رفتم سوپر مارکت خرید کنم، دختری که چهار سال قبل همدیگه رو دوست داشتیم و جدا شده بودیم رو دیدم
دست یکی رو گرفته بود و خلاصه فضای رومانتیکی داشتن، وقتی منو دید به یه بهونه ای اومد کنار دستم وایساد گفت ببین من با نامزدمم ولی تو از وقتی من ولت کردم هیشکی طرفت نیومده !
خلاصه کم نیاوردم، منم یه پنجاهی در آوردم دادم به فروشنده گفتم یه بسته پوشک سایز بچه دو ساله بده و هیچی بهش نگفتم و اومدم بیرون. بنده خدا دختره داشت چشاش از کاسه در می اومد
+ خلاصه میخواستم بگم پوشک هنوز پیشمه، هرکی لازم داره نصف قیمت میفروشم
مادرم رسوام کرده هرروز ازم میپرسه مگه شبا تو خودت خیس می کنی؟! :))
نمایش مطلب شماره 245276
تاریخ انتشار : شهريور 1397
آخرین مطالب طنز
فال و طالع بینی
عزیزُم بیا فالت بگیرُم
فال حافظ | فال روزانه | طالع بینی | فال مصری | فال تاروت
فواید خنده
خنده تاریخ انقضا نداره !!! .gif)
.gif)
مجموعه تخصصی فواید ، دانستنیها و رازهای خنده
حمایت میکنیم
+ شادی و کمک به دیگران ( مراکز خیریه )
آمار سایت
بازدید امروز:
2680
بازدید دیروز: 21621
کل بازدید: 531625520
بازدید دیروز: 21621
کل بازدید: 531625520










