پارسال اومدم تو کوچمون دیدم هیئتمون داره میره، یه دختر خوشگلم وایستاده بود تو پیاده رو. سریع رفتم زیر عَلَم، دو قدم بردمش کمرم رگ به رگ شد افتادم وسط کوچه. بعد چند دقیقه دختره دلش سوخت اومد جلو گفت بگم شوهرم ببرتون درمانگاه؟
انقدر خودمو چنگ انداختم ترسید فرار کرد
خاطرات خنده دار
جاتون خالی دیشب تو حرم امام رضا نشسته بودیم
مداحه برداشت گفت:ارع میدونی الان تو این شب عزیز کجا نشستی؟ دختر بچه برداشت گفت:ارع من میدونم من اینجانشستم اینجاااااااا×_×
هعییی روزگار
دیروز مامانم اومده برام تعریف میکنه میگه تو که بچه بودی نهایت ارتباط من با تو این بود که میگفتم اگه تو خودت خرابکاری کنی ميندازمت تو لباسشویی تا آقا سیبیلو بیاد ببرتت
حالا نمیدونم ربطش چی بود ولی مثل چی میترسیدی
.
.
.
.
.
حالا من موندم یعنی به من ابو غذام نمیداد؟
نکنه سر راهی بودم؟
در وصف خودم براتون بگم که:
یه شب داشتیم از مهمونی برمیگشتیم
من نشستم تو ماشین و در رو یادم رفت ببندم.بابامم حواسش به در نبود.
راه افتاد و در خورد تو تیر برق و کند :/
چرا این تیر برقا انقد جاشون بده اخه؟ :)
عاقا من یه روز رفتم خونه دوست مامانم که برم پیش دخترش منو دخترش باهم رفیق فابیم...دوست مامانم یا راحت تر بگم خاله اومد گفت بیا عکس نشونت بدم(هر وقت میرم نشونم میده همون تکراریا رو)منم رفتم نگاه کنم...همشو نشونم داد رسیدیم به وسطای عکسا گفتم خاله این کیه گفت پسر دختر عمه ی بابای رویائه(رویا دوستمه همون دخترش که میشه رفیق فابم)گفت تو بیمارستان کار میکنه گفتم چکارس؟گفت نعش کشه...بعد یکی دیگه نشونم داد گفتم این کیه؟گفت برادر اونیه که تو بیمارستان کار میکنه(نعش کشه)گفتم این چکارس؟این دیگه احتمالا باید دکتر باشه گفت نه نظافت چی دشوییه
خواهشا لایک کنین اولین باره متن میزارم تچکر :-D
یبار داشتیم میرفتیم مسافرت(فهمیدید ماهم میریم مسافرت؟(جاتون خالی) تو راه من خوابیدم یهو دیدم مامانم میزنه به پهلوم میگه:حسین پاشو ببین مرغ واسه جمع کردن جوجه هاش زمینو به نوکش میزنه(نوکشو به زمین میزنه)
من گفتم بزار بخوابم یهو دیدم اهل ماشین ترکیدن
من -_- (در حال خواب)
مامانم قبل فهمیدن سوتیش0-0
بعد از فهمیدن سوتیش:(
مان بزرگم:)))
بابام:)))))))
واسه سلامتی مادرا بزن لایکو
(در ضمن پست اولیم حمایت کنید)
اقا جونم براتون بگه که
دیروز با یکی از اقوام که تازه از خارجه اومده بود رفتیم یه رستوران شیک و مجلسی
خلاصه که موقع سفارش گارسون اومد تا سفارش بگیره که یهو این دوست ما اومد با صدای بلند و اعنماد به سقف کامل گفت یه پرس سلطان جوججه ای لطفا
و اینگونه بود که رستورانی که تا اون موقع در سکوت به سر میبرد از خنده پوکید
چن وقت پیش رفته بودیم خونه خالم،شوهر خالم دخترشو بغل کرده بود،یهو عمم برگشت گفت ماشالله دخترتون 99 درصد به خودتون رفته. منم نه گذاشتم نه برداشتم گفتم ینی اون یه درصد چی میتونه باشه؟!!
هیچی دیگه الان تو توالتم درم قفل کردم برام دعا کنید.
من ^^
عمم 00
اون یه درصد ><
یه روز داداش ما من و مامانم رو صدا کرد و گفت می خوام یه اعطرافی بکنم حالا ما : یا خدا سیگاری شده عرقی شده
کرررررراک
بعد گفت:
اون کیس بود خلاب شده بودا من یروز ادانس داجتم بعت کردم تو دلایو سیدیش دکمه رو زدم رفت تو بعد خلاب شد.
کار بدی کلدم؟
ولی عوضش یه کتک حسابی از من یکی خورد
برادر ازار هم خودتونید.
رفتم سوپر مارکت خرید کنم، دختری که چهار سال قبل همدیگه رو دوست داشتیم و جدا شده بودیم رو دیدم
دست یکی رو گرفته بود و خلاصه فضای رومانتیکی داشتن، وقتی منو دید به یه بهونه ای اومد کنار دستم وایساد گفت ببین من با نامزدمم ولی تو از وقتی من ولت کردم هیشکی طرفت نیومده !
خلاصه کم نیاوردم، منم یه پنجاهی در آوردم دادم به فروشنده گفتم یه بسته پوشک سایز بچه دو ساله بده و هیچی بهش نگفتم و اومدم بیرون. بنده خدا دختره داشت چشاش از کاسه در می اومد
+ خلاصه میخواستم بگم پوشک هنوز پیشمه، هرکی لازم داره نصف قیمت میفروشم
مادرم رسوام کرده هرروز ازم میپرسه مگه شبا تو خودت خیس می کنی؟! :))
دیشب داشتم خواب عجیب غریبی میدیدم که یکدفه وسط خوابم
پیغام اومد که حجم خواب شما در حال اتمام است .
جهت خرید سرویس خواب محدود 1 ماهه ، 3ماهه ، 6 ماهه و ...
.
.
.
بگذریم که تا صبح سعی میکردم خواب عکسو گیف و فورجک ببینم
امشبم قراره برم یه طرح 2 تا 8 صبح بزنم که حداقل خوابم ببره
اقا یبار داشتم کنار لبه پرتگاه حرکت میکردم که یهو زیر پام خالی شد افتادم پرتگاهشم نمیدونی چقدر بلند بود همینطوری داشتم با سرعت سقوط میکردم که یهو رسیدم به تهش فشار زیادی به بدنم اومد چشم هامو باز کردم دیدم تو تختم
:-l حالا یبار که نه تا الان هفته ای یار اینطوری میشه :-( لایک بدین به امید این که خوب شم
من با آشغالیه که ساعت دو شب میاد میگه آشغالو بیار آشغال بعد زنگارو میزنه کار ندارم،با اون سبزی فروش هم کار ندارم که ساعت 6 صبح با بلند گو تو محله هوار میزنه که اسفناج دارم،من با اون کهنه فروشی کار دارم که 24 ساعته شبانه روز دنباله یخچاله مردمه آخه مرد حسابی کی الان یخچال میخره که حالا بخواد یخچال قدیمیشو به تو بفروشه؟ دوستان اولین پسته پس لطفا هرگز نشه فراموش لایک اضافی پرجوش!
سال سوم دبیرستان یه قانونی تو درس فیزیک داشتیم به اسم قانون کیرشهف
معلممون اومد رو تخته نوشت قانون شهف
یکی از بچه ها گفت اجازه پس اولش کوووووو؟
گفت تو دهن تو
پارسال رفتیم دیدن یه کلیسا
کشیش هم داشت صحبت میکرد
بعد از تموم شدن حرفاش یهو پسر عموی اسکلم
بلند گفت صلوااااات
هیچی دیگه بعد از گاز زدن کلیسا هممونو با لگد انداختن بیرون
شما بگید اینم پسر عموی اسکله من دارم
آخرین مطالب طنز
فال و طالع بینی
عزیزُم بیا فالت بگیرُم
فال حافظ | فال روزانه | طالع بینی | فال مصری | فال تاروت
فواید خنده
خنده تاریخ انقضا نداره !!! .gif)
.gif)
مجموعه تخصصی فواید ، دانستنیها و رازهای خنده
حمایت میکنیم
+ شادی و کمک به دیگران ( مراکز خیریه )
آمار سایت
بازدید دیروز: 21621
کل بازدید: 531624225










