یه روز به داداشم اسمس دادم که (دو کیلو گوجه بخر) نگو اسمس اشتباهی رفته برای داییم
من@@@@@
گوجه++++++
/////:-) /:-) :-)
هیچی دیگه بقیشو خودتون بگید۰۰۰
خاطرات خنده دار
امروز صبح نشسته بودم تو غذاخوری دانشگاه داشتم درس میخوندم بعد یکی از پسرای کلاسمون اومد نشست کنارم(از اون پسرایی که همش دخترا رو ضایع میکنن ),منم مثلا محلش ندادم با اعتماد به نفس کامل کیک رو باز کردم شروع کردم کیکُ با شیرکاکائو خوردن پسره هم هی زیر لب حرف میزد نمیشنیدم. هی چاشنی فیس و افاده رو زیاد میکردم بعد که خوردم دوستم زنگ زد گفت ما میز کنار دَر نشستیم پاشو بیا. کتابمو گذاشتم تو کیفم و با یه ناز و اَدا داشتم میرفتم که یهو یادم افتاد من یه ساعته اینجا منتظرم که دوستام بیان باهم بریم چایی بگیریم بخوریم o_O
کیک وشیرکاکائو پسره رو خورده بودم!!کُپ کرده بودم انقدر خجالت کشیده بودم برگشتم رفتم جلو گفتم اِِِِِِِِِِِاِاِاِاِ ببخشید بخدا حواسم نبود شیرکاکائوتونو خوردم
کصافطططط زد زیر خنده گفت دیدی ؟دیدی؟ خودت آتو میدی دستم امروز سوژه کلاسی اون شیرکاکائو هم نوش جونت
اومدم ضایع کنم ضایع شدم :(((((((
K : E @@@@@
نامزد داداشم زنگ زده میگه کامران کامیار چند روز که سرد و ناراحته ، ببین کجا میره چکارمیکنه آمارشو درار
من : باشه 0_o
حالا بعد از ظهر زنگ زده میگه کامران آمارشو بده ؟
من : آمارش بده بد -_-
اون : عیب نداره تحملشو دارم بگو
من : صبح تا حالا اسهال داره تو دستشویه :)))) بو گندش خونه رو ورداشته ،بابا هم در دستشوی داره میاد و میره و داد میزنه لعنتی بیا بیرون ، فکر کنم الاناس تو خودش ب ر ی ن ه ^_^
اون : خخخخ کوفتتتت دیوونه
من :مریم راستی دیشب یه چند تا خلاف بد کرده
اون : یا خدااا ، معتاد شده ؟
من :نه باو از این بد تر
اون :چی ؟
من : دیشب یه صدا هایی ازش میومد
اون : گریه میکرد ؟
من : اونشو نمیدونم ولی همراه با صدا ها بوی بدی هم میومد فکر کنم تخم مرغی میزد ^_^
اون : خخخخ بیتربیت
من : ولی مریم خارج از شوخی تو خواب یه حرفایی میزد
اون : چی میگفت ؟
من : میگفت سمانه عاشقتم بی تو میمیرم سمانه ، تازه کار به حرفای بیتربیتی هم کشید
اون : سمانه کیههه ؟
من :دختر همسایمونه
اون : کامران راست میگی ؟
من : نه به خدا فقط خواستم لج ترو دربیارم ^_^
اون : کامران ن ن ن ن ن باید زنگ بزنم الهام نشونت بده دیوونههههه تو داداشت دیوونه اید دیوونه اید جیغغغ
الهام بانو ببین چه مظلومم دلت میاد منو بزنی ؟
یکی بهم اس داده میگه :
س خ .. چ خ ؟؟؟
گفتم چی میگی ؟!!!
میگه : سلام خوبی ؟ چه خبر ؟؟
منم گفتم : ل خ گ !!!
گفت : چی ؟؟؟
گفتم : لامصب خیلی گشادی !!!!
امروز معلم شیمیمون عصابش خورد بود ازش پرسیدم خانوم چیشده ؟؟؟میگه عاخه من از دست این بچه های هنرستان چه کار کنم-_- میگیم خو برا چی؟؟
میگه از اول سال تا حالا بهشون میگمCنماد شیمیاییه کربنه اونوخ میخوننش درجه سانتی گراد
ما که کف کلاس بودیم ینی:))))))))=))))))))
پاسکالO_o
مندلیف*_^
(تعریف از خود نباشه سمپاد میخونم:D)
اندر حکایت نابغه ها:
سر کلاس استاد میخواست با ویدیو پروژکتور پاورپوینت نشون بده تصویر روی پرده کج بود یکی از ته کلاس(البته به قصد شوخی) گفت: استاد لپ تاپتون رو کج گذاشتید ترازش کنید
قسمت همه بشه انشاالله..
آغاقسمت شدبعد3 سال بریم مشهدپا بوس آقا.به دوستم پیام دادم خوبی بدی دیدی حلال کن اگه برنگشتم.دوستم سریع پیامک داده برگشتی حلالت نمیکنمO_o
چند روز پیش مخاطب خاص ابجی کوچیکم با خونمون تماس گرفته که مشرف بشن واسه خواستگاری برداشته به بابام گفته میخوایم بیاییم واسه دخترتوننشون بذاریم بابای منم که اصلا فکر نمی کرد دختر کوچیکش به این زودی براش خواستگار بیاد(البته ابجیم15 سالشه)به خیال خودش واسه خواهر دومیم دارن میگن(ما سه تا خواهریم)گفته نه اقای محترم دختر من الان یک ساله که عقد کرد است
بیچاره پسره خیال کرده بابام میخواد بپیچوندش
ابجیم که دیگه نگو داغونه روشم نمیشه به بابام بگه که از پسره خوشش میاد نه خداوکیلی این باباست ما داریم اصلا نمیپرسه واسه کدوم دخترم میخواین نشون بذارید....
یادش به خیر یه زمان هرکی بهم میگفت پیر شی جوون بهش فحش میدادم فک میکردم یعنی الهی زود پیر شی زمین گیر شی خخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخ مسخره هم خودتی....
با خواهرم رفته بودیم بیرون یه دختر پسر رو دیدیم با فاصله نیم متر از هم
داشتن راه میرفتن
به خواهرم گفتم چقد تابلوئه باهمن!!!
خواهرم برگشته میگه نه با هم نیستن میخوای بپرسم ازشون؟
گفتم هرکی نپرسه...!!
دیدم از جلو پسره رد شد رفت کنار دختره ازش پرسید:
شما با همیـــــــــــــــــــن؟؟؟^_^
دختره در حالت هنگ از کنارمون رد شد:D
دختره: o_O
من:!_!
پسره:&_&
خاهرم:^_^
اقا امروز اومدم باماشین ریشامو بزنم.رفتم اروم ماشینو اوردم زدم توبرق داشتم ریشامومیزدم که ازشانس بده من برق رفت.اقا مایطرف صورتمونو زده بودیم که اومدیم بریم طرف دیگرو بزنیم برق رفت ماموندیمو یطرف ریش ازشانس بدمن رفیقم زنگ زدگفت الان میام دنبالت بریم بگردیم.تااومدم بگم نمیشه قدکرداقا دیدم یک دقیقه نشده اومدجلودرمون زنگ زد منم کلمو ازپنجره دراوردم که تامنودید زد زیرخنده منم کم نیاوردم بهش گفتم تابرق نیادمن باهات جایی نمیام یهوبرق اومد که خیلی ضایه شدم.هیچی دیگه اقا رفتم یطرف دیگرو زدمو رفتیم دوردور...............
اورست نه
.
.
.
.
.
.
.
همین که یکی پیدا شه تپه 2 متری جلوی خونمون اونم با کفش تنناک رو فتح کنه من قبول میکنم
K : E @@@@@
جمعه با الهام رفتیم کوه ،تو راه یه قهوه خونه دیدیم
الهام : کامی جونم قوفونت بلم میشه قلیون بکشیم ؟
من : نه باو
الهام : کامی ؟ خواهش ، همین یه بار جون عمت 0_0
باشه باو ولی همین یه باره
الهام : باشه لوتی ^_^
رفتم قلیون رو گرفتم رفتیم زیر سایه یه درخت کنار یه جوی آب نسشتیم
قلیون رو براش راه انداختم
الهام:حالا نوبت منه حالا نوبت منه^_^
من : باشه
الهام : ( صداشو کلفت کرده میگه ) حالا یه کله پاچه حال میداد چشا و مغزشو میزدیم به بدن
من : 0_o
الهام :شیلنگ قلیلیو گرفته تو دستش میگه : هر چی کشیدم از این دود لعنتی بود ولی لوتی تو نجاتم دادی ، اصن بند کفشتیم گره بزن خفه شیم
من : 0_o
یه دختره اومد از کنارمون رد شد
الهام : خانم خوشگله شماره بدم پاره کنی ؟
من : 0_o دختره 0_o بی تربیت
الهام : بیتربیت عمته میام قلیون رو میکنم تو حلقتا
دختره :ا وا جرأت دارید وایسید تا برم بیام
الهام : برو جوجه برو با بزرگترت بیا
حالا خواست قلیون بکشه
الهام : کامران میخوام برات حلقه بزنم ^_^ قل قل قل قل، اهوم اهوم اهوم کامران گلوم سوخت خفه شدم
من :آخه لوتی ترو چه به قلیون خخخ
الهام :خو بار اولم بود ، پروووو
من : الهام اون بالا همون دختره نیست اذیتش کرده
الهام : اوره ، تازه اون دوتا غول بیابونی هم انگار باهاشن
من :حس میکنم دارن میدون طرف ما
الهام : اوره ، کامران پاشو فرارررر
من : ای به چشم لوتی ، فراررررر
✿❤✿❤✿❤✿❤✿❤✿❤✿✘✿(O L O)✿✘✿❤✿❤✿❤✿❤✿❤✿❤✿
یه بار رفتیم کباب بخریم
دیدیم روی شیشه ی کبابیه نوشته " کباب کاملا گوسفندی "
رفتیم غذا رو گرفتیم خوردیم
فهمیدیم کاملا گوسفندی رو با ما بوده :|
با خواهرم از خرید بر می گشتیم دیدم میگه: کی اسم آریشگاه مردونه رو میذاره رایکا این مغازه سر کوچه ما گذاشته.
یه لبخند تلخ زدم(خب چیه جو گرفته بودتم) گفتم: خواهر من چه انتظاری داری تو این آرایشگاه بند می ندازن ابرو بر میدارن اپیلاسیون می کنن انتظار داشتی اسمش بذاره کوروش کبیر یا آرش؟
فکر نکنم تو عمرش انقدر قانع شده باشه
آخرین مطالب طنز
فال و طالع بینی
عزیزُم بیا فالت بگیرُم
فال حافظ | فال روزانه | طالع بینی | فال مصری | فال تاروت
فواید خنده
خنده تاریخ انقضا نداره !!! .gif)
.gif)
مجموعه تخصصی فواید ، دانستنیها و رازهای خنده
حمایت میکنیم
+ شادی و کمک به دیگران ( مراکز خیریه )
آمار سایت
بازدید دیروز: 21910
کل بازدید: 535364253










