ب

بچه مسلمون

@قشمار · ۵۴ امتیاز

★★★☆☆ ۳ از ۵ (۲۴ رأی)

ب
بچه مسلمون ۱۱ سال پیش
جوک

امروز دختر داییم داشت به دختر خالم میگفت:به شوهرت بگو برات ماشین ظرف شویی بگیره.
دختر خالم گفت: لازمه؟
دختر داییم گفت:آره.الان دیگه همه ماشین ظرف شویی دارن.
با خودم گفتم آره.
به جز کسایی که غذایی برای خوردن ندارن
به جز کسایی که سقفی بالای سر ندارن
به جز خونواده ی بچه های سرطانی
به جز مردم غزه
کاش یک انصاف داشتیم.

ب
بچه مسلمون ۱۲ سال پیش
جوک

÷بچه مسلمون(یونس)÷
داداشم(یحیی) بعدازظهر طوری به حرف های متخصص مو درمورد کاشت مو
بادقت گوش میداد که انگار قراره همین فردا بره مو بکاره.
لا مصب شونه میزنی تو موهاش شونه میشکنه.
این جور آدما رو باید زد با لوله جاروبرقی دندونشونو شکوند.
(مدیونی اگه فک کنی این کار رو کردم)

ب
بچه مسلمون ۱۲ سال پیش
جوک

÷بچه مسلمون(یونس)÷
آقا نشسته بودم تو تاکسی صندلی جلو که یه دفه ماشین راه افتاد گفتم یا خدا. یونس الان سرنوشت این ماشین دست توئه.نفسم رو تو سینه حبس کردم دست بردم دستی رو کشیدم.
که یه دفه صدای راننده تاکسی در اومد.فهمیدم راننده از قصد خلاص کرده ماشین رو هول بده ببره جلو تر.
هیچی دیگه با خاک کوچه یکسان شدم.
داغونم

ب
بچه مسلمون ۱۲ سال پیش
جوک

÷بچه مسلمون(یونس)÷
عمم می خواسته برا پسرعمم زن بگیره رفته بهش گفته کسی مدنظرت نیست؟
اونم اسم یه دختری رو اورده که تا حالا تو عمرش کلا دوبار دیدش.
حالا از صبح تاحالا که عمم زنگ زد واسه مامانم تعریف کرد مامانم گیرداده به من که یونس تو فقط اسم طرف رو بگو من عید بله برون می گیرم.
حالا اینا هیچی من کاری ندارم.
روی صحبت من بیشتر با خواهرمه که گفت من واسه بله برون چی بپوشم؟
سانترفیوج تو حلقت پسرعمه

ب
بچه مسلمون ۱۲ سال پیش
جوک

÷بچه مسلمون(یونس)÷
کلاس سوم راهنمایی معلم ریاضیمون خیلی عصبانی بود.
سر درس خط های موازی،نیمساز و عمود منصف و از اینجور چیزا بودیم.
یکی از بچه ها خودشو زده بود به مریضی که مدرسه رو بپیچونه.
یه دفعه معلممون رفت سر میزش.
معلم:چته؟
بچه:آقا فک کنیم دل درد زده به لوزلمعدمون.
معلم:می خوای همین گچ رو بکنم تو حلقت،تو لولمعدت عمود منصف بسازم تا خوب شی؟
پسره:0-o
ما:@-@
گچ زرده:+_+
تا یه هفته کابوس میدیدم.
یونس ترسو!

ب
بچه مسلمون ۱۲ سال پیش
جوک

÷بچه مسلمون(یونس)÷
چن وقت نبودم، رفته بودم ثبت احوال یه امیر اضافه کنم به اسمم.
لامصبا مگه عوض می کردن.
از این به بعد هم زیر پستام می نویسم:امیرم . . . . امیریونس.
والا با این نوناشون.
جمع کنین بابا با این بحران هویتی که راه انداختین.
بوخودا!
به قول یکی ناراحتم اخمو شد!

ب
بچه مسلمون ۱۲ سال پیش
جوک

÷بچه مسلمون(یونس)÷
نحوه ی انتخاب لباس مهمونی:
دخترها:
خب دوشنبه میرم شانزلیزه اگه چیزی نداشت فرداش میرم هفت تیر
اگه نداشت میرم بازار اگه اونجا هم نداشت پارچه می خرم میدم خیاط.
وای نه دیر میش اول میرم پیش خیاط بعد همه ای کارارو می کنم.عالیه.
پسرها:
اون پیرهن راه راه طوسی بابام که پنج سال پیش تو تولد پسر عمم پوشیده بود رو می پیچونم.سعیدم گفت یه کراوات زرد داره باهاش ست می کنم.شلوار داداشمم دو تا سنجاق این ور اونورش بزنم اندازمه.عالیه

ب
بچه مسلمون ۱۲ سال پیش
جوک

÷بچه مسلمون(یونس)÷
جمعه روز ولنتاین بود . . . . . .
خدایی خدا غریبه
غریبه چون که ما عاشقش نشدی�
غریبه بنده لایقش نشدی�
غریبه رهرو صادقش نشدی�
خدایی خدا غریبه
غریبه. . . چون که راحت گناه کردی�
غریبه. . . به نا محرم نگاه کردی�
با تو ام ای شیعه ی حرفی
آدم برفی
گوش کن. . . . صدای گریه های آقا رو نمیشنوی؟
جمعه روز ولنتاین بود. . . . . . ..

ب
بچه مسلمون ۱۲ سال پیش
جوک

÷بچه مسلمون(یونس)÷
از صادقیه تا آزادی سوار تاکسی شدم موقع پیاده شدن:
من:چقدر میشه؟
راننده:دو تومن.
من:چه خبره دو قدم بیشتر نبود.دو تومن؟!
راننده:اگه اینطوری قدم برداری فک کنم شلوارت پاره میشه.
من:0-0
راننده تاکسی است دیگر گاهی دلش می خواهد آدم را آچمز کند.

ب
بچه مسلمون ۱۲ سال پیش
جوک

÷بچه مسلمون(یونس)÷
تو مترو وایساده بودم با هنزفیری داشتم آهنگ خواجه امیری گوش میدادم.(بزار همه بدونن این کیه داره می خونه) اونم با ولوم بالا.
ییهو سیمش جدا شد،صدا پیچید و مردم همه مث آیکون جغد به من زل زدن بهم . منم برا اینکه ضایع نشم وانمود کردم که گوشیم داره زنگ می خوره ، آهنگ رو قطع کردم و شروع کردم به الو الو کردن.
یکی از ته واگن دادزد:
خر خودتی سوسک توله.
دیگری:نسبتی با ایکیو سان نداری؟
اون یکی:میگم محافظ استخدام کن یه دف ندزدنت.
بغلی:سوسک توله باهوش.
یعنی مردم فهیم به اینا میگن.
خط مترو افقم مسدود شده بود کصافط.

ب
بچه مسلمون ۱۲ سال پیش
جوک

÷بچه مسلمون(یونس)÷
آقا ما یه فامیلی داشتیم همه بهش میگفتن عمه .
یه روز اومده بود خونمون سر ظهر داشتیم سفره مینداختیم که مامانم گفت برم عمه رو صدا کنم واسه نهار.
آقا ما رفتیم تو اتاق دیدیم این عمهه نشسته رو سجاده حالا مکالمه ما:
من:عمه ....عمه......عمهههههههههههههه
عمه:چیه یونس جون چی میگی پسرم؟
من:عمه غذا آمادست
عمه:باشه بذار سلام نماز عصرم رو بدم الان میام.
من:0_9
سجاده:0_8
نماز عصز:+_+
سانترفیوج های قفل شده سایت نطنز:0-0
موهای هویجیم:÷_÷
هویجای مرغ:$_$

ب
بچه مسلمون ۱۲ سال پیش
جوک

÷بچه مسلمون(یونس)÷
به همین موهای هویجیم قسم راسته.
آقا من صفحه ی اول کتاب ریاضیم نوشتم یونس سوم دبیرستان
حالا دیروز معلم ریاضیمون کتابش رو نیورده بود گفت یکی به من کتاب بده
منم در راستای ترویج فرهنگ خودشیرینی رفتم کتابم رو تقدیم کردم.
آخر زنگ کتابم رو که پس گرفم دیدم معلممون صفحه اول جلوی یونس سوم دبیرستان نوشته په نه په ترم سه مهندسی هسته ای!
یعنی سانترفیوج تو حلقش.

ب
بچه مسلمون ۱۲ سال پیش
جوک

÷بچه مسلمون(یونس)
یه بار که هشت سالم بود و غذا مرغ داشتیم مامانم از پرسید سینه بزارم یا رون؟
منم همینطوری امتحانی گفتم سینه.
تا همین حالا که 17 سالمه دستم به رون مرغ نخورده.
کار به اینجا رسیده که آشپز مدرسه هم هروقت غذا مرغه میگه آقا یونس واستون سینه گذاشتم مامانتون سفارش کرده دوس دارین :|
به همین دلیل ازهمین تریبون اعلام می کنم اگه من تو قرعه کشی
برنده شدم کارت شارژ نخواستم (مخاطبم کجا بوده) یه دیس چلومرغ با رون اضافه به من بدین o_O

ب
بچه مسلمون ۱۲ سال پیش
جوک

÷بچه مسلمون(یونس)÷
4 جکیا جدید این چه وضشه؟
سانترفیوج تو حلقتون
ما زمانی که تازه عضو شده بودیم جرعت نمی کردیم جلو مدیر 4جوک
پست جدید بزاریم.
اونوق شما پست میذارین که هیچ،تائید میشه که هیج ،با بلندگو هم اعلام می کنید پست اولتونه هیچ،هزارتا هزارتا هم لایک می خورید.
واقعا ماداریم کجا میریم؟!
اینجا کجاست؟
ما کی هستیم؟
به همین موهای هویجیم قسم!

ب
بچه مسلمون ۱۲ سال پیش
جوک

÷بچه مسلمون(یونس)÷
آقا نشسته بودم رومبل داشتم تلویزیون میدیدم و بابام هم اونور داشت با لب تاب کار میکرد.
یه دفه دیدم صورت بابام یه جوری شد،یه نیگا به من انداخت و سریع پاشد رفت تو اتاق درم بست!
کنجکاو شده بودم که چی شده آیا؟
بعد از ظهر که خوابید رفتم هیستوری رو باز کردم:
باند قاچاقچیان کراک دستگیر شدند.
من|:(0|
یعنی بابام می خواسته من در این حد سالم بار بیام.
بعضی موقع ها فک می کنم اگه مامان و بابام می تونست ذهنم رو بخونن الان تو خیابون از سرما تلف شده بودم.