دسته بندی ها

منوی اصلی

طنز

جوک ها

پیامک ها

پیامک موضوعی

پیامک مناسبتی

مرامنامه 4جوک

خاطرات خنده دار

  113782

اقغا داشتم سرکلاس به دوستم اس میدادم پرسید کجایی گفتم: سرکلاسم.
جواب داد دیوونه اخه سرکلاس اس میدن؟؟؟؟؟
خب چرا؟
من اگه سرکلاس اس ندم ونرم 4جوک پس چکار کنم خب؟؟؟؟ حوصلم سرمیره
لایک=کارت کاملا درسته!!!!

  113776

عاغا ما یک روز از پدر بسیار مهربون من پنچاه هزار تومن پول گرفتیم
(دقت کنید پنچاه تومن )
رفتیم کت بگیریم رفتیم داخل مغازه بعد نگاه کرن به قیمت ها
گفتیم فرشنرو سر کار بزاریم
من : این لباس چنده
فروشنده :صد تومن
من : وای ...(از وای های معمولی نه ها)اون یکی چنده
فروشنده : وای وای .....
من : 0_0
قروشنده : :)))))
کت ها : *__*

  113767

إمروز تو مترو نشسته بودم، سمت چپم دو تا گودزیلای 7 و 5 ساله نشسته بودن، سمته راستم ی پیرزن از نوع پرحرف و دعاگو!!‏‏
دیگه خودتون تصور کنید.....
در اولین ایستگاه پیاده شدم و با قطار بعدی رفتم.

  113717

يه روز يه كاپشن زرد جديد گرفته بودم و اولين بار باش رفتم دانشگاه.سر كلاس زبان نشسته بودم كه استاد(خانوم) از در وارد شد و فورا گفت كتاباتونو باز كنين و اون كُت زرده هم بخونه و منم محل نذاشتم بعد دوباره گفت:اون كت زرده بخونه.
بازم محلش نذاشتم،اونم يكم عصباني شد اومد زد به شونه ام گفت:مگه نميگنم اون كت زرده بخونه؟؟
منم در كمال آرامش گفتم:خانوم اين كاپشنه،كت نيست.
هيچي ديگه الان دو ترمه كه با نمره ٩.٧٥ پاس نميشم.
به نظر شما من حرف بدي زدم عايا؟؟؟؟

  113691

عاغا ما یه صاب خونه داریم همیشه کوچه پلاسه ی شب وقتی من میرفتم مغازه از در که رفتم بیرون صاحب خونمو گفت ببخشید پدر خونه هستن منم همین که درو بستم گفتم نمیدونم من که خونه نبودم باید برم ببینم
منو میگی=0-0
صاحب خونه بدبخت=@-@
بابای بی خیالم-(##)

  113687

دیروز ناهار مرغ داشتیم بعد من سر سفره همزمان با خوردن داشتم پست های جدید4jokلایک می کردم بعد چند لحظه متوجه نگاه تأسف بار پدرم شدم دیدم داره به تیکه استخون تو دستم نگاه میکنه و بهم گفت:بعد عمری جون کندن به جای مهندس ی سگ دارم تحویل جامعه میدم از فردا باید با مش باقر(دوست بابامه که چوپانه)بیری از گلش مراقبت میکنی
لایک: کار جدیدت مبارکت باشه

  113685

دیروز نشسته بودم فیلم نگاه میکردم مامانم اومدگفت دخ خرم بپر برو بستنی بسون.من:باشدددد چه طعمی‏?‏ مامانم:خربزه ای:‏)‏‏)‏. من:هان‏?منظورت طالبیه‏?‏‏@‏‏_‏‏@‏.مامانم:چه فرقی داره شنقل‏?من:فرقش به تفاوتشه و اینک دمپایی که چرخش وار به سمتم میاد

  113678

سلام.آقا ما امروز تاریخ داشتیم من خیلی با اعتماد به نفس اومدم درسو توضیح بدم خیره سرم ایل قاجارو گفتم قیل آجار هیچی دیگه آقا صندلیامون بدون دسته شده

  113677

رفتیم مسافرت پروازمون شب بود هوا هم یکمی سرد بود. 2ساعتی از پرواز گذشته بود که حسابی داخل هواپیما سرد شد(تهویه را خاموش نمیکردند) به مهمان دار(که دختر بود) گفتم اگه ممکنه یه پتو به من بدید. اونم گفت چندتایی داشتیم که مسافرا همشو گرفتند. منم که حسابی سردم شده بود(کلا سرمایی هستم و خودم بجای بابام کولرو خاموش میکنم بههههههله) یه دفه به همون مهمانداره گفتم : دخترم (دقت کنید دخترم) یه پتو به من بده لطفا. اونم خر کیف شد و سریع یه پتو واسم اورد( چون من 25 ساله اونو دخترم خطاب کردم و یجورایی بهش فهموندم خیلی خوب موندی)
اگه خدای نکرده کارتون به یه دختر گیر کرد امتحان کنید حتما جواب میده

  113667

عاغا ديشب رفته بوديم عروسيه يكي از فاميلا عمه خانومم اونجا تشريف داشتن.موقع برگشتن اومديم خداحافظي كنيم حالا مكالمه ما:
عمه خانوم:كبريا...(چند لحظه سكوت توام با بغض)الهي فدات بشم عمه قربونت برم بميرم برات عمه ايشاا... قسمت خودت ميشه غصه نخور!!!!!!!!!!!!(تيكه اخر داشتم تو بغلش خفه ميشدم)!
من:عمههههههههههههههههه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟!!!!!!!!!!!!!!!!!1 من هنوز 20 سالمه چه غصه اي!!!!!!!!!1
واقعا اين عمه خانومه من دارم!جلو اونهمه ادم تخريبم كرد تخريب چي!

  113647

K : E @@@@@
یه داداش دارم کصافط شونصد تا مخاطب خاص داره یه زبونی داره که نگو , رفتم پیش دکتر تغذیه ناموسن شونزده هزار تومن ن ن ن ن ن پول دادیم
داداشم : خانم دکتر ننم میگه کامیار تو کرم داری
خانم دکتر : آغا تربیت داشته باش
داداشم : خب مگه شما محرم ما نیستید باید باهاتون راحت باشیم؟
خانم دکتر : خب عاغا شما کرم داری مادرتو اذیت میکنی به من چه ربطی داره ؟؟
داداشم : خانم دکتر ننم میگه کرم دارم هر چی غذا میخورم چاق نمیشم
خانم دکتر : نکن بچه, )با من بود آخه داشتم فشار سنجو گاز میزدم(
خانم دکتر بعد از معاینه : باید آزمایش بدی , شیش کیلو وزنت کمه , باید گردو پسته عسل بخوری
داداشم : @@ خانم دکتر گردو پسته کجا بود , شما کاسب نیستی بده شونزده هزار تومن مارو , منم داشتم سرمو میکوبوندم تو دیفار , خدارو شکر شونزده هزار تمونمون رو داد اومدیم ^__^

  113644

عـــــاغا یـــه سوژه ی تپل از معلم زبان فارسی
ایـــن خانم معلم ما داشت کتاب"رثــــــای شهریار"رو توضیح میـــــداد از بچه ها پرسیدن که با کدوم س،ث،ص نوشته میشه ایشونم خیلی متفکرانه بــــرگشت گفت:با سینی که دو نــــقطه داره!!!!!!
بعد از تفکر گروهی فهمیدیم منظورش ث سه نقطه بوده
واینگونه بود که تـــــمام در و دیــــوار کلاس تـــوسط دانش آموزان و معلم گرام جویده شــــد!

  113641

K : E @@@@@
عاغا هفت هشت سالم بود پول تو جیبی ده روزم رو جمع کردم دادم یه بسته ترقه خریدم ^_^
تو حیاط با عموم و داداشم نشسته بودیم ، عموم گفت : کامران یه ترقه بنداز تو خونه همسایه بترسن^_^
منم پسر حرف گوش کن ،خخخ
ترقه رو آتیش زدم از رو دیوار انداختم تو خونه همسایه ، پوفففف
یه صدای داد و بیدادی بلند شد بعد از تو کوچه صدای دعوا اومد
عاغا رفتیم تو کوچه دیدیم همسایمون با بچه هاش ریختن رو یه پسر بد بختی ^_^
هر چی این پسره میگفت :آهای ی ی ی من نبودم اونا میزدنش و میگفتن : پدر سگ جز تو که کسی تو کوچه نبود ^_^ عموم هم پرید بیرون بچه رو گرفت به باد کتک که شک نکنن ما بودیم
^__^ بعدشم ترقه هارو ازم گرفت ،جلوم انداختشون تو آب گفت: اگر همسایه ببینشون میکشت ، هعییی هنوز اون کتکایی که بچه مردم خورد و گریه های خودم برا ترقه هام یادمه ^__^

  113638

K : E @@@@@
دیشب پیش مخاطب فوق العاده خاصم بودم گفتیم امشب دعوا نکنیم ^_^ من : الهام ؟
الهام : جونم آقام ؟^_^
من : فکر کن ازدواج کردیم بعد یه بچه تو راه داریم ^_^
الهام : مثل دختر بچه های ناز خندید
من : اون وقت دستتو میزاری زیر کمرت مثل اوردک راه میری^_^خخخخخ صدات میزنم اردک کوچولوم‎ ‎
الهام : نه خیرم ، تو چاق میشی وقتی از سر کار اومدی میگم : گامبو تا الان کجا بودی‎ ‎‏ هان هان هان خخخخخ ^_^
من : قربونت برم حالا پاشو یه سیب زمینی تخم مرغ که مزه برنج کباب بده درست کن بیار گسنمه
الهام: نه خیرم ،غذا بی غذا
من : دی : چرا خو ؟
الهام :همین الان به این نتیجه رسیدم نباید شام بخوری که فردا چاق بشی
من : دختر من که لاغرم
الهام: همین ن ن ن که گفتم الکی بحث نکن .به من میگی اردک ^_^
عاغا بچه ها من گسنمههههه شما پا در میونی کنید ^_^

  113606

عاغاماسال سوم ازبس توي كلاس بلوتوث بازي مي كرديم كه همه ي معلما صداشون در اومده بود شاكي شاكي بودن كلي از بچهارو لودادن اوضاع بدتر شد بچها لج كرده بودن ديگه هيچ كس درسم نمي خوند (بعععععللله ما متحديم)بعد امسال همون معلما ميگن دختراي گلم گوشي هاتونو بزارين كنار درس بدم بعد وقت ميدم با گوشي هاتون بازي كنيد بعععللله اتحاد به درد همين روزا ميخوره لايك:افرين افرين تحريم هاتون اثر كرد ادامه بديد.ايشا الله قسمت توهم بشه بكوب لايكو