دسته بندی ها

منوی اصلی

طنز

جوک ها

پیامک ها

پیامک موضوعی

پیامک مناسبتی

مرامنامه 4جوک

خاطرات خنده دار

  152766

عاقا ما ب عنوان تمرین فتوشاپ عکس استادو(مرد بود) ورداشتیم زن کردیم :) رفتیم ارائه استاد تا دیدش هف هش ده تا فحش بار ما و یارو تو عکس داد آخر سری قبولش کرد عکسو لایه برداری ک کردیم کلاس منفجر شد ب کنار همه دعامون کردن کلاس 3 ساعته نیم ساعته تموم شد:))) استادو تا هفته بعد ندیدیمش :)))) حدث میزنم همه بچه ها کامپیوتر دعامون کردن :)) آخه همیشه 8 صبح کلاس داشت

  152762

كارشناسی ترم دو بودیم یه درسی داشتیم به اسم جاوا اسكریپت...
آخر ترم شد و موقع امتحانا...
سه تا از دخدرا كلاسمون تو این درس مشكل داشتن بهم زنگیدن كه برم یادشون بدم...هیچی مام رفتیم...
من بار اولم بود كه داشتم ب دخدر جماعت درس میدادم
خیلی خیلی دست پاچه شده بودم تا حدی كه دست و پامو صِدام داش میلرزید... :(
حالا تو اين جزومون یه كلمه ی انگلیسی بود منم هي ميباس اون كلمه رو تكرار كنم...
من اون كلمه رو مینویسم بعد كم كم از كادر خارج میشم،دیگه خودتون حدس بزنید چه سوتی دادم:D
كلمهه این بود:Good Student
باي:|خخخخخخخخخخخخ

  152735

K : E @@@@@
مرد بایس وقتی به زنش اخم میکنه زن تو هفتا سوراخ قایم شه
مرد بایس‎ ‎‏ تو خونه دست به سیاه و سفید نزنه
مردا موقع غذا بایس داد بزنه ضعیفه زود غذارو بیار تا نیومدم یخچالو کنم تو حلقت
مرد بایس هر روز صبح چنان داد بزنه زنش از ترس یکی از در بخوره یکی از دیوار
حالا صبر کنید تا الهام کلاسش تموم نشده بیاد خونه رو سرم خراب کنه برم بشقابارو بشورم یه سر هم به برنجم بزنم نسوزه ، اواااا راستی جورابای الهام رو هم نشستم ، حالا صبر کنید میام ادامه مرد بایس چطور باشه براتون تعریف میکنم
کامی و حامد زن ذلیل ^_^

  152730

آقا، رفیق من امیرحسین شب کنکوریه . . . .
میگفت در حالی که یه کانال داشت "فرصت برابر" نشون میداد کانال دیگه "کنکور آسان است"، زده شبکه پویا داره باب اسفنجی میبینه . . .!!
رفیق درس خونه من دارم . . . ؟!!

  152713

$$$$$بیـــگلی بیـــگلی$$$$$


عاغا آبجیم صب زود که میخواد بره دانشگاه (ساعت 6 راه میوفته که 8 برسه)
همین که چشاشو باز میکنه میشینه رو تخت برا دلداری دادن خودش که اون موقع مجبور بره
بلند بلند میخونه
مــــــــــــــــــــــــــن ادامه میـــــــدم با یه قــــــــلب پر از حقیقتای تــــــلـخ
(جاهایی که کشیدمو باصدای کشداره بلند بخونید)
بعد شب که بهش میگم شعر یاس و صب خوندی از بس که صبا تو کماست یادش نمیاد
انقدم با درد اینو میخونه اصن جیگرم آتیش میگیره.

  152688

مامان دارم خدای سوتی!
داریم ناهار میخوریم مامانم از تنبلیش ماست رو با سطل گذاشته وسط سفره داخلشم یه ملاقه کوچیکٰ.ناهار تموم شده میگه حمید ملاقه رو بردار از تو سطل منم که عاشق لیسیدن ملاقه ماستی!میگه: "زبونتو نکن تو گلوت!"منظورش این بود زبونتو نزن به ملاقه!
خستگی کار یهویی از تنم در رفت!

  152666

****************** ) 3 ﺗﺎ!!! ﯾﺎ 3 ﺗﺎ ؟؟؟ علامت اختصاصى abas_m223
ديروز حسابى خوشتيپ کرده بودم و به خودم کلى رسيده بودم, مٽه هميشه سواره مترو بودم ولى هیچوقت تو زندگیم اینجوری نشده بود بیش از ۱۵۰ تا دختر به من نگاه کنن و منو نشون بدن و در گوش هم پچ پچ کنن !!!
سرم رو از خجالت انداختم پايين, ٱخه چشمام شغال داره و هرکى ببينه عاشقش ميشه ,خودمو با تسبيح و ذکر مشغول کردم که گناه نکنم ولى بعدش نظرم عوض شد, یه جورایی مونده بودم از کدومشون شروع کنم و بهشون شماره بدم ,تو همين فکرا بودم که يهو ماموره مترو يه پس گردنى و دوتا لگد زد بهم گفت گوسفند اومدی واگن بانوان چه گوهی بخوری???
گمشو واگن خودتون!!! :| ^_^
عباس قهوه اى ^_^

  152657

یه بار با یکی از دوستامون که دانشجوی صنایع غذایی و خیلی نخبه است رفته بودیم خرید ، این می خواست یه سری لوازم آزمایشگاه بخره برای محل کارش برگشته به فروشنده می گه آقا استوانه مجرد دارین ( استوانه مدرج !!!!!! ) فروشنده هم خیلی با خونسردی گفت یدونه داشتیم پارسال شوهرش دادیم الانم پا به ماهه :))))))))))))))
هیچی دیگه من و اون یکی دوستم کل دیوارها و کف فروشگاه رو جویدیم ......

  152630

تو کارگاه رایانه نشسته بودیم.
مدیرمون هی میومد به یه چیز گیر میداد(کل روز خیلی گیر میداد)
یدفعه رفت و برگشت به معاونمون گفت:آقای .... اینجا چکار میکنی؟؟پاشو با یکی دوتا از بچه های سال اول این کولرو نفت کنید.
وای که این میزهای تو کارگاه چه مزه بدی میداد.
منتظر سری سوتی های مدیر باشید.

  152599

÷بچه مسلمون(یونس)÷
آقا نشسته بودم تو تاکسی صندلی جلو که یه دفه ماشین راه افتاد گفتم یا خدا. یونس الان سرنوشت این ماشین دست توئه.نفسم رو تو سینه حبس کردم دست بردم دستی رو کشیدم.
که یه دفه صدای راننده تاکسی در اومد.فهمیدم راننده از قصد خلاص کرده ماشین رو هول بده ببره جلو تر.
هیچی دیگه با خاک کوچه یکسان شدم.
داغونم

  152586

الان ده ماهه ك سرباز معلمم،یه كلاس 6 نفره دخدر:Dبهم دادن تا درسشون بدم...
جلسه سومی ك رفتم سر كلاسشون میخاستم جمع و تفریق مبنای 16 درس بدم(بچه كامپیوتریا میفهمن چی میگم)...
هیچی گفتم اول یه مقدمه چینی كنم و یه مثال ساده براشون بزنم بعد برم سر اصل مطلب...
يه لحظه جو كلاس منو گرف حواسم پرت شد...
اومدم 14 رو منهای 15 كردم 9 تام باقی آوردم:|
اینقد بهم خندیدن:((:((
در ضمن كلاس كنكورم بود.خخخخخخخخخخخ
فك كن اینارو باید برا كنكور آماده كنم:)):))

  152582

دیشب بابابزرگم هم تب داش هم اسهال،آبجیم رفته سایت چقدر گشته تا بفهمه نشانه های کدوم بیماریه.بعد از سه چهار ساعت اومده میگه فهمیدم بابابزرگ داره دندون در میاره
خیر سرش دانشجویه
مدیونید اگه فکر کنید دندوناشو تو دهنش خورد کردم.‏(‏امیر بی اعصاب‏)‏

  152579

بابام میگه توکه چشات ضعیفه همش میخوری درو دیوار هر نیم ساعت میری دستشویی یعنی کلیه هاتم خرابه ماهی 20 روز اسهال داری پس روده درستی ام نداری تپش قلبم که داری هروقتم صدات میکنم نمیشنوی مغزم که مطمئنم نداری
آخه این کارت اهداء عضو چیه گرفتی؟

  152565

واااااااااااای نمیدونین جمعه خونه ما چه خبر بود...یه خواهر دارم هر وقت میره بیرون یه چیزی بخره قحطی میاد...آقا مامانم جمعه فرستادش نون بگیره گفت تا گیر نیاوردم نمیام...آقا این هشت صبح رفت ما هم هی منتظر نشستیم نیومد.ده شد نیومد..آقا همه نگران شدیم.گوشیشم نبرده بود تازه...وای یازده شد نیومد.حالا خانواده هم هی نفوس بد میزدن:تصادف کرده...دزدیدنشو....مرده..؟؟؟؟؟اصن یه وضعی...همه نگران بودن رفتن دنبالش یکی اینور یکی رفت بیمارستان بابامونم که زنگ زده صدوده میگه : آقا بچه ما رفته نون بگیره نیومده هنوز چیکار کنیم؟؟؟..خخخخخخخ مامانمونم هی اسم امامارو صدا میزد خلاصه همه دیوونه بودن...دوازده دیدیم اومد نون گرفته بود یه عالمه..شفتوک تو صف نون بوده چار ساعت///دیگه الان یه جای سالم نداره بنده خدا.خخخخخخخخخخ

  152556

با پاهای خودم رفته بودم فرودگاه از این بوفه ش رفتم برا اولین بار هوسی یکی از این نوشابه انرژی زاها گرفتم گفتم چن گفت 15 هزار تومن خوردم خودمو فحش دادم دیگه خداییش وقتی میخواستم سوار هواپیما شم با اون ماشینهای مخصوص معلولین بردنم تو هواپیما نای راه رفتن نداشتم 15 هزار تومن برای یک نصف لیوان همون انرژیی هم که داشتم به باد دادم رفت