تازگیا امتحان داشتبم برگه ها رو که پخش کردن استاد برگشت گفت من فقط دوران ارشد خداییش اصن تقلب نکردم..منم فورا برگشتم گفتم استاد شما که گفته بودین تو دوران دانشجویی اصن تقلب نکردین؟؟؟؟؟(آخه قبلا 2 بارگفته بود)استاد یه لحظه سرخ شد یه چشمک زد گفت حالا آره
وسط امتحان اومد بالا سرم دیدم نگام میکنه میخنده نگاش کردم گفت بت میگم صب کن!
تو دلم گفتم میخواسی دروغ نگی:))))
نمرمو کم نکنه:(
استاد غلط کردم:)))))))
خاطرات خنده دار
دیشب تو یه سایت چت بودم به جا سلام شاهین نوشتم سلام شهین!!!!
هیچی دیگه فردا با هم قرار داریم :))))))))))
مامان بزرگم(مامان بابام) تازه گوشی خریده بلد نیست باهاش کار کنه هی دستش میخوره به دکمه هاش الکی شماره میگیره...اون روز بابام از خونه رفت بیرون مامان بزرگمم خواست پز بده که بلهههه ما بلدیم با گوشی کار کنیم...!!!!زنگ زد به بابام...
بابام اومد خونه مامان بزرگم گفت:چرا از خونه(دروغ به این گندگی!!!) زنگ زدم بهت جواب ندادی؟
بابام گفت:حواسم به گوشیم نبود.ولی شماره ی خونه نیفتاده بود که!!!!
مامان بزرگمم به بابام گفت:آخخخخخخ...راست میگیااا...باید از گوشیم زنگ میزدم به خونه که شماره ی خونه بیفته رو گوشیت!!!!!
ما از خنده تمامی وسایل خونه رو جویده جویده کردیم...
حالا مامان بزرگم یه هفتس با ما قهره.اشتباهشم قبول نمیکنه...
مامان بزرگه که من دارم؟؟؟؟
به کی پناه ببرم آخههههههه شما بگید!!!
ای خدااا
امروز سوار سرویس دانشگاه شدم پشت سرم دو تا دختر نشسته بودن , یکیش به اون یکیش گفت : رویا جون عجیقم یه سوال ازت داشتم ,رویا : بفرمانید سمیه جان ^_^ سمیه : فرق دانلود با سرچ چیه ?? رویا : فرقی ندارن عجیقم , فقط فکر کنم دانلود کلمه آمریکایه سرچ انگلیسه 0_o سمیه : حالا معنیشون چی میشه ? رویا ? معنیش همین انترنت خودمونه دیگه 0_o سمیه : وا ی رویا مخ کامپیوتری هستیا , رویا : پس چی , یه لبتاب خریدم صولتی ^_^ یه نگاهی بهشون کردم سرمو کوبیدم تو صندلی ا و ا مردم دیوونه شدن ا صلا معلوم نیست چطور دانشگاه قبول شدن , حامد دستمو ول کن برم یه لیتر اسید بخورم راحت بشم
یه زن عمو دارم بنده خدا سادس...
یه روز كرممون گرف زنگ زدیم خونشون گفتیم:
سلام!از مخابرات تماس میگیریم،ساعت 9 قراره مخابراتو بشوریم تلفنتونو از پریز بكشین یه وخ نسوزه!!!!
بنده خدا تا شب تلفنشون قط بود تا مخابرات خشك شه:D:)):))
یه روز تو خیابون داشتم باتلفن صحبت میکردم خیلیم جدی بودم.یه دفه یه پسره اومد بامزه بازی در بیاره تیکه بندازه.بهم گفت چطوری مهندس؟ منم خیلی جدی گوشیمو گذاشتم تو جیبم گفتم خیلی ممنون شما؟ بیچاره گرخید فک کرد واقعا مهندسم :)))))
تا اون باشه به دختره مردم تیکه نندازه =)))
سوتی مدیر:
سرجلسه ی امتحان نشستیم مدیرمون اومده میگه:این چه وضعیه؟هرکی یه رنگ پوشه آورده،فردا همتون باید قرمز آسمونی بیارید.
من حرف دیگه ای ندارم..
این مدیر لایک نداره؟؟
عاغا این قضیه بقیه پول بود مختص بقالی ها بود ؟؟؟؟؟بقیه پول و خوراکی میدادن........که اخیرا هم به تاکسی ها و میوه فروشی ها و بوتیکا کشیده شده بود؟؟؟؟؟؟خواستم بگم به نونواییها هم کشیده شده ........
رفتم دوتا نون سنگک خریدم نونوا بقیه پولمو ی نصف نون داده با تعجب بهش نیگا کردم میگه چیه ناراحتی ؟؟؟؟؟؟؟
گفتم هرچی فک می کنم نمی تونم خودم و قانع کنم .. اونم نصف نونرو ازم گرفت بازم نصفش کرد ... گفت منم هرچی فک میکنم می بینم این نونه به نسبت نونای دیگه بزرگتره ...ب خاطر همین نصفش کردم.....
ینی استدلالش ته ته حلقم .......
تو گوگل سرچ کردم دانلود آهنگ (همسایه)محسن چاوشی آجیم کنارم بود داشت نگاه میکرد یه دفه برگشته میگه مگه همسایه ی محسن چاوشی هم آهنگ خونده
من:0000000
آجیم:!!!!!!
طفلک وقتی فهمید چی گفته از اتاق با سرعت نور خارج شد
امروز رسماباعث شدم از ارث محروم بشم
سرسفره ناهاربودیم بابام ناهارشو خورد رفت کنار گف یکی پاشه بره دوتا متکا واسه من بیاره منم که پترس فداکار,رفتم براش اوردم بعد بابام گف من دیگه کاری باکسی ندارم میخوابم یهو از دهنم در رفت گفتم مثلا کار داشته باشی میخوای چه غلطـــــــــــــــــی بکنی؟
دیده گانِ حُضارِ محترم:0_0
من:-_-
هيچی دیگه الان دارم زیر افتاب درخشان برنزه میشم
ديروز رفته بودم داروخونه، يه آقايى اومد گفت قرص ال اى دى دارين ؟؟؟!!!
من : جااااااان؟ O o
قرص ال دى : O O
متصدى داروخونه در حال جوييدن قرصاى ال دى ////
فك كنم عقيم شد!!!
یکی از چالش های بزرگی که در کودکی فراروی من بود و باهاش درگیر بودم
این بود که چه جوری “فریبرز عربنیا” و “ابوالفضل پورعرب” رو از هم تفکیک کنم!
تازه یه وقتایی فریبرز عرب نیا و فرامرز قریبیانم قاطی میکردم
احســــــــــEHSANـــــــــــــــان
(نشان ابداعی من)
امروز مخاطب خاصم بهم میگه نوید: تو به زخم چشم اعتقاد داری؟
من0:@
خودش(~:~)
بنده خدا منظورش چشم زخم بود...@
(در ضمن ابروهاشم فابریکه)
گفت وگوی دبیر شیمی با دانش اموز (اره بازم کلاس شیمیو بازم سوتی): منظور از حلالیت ماده چیه?
جواب اون:منظور مقدار ماده ایه که تو صد گرم اب حل میشه مثلا وقتی میگیم حلالیت ماده ای یک کیلو گرمه ینی تو صد گرم اب یک کیلو از اون ماده حل میشه.
من:جوووووون?
معلم تو افق.
اصلا بحث علمیش به کنار بحث عملیش رو در نظر بگیر تو یک کیلو رو چجوری میخوای تو صد گرم جا کنی????
مراسم خواستگاری داداشم بود.هرچی خانواده اصرار کردیم که چند تا از فامیلامون که خوش صحبتن با ما بیان بابام قبول نکرد.میگفت خودم بلدم چجوری تو مراسم حرف بزنم
ما هم گفتیم چشم شما خودت حرف بزن.وقتی رسیدیم خونه عروس بعد از احوال پرسی و پذیرایی همه خیره شدن به تلویزیون که کبری۱۱ نشون میداد
من:بابایی نمیخوای شروع کنی؟:)
بابا: نه صبر کن ببینم فیلم چی میشه:) یه ربع بعد
من:بابایی زشته ما که نیومدیم سی نما خو شروع کن:(
بابا:باشه صبر کن .
نیم ساعت بعد.من:بابایی...
بابا:باشه خو .صبر کن
هیچی دیگه تا اخر فیلم همه ساکت به هم لبخند میزدیم بابامم فیلم نگاه میکرد وقتی فیلم تموم شد بابا: خوب دیگه خوش گذشت پاشین بریم
من o__0
داداشم :((((
بابام:)
آخرم داداشه عروس شروع کرد به صحبت :|
یکی نیست بگه خب پدر من تو که نمیتونی چرا اجازه نمیدی کسیو بیاریم:|
آخرین مطالب طنز
فال و طالع بینی
عزیزُم بیا فالت بگیرُم
فال حافظ | فال روزانه | طالع بینی | فال مصری | فال تاروت
فواید خنده
خنده تاریخ انقضا نداره !!! .gif)
.gif)
مجموعه تخصصی فواید ، دانستنیها و رازهای خنده
حمایت میکنیم
+ شادی و کمک به دیگران ( مراکز خیریه )
آمار سایت
بازدید دیروز: 20608
کل بازدید: 535355935










