دسته بندی ها

منوی اصلی

طنز

جوک ها

پیامک ها

پیامک موضوعی

پیامک مناسبتی

مرامنامه 4جوک

خاطرات خنده دار

  117524

خیر سرمون دانشگاه قبول شدیم. حالا شدیم بچه خوابگاهی. دوستان "خوابگاه رفته" در جریانن که تو خوابگاه هر شب باید حضورت رو اعلام کنی. مام باید هر شب 2 طبقه بریم پایین و اعلام حضور کنیم و 2 طبقه برگردیم (خیلی سخته). خلاصه امشب دو تا از بچه ها رو فرستادیم که برن شام بگیرن اینام سر راه رفتن حضوری. به مسئولش گفتن همه ی بچه های اتاق هستن حضوری همه شونو بزنین اونام نامردی نکردن و واسه مون نوشتن "حا" (نصف حاضر) گفتن خودشون بیان تا کاملش کنیم .هیچی دیگه... تو آمپاس شدید گیر کرده بودیم. پا شدیم رفتیم گفتیم خانم وا3 ما زر بزنین. (ضر=نیمه دوم حاضر) بنده ی خدا نتونست. آخه از خنده لیست حضور غیابو کامل جویده بود.

  117520

عاغا معـــلم زبانمون همـیـشه لــغات جدید رو با متــــرادف یا با حرکت دست وصورت خـــلاصه به یه نحوی به ما میـــرسونه که مثـــلا توکــلاس فــــارسی صحبت نکنه!عاغاچشتون روز بـــدنبینه معنی یکی از کلــــمات مــرغ بود ایشونم خیلی شیـــک ومجلـــسی شروع کرد به قُـــدقــُـــدگفتن و دستاشو تکون دادن که مثلا مرغه عاغا قدقد کرد کـــم مـــونده بود محـــصولات بـــــده ^ــ^ باز این بچه ها نفهمیـــدن آخرش معـــلمه دید نمـــیفهمن گفت:هــــمون که طـــی20روز 4800تومن بود الان7تومن شـــده!!
هیـــچی دیــگه بچه ها خیلی زووووود فهــــمیدن^ــ^
حــالا هی بگـــین تحریما اثر نـــــداره...والله بوخودا

  117512

امروز مترو دروازه دولت سوار شدم...
یه لحظه احساس کردم رفتم تو حرم امام رضا!!!
در این حد ینی شلوغ بودهاااا


میشه لایک کنی عایا؟

  117472

یادتونه یه کلاهى بود که جلوى صورته آدم هم مى پوشوند. من اونارو که سرم میکردم حس رییس این گروه هاى عملیات ویژه به من دست میداد تا برسم مدرسه کلى پشت ماشینا پناه مى گرفتم که تیر نخورم. تازه رو زمینم دراز میکشیدم سینه خیز میرفتم

  117458

تو حیاط خلوت داشتم جوجه کباب درست می کردم(جاتون خالی)پنجره همسایه بالا ییمون باز بود صداش می یومد شنیدم می گفت...یه لیوان آب سرد یه لیوان آب جوش حالا بهم بزن تند زود باش این چه وضعشه ....حالا میدونستی سعید می شه چند لایه هم درستش کرد...گفته گوی خانوم همسایه با پسرش بود من از خنده ترکیدم جوجه کبابا هم فنا شندن.........
از اون روز بود که فهمیدم برایه درست کردن ژله باید به پسره همسایمون رجوع کنم کسی سواله آشپزی داشت بده من ازش می پرسم....
لایک:دخترا کیلیپس گلا بالاست

  117448

آقا اینترنتم قط شده بود بهد زنگ زدم اپراتور از همون خطی هم که واسه adsl شمارشو داده بودم زنگید حالا مکالمه من و یارو :
من: سلام خسته نباشید اینترنت من از دیروز تا حالا قط شده میخواستم ببینم مشکلش چیه؟
یارو : خب مشکلش چیه؟
من ؟ دارم از شما سوال میکنم؟
یارو: اهان بله :)) از همین خطی ک تماس گرفتید برای adsl استفاده میکنید؟
- بله
_ تلفنتون که قط نیست؟
-0-0
_اهان حواسم نبود که قط نیست ( بعد چن مین) گفتین مشکل اینترنتتون چیه؟
یععععنییییییی نمیدونم ای یارو از کجا پیداش شده بووود :)))))))))

  117431

دبیرستان بودم ی گوشی تخم مرغی داشتم از آجر مستحکم تر همیشه تو دستم میچرخوندمش
ی روز داشتیم با دوستم میرفتیم تو پیاده رو ی پسر بچه داشت غر میزد و پا زمین میکوبید ک من (نمیدونم چی میخواست)ما از بقل اینا رد شدیم گوشی رو ک میچرخوندم اونم بالا پائین میپرید محکم کوبیده شد تو سرش ک از درد ی دفه جیغ کشید ک مادرش فکر کرد داره واسه چیزی ک میخواد جیغ میزنه ی چک هم خوابوند زیر گوشش بیچاره پسره...ما عین کش در رفتیم میبخشتم ینی؟؟؟
ヅ₣ӃὯϨϯ_Дƞ₲Э₤ シ

  117425

امروز سرویسم یه ربع دیر اومد
وقتی دیدمش داره میاد یه تاکسی جلوپام نگه داشت منم از سر لج باسرویسم که دیراومده بود سوار تاکسی شدم که برم مدرسه
بعد از چن دیقه که از فاز لج کردن دراومدم.
در حالی که باید 1000ت کرایه میدادم دیدم که 500ت بیشتر پیشم ندارم....

  117420

تو خونه با بابامون سر کولر جنگ داریم تو مدرسه با مدیر لامصب سه طبقه رو میاد بالا تا خاموشش کنه

  117416

حدود دو سال پیش یه تصادف خیلی وحشتناک کردم که زبونم لال دور از جون در شرف مردن بودم آقا خلاصه من بعد چند وقتی که حالم یکم بهتر شد گذاشتن خونواده و فامیل بیان عیادت منم خوشحال که حالا کلی جملات محبت آمیز میشنوم و عقده هام برطرف میشه که داداشم با گریه اومد سمتمو دستمو گرفت گفت یعنی اگه میمردی خودم میکشتمت کثافت من:&_@
پرستارو دکتر تختو میجوییدن فک و فامیلم دیوارای بیمارستانو خوردن

  117404

یادمه کوچیک بودم رفته بودیم مشهد تو صحن حرم گم شدم
همین جوری گوله گوله اشک میریختم و با التماس به خدا میگفتم خدایا اگه تا قبل اینکه مامانم بفهمه من گم شدم پیدا شم نذر میکنم پول بندازم تو ضریح وگرنه مامانم قیمه قیمه ام میکنه
هیچی دیگه
خوشبختانه خدا صدامو شنیدو قبل اینکه مامانم بفهمه بابام پیدام کرد

  117394

آخره کرانچی آتیشی رو تکوندم تو صورتم فلفل رفته تو چشمم
5 ديقه ست دارم گریه می کنم مادرم از اونور می گه:
با خودت اینجوری نکن درست می شه پسرم ...! :|

  117378

امرو ساعت 6 صبح تو ماشین بودم داشتم میرفتم دانشگاه (یه شهر دیگست )... حالا اول صبح منم چرت میزدم ... بابا یه اهنگ گداشت یدفه خواننده چنان با صدا بلند گفت .. واست عروسی میگیرُم.... ینی پریدم فک کنم نصف استخونام جابه جا شد ^_^
حالا قیافه من O_o ..اخه یکی نیست بگه پدر من اول صبحی این چیه گذاشتی !... یه اهنگ ملایمی ... بی کلامی ... .. حالا همون اول صبح لازمه برا من عروسی بگیری ... /:
من /: ):
بابا (:
امید جهان ((:
حامد پهلان |:

  117376

دبيرستان يه هم کلاسى داشتيم آى کيو در حد جلبک.سر امتحان شيمى يه سوال بود که بايد فرمول شيميايى مينوشتى.جوابش C2H6 بود.به همين هم کلاسيم رسوندم.حالا چندروز بعد دبيره اومده بهش ميگه 3286 چيه نوشتى متقلب.وقتى فهميديم چى شده از خنده کتابامونو گاز ميزديم !!!

  117367

یک ساعت سرپا دارم اشتباهات نیروهای جدیدی که توی اداره ما مشغول به کار شدن و براشون توضیح میدم و نوع درست عمل کردن را با مثال بهشون باصطلاح تفهیم میکنم.
آخرسر میگن دست شما درد نکنه همه چی جا افتاد
.... هنوز پامو از اتاق نذاشتم بیرون
.... هنوز مطالب و اشتباهات روی تخته وایت بورد هست
.... هنوز کفنم خشک نشده
میبینم که همون اشتباهو باز داره تکرار میکنه
من :(
اون :)
بقیه :o
ملت عزیز ایران :#
شما ها :×