m

maryam

@maryamat · ۲۶ امتیاز

★★★★☆ ۴ از ۵ (۱۸ رأی)

ش
جوک

عاغا این قضیه بقیه پول بود مختص بقالی ها بود ؟؟؟؟؟بقیه پول و خوراکی میدادن........که اخیرا هم به تاکسی ها و میوه فروشی ها و بوتیکا کشیده شده بود؟؟؟؟؟؟خواستم بگم به نونواییها هم کشیده شده ........
رفتم دوتا نون سنگک خریدم نونوا بقیه پولمو ی نصف نون داده با تعجب بهش نیگا کردم میگه چیه ناراحتی ؟؟؟؟؟؟؟
گفتم هرچی فک می کنم نمی تونم خودم و قانع کنم .. اونم نصف نونرو ازم گرفت بازم نصفش کرد ... گفت منم هرچی فک میکنم می بینم این نونه به نسبت نونای دیگه بزرگتره ...ب خاطر همین نصفش کردم.....
ینی استدلالش ته ته حلقم .......

ش
جوک

دقت کردین تو این فیلما وقتی طرف فشارش میفته با ی ته استکان آب ردبف میشه ؟؟؟؟
حالا اگه تو خونه ما کسی فشارش بیفته با ی بشکه 220 لیتری شربت و ی گونی قرص و ی کامیون غذا روبرا نمیشه ...
حالا سوالی که پیش میاد اینه که ما خیلی عجیبیم یا آدمای تو فیلم ی اصن هر دو ؟؟؟؟؟نظرتون؟؟؟؟؟؟؟؟؟

ش
پیام

بهلول در راهی نشسته بود و با انگشت بر خاک تصویر خانه ای می کشید و می گفت این خانه را بخرید تا خدا شما را پاداش بدهد....
خلیفه با همراهان گذر میگرد یکی از همراهان چند سکه بداد و خانه نقش بسته بر خاک را از بهلول خرید..
خلیفه شب در خواب دید که آن همراه را در بهشت قصری از زمرد عطا کرده اند ..
فردا نزد بهلول آمد و گفت:خانه ای نیز به من بفروش ..
بهلول خندید و گفت :""""""تو را آن پاداش ندهند زیرا او ندیده خریده بود........""""""

S
STop ۱۲ سال پیش
پیام

شخصی زیر درخت گردو ایستاده بود و میگفت:همه این کارهای دنیا درست است فقط نمیفهمم چرا گردوی به این کوچکی بالای این درخت بزرگ قرار دارد ولی هندوانه به آن بزرگی لای بته های کوچک!!!
همین طور که داشت با خودش حرف میزد .....
ناگهان بادی وزید و گردویی روی صورتش افتاد و بینی اش خون آمد او به خودش گفت:""""""خدا را شکر""""""
اگر یک هندوانه بالای درخت بود دیگر چیزی از من باقی نمی ماند.....
لایک:خدا جونم به خاطر همه نعمتات هزاران هزار بار سپاس........

S
STop ۱۲ سال پیش
پیام

جوانی درمانده در بیابان میرفت که پیرمردی را دید ...........
پیرمرد به او آب و غذا داد و او در کنار آتش تا صبح خوابید
صبح مرد جوان اسب او را دزدید و رفت و پیرمرد فریاد زد :"""""""از این ماجرا با کسی سخن مگو""""""""""
چوان گفت :چرا؟؟؟؟؟؟؟؟
پیرمرد گفت:"""""""تا جوانمردی از میان نرود """"""""
جوان از حرکت باز ایستاد..
"""با مراماش بلایکن"""

S
STop ۱۲ سال پیش
جوک

روزی کلاه های مرد کلاه فروشی دست میمون ها افتاد ....
می دانست میمون ها تقلید کارند .پس کلاهش را روی زمین انداخت و میمون ها نیز کلاه ها را از روی درخت به سمت زمین پرداخت کردند ....
سالها بعد مرد تجربه اش را به نوه اش گفت نوه نیز در جنگل به این مشکل برخورد و مانند پدربزرگ کلاهش را به زمین انداخت ....
میمونی پایین آمد و به پسر گفت"""""""فکر کردی فقط خودت پدر بزرگ داری؟؟؟"""""""

S
STop ۱۲ سال پیش
پیام

گنجشکی به آب نزدیک می شد و بر می گشت پرسیدند:چه میکنی؟؟؟
گفت:در این نزدیکی چشمه هست و من نوکم را پرآب می کنم و روی آتش می ریزم ..گفتند:حجم آتش در مقایسه با آبی که می آوری بسیار زیاد است و این فایده ندارد..گفت:شاید نتوانم آتش خاموش کنم اما هنگامی که خداوند پرسید:زمانی که دوستت در آتش سوخت چه کردی؟پاسخ میدهم:""""هر آن چه از من بر می آمد""""

S
STop ۱۲ سال پیش
جوک

عاغا با داداشم رفته بودیم دکتر ...........
دکتره فامیلیش مکانیک بود .... بهمون گفت هفته بعدم باید بیاید معاینه کنم البته نه این مطبم ...
داداشمم گف چ جالب اونجام مکانیکی دارید؟؟؟؟؟؟؟دکترم کم نیاورد گفت نه اونجا صافکاری دارم که دهن مریضایی مثل تورو صاف کنم ..........
بحححححله.....