبید؟(ادبم تو حلقتون)
من الان سر کلاس ردیف اول نشسته بودم داشتم جوکای 4جوک رومیخوندم. و لذت میبردم،
استاد هم بدجور نیگام میکنه
منم دیدم اب از سرم گذشته چ ی وجب چ ی تشت، گفتم بیام ی چند تا هم پست بذارم
ب نظر شما من با عاقبت خوش از این کلاس میام بیرون؟
ب نظرتون این پست تایید خواهد شد؟
ب نظرتون لایک خواهد خورد؟
ب نظرتون... نظر و بی خیال لایک رو بچسب
آخرین مطالب طنز
فال و طالع بینی
عزیزُم بیا فالت بگیرُم
فال حافظ | فال روزانه | طالع بینی | فال مصری | فال تاروت
فواید خنده
خنده تاریخ انقضا نداره !!! .gif)
.gif)
مجموعه تخصصی فواید ، دانستنیها و رازهای خنده
حمایت میکنیم
+ شادی و کمک به دیگران ( مراکز خیریه )
آمار سایت
بازدید دیروز: 21046
کل بازدید: 534865829










